عروسک‌های سوخته ...

کودک یک ساله‌ای که در حمله وحشیانه آمریکایی صهیونی به منازل مسکونی منطقه پردیسان قم به شهادت نائل آمد.
ساعت به وقت تجاوز ایستاد،دقیقاً همان لحظه‌ای که فرشتگان برای تماشای خواب تو صف کشیده بودند.در پردیسان، زمین دهان باز نکرد،آسمان بود که قساوت بارش گرفت؛قساوت نطفه‌های نامشروع «اپستین» و بمب‌های مدعیان حقوق بشر.آهای کسانی که چشم به دست «اجنبی» دوخته‌ بودید!بیایید و تماشا کنید؛«کمک» رسید!بسته‌های حمایتی آمریکایی صهیونی در چند شب پیش بر سر کودکان قم فرود آمد.بسته‌هایی از جنس آتش و ترکش،تا گهواره‌ها را تابوت کند و پستانک‌های آغشته به خون رابه عنوان «سند جنایت» روی دست تاریخ بگذارد.فکر می‌کردید بمب‌های هوشمند دشمن، شناسنامه چک می‌کند؟! خیال می‌کردید این موشک‌ها لابد فرق می‌گذارند بین آنکه عاشق پرچم است و آنکه مثل شما به خاکش پشت کرده.«بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟»به کدامین گناه کشته شدند؟این جنایت گریبان آن «سرسپردگانی» را می‌گیرد که بوی باروت دشمن راعطر نجات می‌پنداشتند.آیا این همان آزادی‌ست که مژده‌اش را می‌دادید؟آزادی روح یک کودک یک‌ساله از قفس تن؟آزادی یک مادر از آغوش فرزندش؟ببینید و بدانید...هر کس که امروز در برابر این ضیافت خون سکوت کند،در فشردن ماشه‌ی آن پهپاد شریک است.هر کس که هنوز فکر می‌کند گرگ خون‌آشام برای چوپانی آمده،خون این طفل بی‌گناه، لکه‌ی ننگی‌ست بر پیشانی باور پوسیده‌اش.آهای کسانی که از صدای انفجار در رگ‌های این خاک قند در دلتان آب می‌شد! نگاهی به گهواره‌ی خالی پردیسان بیندازید. این است دستمزد اعتماد به اجنبی. دشمن که بیاید، فرش قرمز زیر پایش پهن نمی‌کند، او از جنازه‌ی کودکان ما پله می‌سازد برای رسیدن به غارت بیشتر.
ما اما اندوهگین می‌شویم، می‌گرییم، ولی ناامید نه. خون این طفل یک‌ساله، ریشه‌های این خاک را محکم‌تر می‌کند. ما پشتمان گرم است؛ نه به وعده‌های پوشالی کدخدا، که به وعده‌ی صادق خدا.ما اما، در میانه‌ی این دود و آتش،زانو نمی‌زنیم.کوله پشتی‌های خاک‌آلود و عروسک‌های سوخته،پرچم‌های فتح ما خواهند شد.ما به وعده‌ی «لا تَهِنوا و لا تَحزَنوا» ایمان داریم.اگرچه سحرگاه ما با صدای انفجار شکافت،اما خورشید پیروزی از همین ویرانه‌ها طلوع خواهد کرد.کوچک من!تو قرار بود امروز اولین قدم‌هایت را روی فرشِ اتاق برداری، نه اینکه تکه‌های تن‌ات را از میان آهن‌برهای گداخته جمع کنند. آن‌هایی که برای تحریم و جنگ سوت و کف می‌زدند، حالا کجا هستند که ببینند «هوشمندی» موشک‌های آمریکایی، فقط در تشخیص معصومیت گلوی تو بود؟ بخواب کودک من...در آغوش ملائک آرام بگیر،که این خاک، بیدارتر از همیشه،انتقام لبخندهای ناتمام تو را از «عفریت مرگ» خواهد گرفت.«وَ ما النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ»اَللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَجَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَلَامُ اللهِ عَلَيْهَا✍🏻 ابراهیم بهمنی - فروردین ۱۴۰۵#ایران #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اینترنت_بین_الملل #اینترنت #اینترنت_آزاد #جنگ #رهبر_شهید #رهبر #آمریکا #ترامپ
12:25 - 10 فروردین 1405
زندگی
کودک
تحلیل و نظر

2 بازنشر15 واکنش
44٫9k بازