اصفهان؛ پایتخت صنعت یا قربانی تمرکز صنایع آببر؟
پرونده ویژه اقتصاد آینده درباره نسبت صنعت، آب و آینده توسعه در نصفجهان؛اصفهان؛ پایتخت صنعت یا قربانی تمرکز صنایع آببر؟اقتصاد آینده در گزارشی تحلیلی، پیامدهای اقتصادی، زیستمحیطی و توسعهای تمرکز صنایع بزرگ در اصفهان را بررسی میکند؛ از زایندهرود و فرونشست زمین تا این پرسش راهبردی که آیا زمان بازنگری در جغرافیای صنعت ایران و انتقال تدریجی ظرفیتهای جدید فولادی به سواحل کشور فرا رسیده است؟
اصفهان؛ شهری که قرار بود ویترین ایران باشدبه گزارش اقتصاد آینده،کمتر شهری در ایران را میتوان یافت که به اندازه اصفهان از موهبتهای طبیعی، تاریخی، فرهنگی و انسانی برخوردار باشد. شهری که قرنها نه فقط مرکز تجارت و هنر، بلکه نماد شکوه تمدن ایرانی بوده است.اما امروز اصفهان در شرایطی قرار گرفته که بسیاری از کارشناسان توسعه، آن را حاصل نوعی عدم توازن در سیاستگذاریهای چند دهه گذشته میدانند؛ سیاستی که سهم صنعت را روزبهروز افزایش داد، اما همزمان از ظرفیتهای دیگر شهر غفلت کرد.اگر در دهههای گذشته از اصفهان به عنوان «نصفجهان» یاد میشد، امروز در کنار این عنوان، واژههایی مانند فرونشست، خشکی زایندهرود، آلودگی هوا و تنش آبی نیز شنیده میشود.این واقعیت، پرسشی جدی را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است: آیا اصفهان بیش از ظرفیت طبیعی خود، بار توسعه صنعتی ایران را بر دوش کشیده است؟توسعهای که از مرز ظرفیت سرزمین عبور کرددر ادبیات توسعه، مفهومی به نام «ظرفیت تحمل سرزمین» وجود دارد؛ یعنی هر منطقه تا سطح مشخصی توان پذیرش جمعیت، صنعت، کشاورزی و مصرف منابع را دارد.
بسیاری از متخصصان معتقدند بخشهایی از فلات مرکزی ایران، بهویژه اصفهان، در دهههای اخیر به تدریج به مرزهای این ظرفیت نزدیک شدهاند.مسئله فقط کاهش بارندگی نیست. اگر صرفاً تغییرات اقلیمی عامل بحران بود، بسیاری از شهرهای صنعتی جهان نیز باید با شرایط مشابه روبهرو میشدند. آنچه وضعیت اصفهان را پیچیدهتر کرده، همزمانی کاهش منابع آب با تمرکز گسترده فعالیتهای صنعتی، جمعیتی و کشاورزی است.در چنین شرایطی، هر پروژه توسعهای جدید باید این پرسش را پاسخ دهد که آیا منابع طبیعی منطقه توان پشتیبانی از آن را دارند یا خیر؟فولاد مبارکه؛ افتخار صنعتی یا نماد یک چالش ملی؟هیچ تحلیل منصفانهای نمیتواند نقش فولاد مبارکه در اقتصاد ایران را نادیده بگیرد.این مجموعه طی دهههای گذشته به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد منطقه تبدیل شده، هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده و سهم مهمی در صادرات غیرنفتی کشور داشته است.اما دقیقاً به دلیل همین ابعاد بزرگ و اثرگذاری گسترده، فولاد مبارکه امروز فقط یک کارخانه نیست؛ بلکه به نمادی از یک بحث ملی تبدیل شده است.بحث بر سر عملکرد یک شرکت نیست؛ بحث بر سر این است که آیا الگوی استقرار چنین صنایع عظیمی در قلب فلات خشک ایران، با الزامات توسعه پایدار قرن بیستویکم همخوانی دارد؟در سالهای اخیر مدیران فولاد مبارکه بارها بر کاهش مصرف آب، استفاده از پساب، بازچرخانی منابع و پروژههای زیستمحیطی تأکید کردهاند؛ اقداماتی که از سوی بسیاری از کارشناسان نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، منتقدان معتقدند حتی اگر بهرهوری مصرف آب بهبود یابد، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا بهترین مکان برای توسعه ظرفیتهای جدید فولادی، منطقهای است که خود با تنش آبی مزمن مواجه است؟این پرسش، متوجه یک شرکت خاص نیست؛ بلکه متوجه سیاستهای کلان مکانیابی صنعتی در کشور است.هزینهای که در گزارشهای مالی دیده نمیشوداقتصاددانان محیطزیست اصطلاحی دارند به نام «هزینه بیرونی»؛ هزینهای که در دفاتر حسابداری ثبت نمیشود اما جامعه آن را پرداخت میکند.وقتی سطح آبهای زیرزمینی افت میکند، وقتی فرونشست به زیرساختهای شهری نزدیک میشود، وقتی کیفیت هوا کاهش مییابد و وقتی یک رودخانه تاریخی بخش عمده سال خشک میماند، بخشی از این هزینهها در جایی خارج از صورتهای مالی شرکتها انباشته میشود.شاید هیچکس نتواند سهم دقیق هر عامل را در بحرانهای کنونی اصفهان تعیین کند، اما کمتر کارشناس مستقلی وجود دارد که منکر تأثیر تمرکز صنایع بزرگ آببر بر فشار وارد شده به منابع طبیعی استان باشد.به بیان دیگر، مسئله فقط مصرف آب یک کارخانه نیست؛ مسئله مجموع فشاری است که از سوی دهها واحد بزرگ صنعتی بر یک اکوسیستم محدود وارد میشود.اصفهان چه چیزهایی را از دست داده است؟یکی از مباحثی که کمتر درباره آن صحبت میشود، «هزینه فرصت» است.در اقتصاد، هر انتخاب به معنای چشمپوشی از فرصتهای دیگر است.اصفهان میتوانست طی سه دهه گذشته بخش بیشتری از سرمایهگذاریهای خود را به گردشگری بینالمللی، اقتصاد خلاق، فناوریهای نو، صنایع فرهنگی، خدمات مالی، نوآوری و اقتصاد دانشبنیان اختصاص دهد.
شاید اگر بخشی از منابع، زیرساختها و توجه مدیریتی که صرف توسعه صنایع سنگین شد، به این حوزهها اختصاص پیدا میکرد، امروز اصفهان جایگاهی متفاوت در اقتصاد ایران و منطقه داشت.این پرسش به معنای نفی صنعت نیست؛ بلکه دعوت به بازنگری در توازن میان بخشهای مختلف اقتصادی است.چرا جهان مسیر دیگری را انتخاب کرده است؟در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، روند دهههای اخیر نشان میدهد که صنایع آببر و انرژیبر به سمت سواحل، بنادر و مناطق دارای مزیت لجستیکی حرکت کردهاند.در ژاپن، کره جنوبی، چین و بخشهایی از اروپا، فولادسازی بیش از آنکه در مناطق کمآب داخلی توسعه یابد، در کنار آبراههای بزرگ و بنادر شکل گرفته است.علت نیز روشن است؛ دسترسی به آب، کاهش هزینه حملونقل، سهولت صادرات، امکان واردات مواد اولیه و کاهش فشار بر مناطق داخلی.ایران نیز از هزاران کیلومتر نوار ساحلی در شمال و جنوب برخوردار است؛ ظرفیتی که هنوز بخش مهمی از آن در توسعه صنایع مادر مورد استفاده قرار نگرفته است.آیا انتقال صنایع به معنای تضعیف اصفهان است؟برخی تصور میکنند هرگونه بحث درباره انتقال تدریجی صنایع آببر، به معنای تضعیف اقتصاد اصفهان است.اما گروهی از کارشناسان دقیقاً برعکس فکر میکنند.از نگاه آنان، بزرگترین خدمت به اصفهان آن است که این استان از زیر بار بخشی از فشارهای انباشته رها شود و فرصت بازتعریف نقش اقتصادی خود را پیدا کند.اصفهان میتواند در دهههای آینده به قطب فناوری، نوآوری، صنایع پیشرفته، گردشگری بینالمللی، اقتصاد دیجیتال و خدمات دانشبنیان تبدیل شود؛ حوزههایی که ارزش افزوده بالاتری دارند و وابستگی کمتری به منابع محدود طبیعی ایجاد میکنند.
پرسشی که دیر یا زود باید پاسخ داده شودشاید مهمترین نکته این باشد که بحث امروز دیگر صرفاً درباره فولاد مبارکه یا یک واحد صنعتی خاص نیست.موضوع، آینده توسعه ایران است.آیا کشور باید همچنان آب را با هزینههای سنگین به دل مناطق خشک منتقل کند تا الگوی استقرار صنایع بدون تغییر باقی بماند؟یا آنکه زمان آن رسیده است که توسعه صنعتی با منطق جدیدی تعریف شود؛ منطقی که منابع آب، ظرفیت اکولوژیک، امنیت زیرساختی و مزیتهای جغرافیایی را همزمان در نظر بگیرد؟در این میان، فولاد مبارکه به دلیل جایگاه و وزن اقتصادی خود میتواند بخشی از راهحل نیز باشد؛ نه صرفاً بخشی از مسئله. بسیاری از کارشناسان معتقدند این مجموعه میتواند پیشگام گفتوگویی ملی درباره آینده صنعت ایران و نحوه استقرار نسل جدید صنایع فولادی در سواحل کشور باشد.شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که اصفهان چه میزان صنعت دارد؛ پرسش این است که اصفهان برای ماندن، برای نفس کشیدن و برای حفظ جایگاه تاریخی خود، چه میزان ظرفیت طبیعی در اختیار دارد؟پاسخ به این پرسش، آینده نصفجهان را رقم خواهد زد.ه.اسماعیلی#دولت #فولادمبارکه_اصفهان #انتقال_فولاد #بازسازی_فولاد #فرونشست_اصفهان #هوای_اصفهان #مبارکه #انجمن_فولاد 09:53 - 10 خرداد 1405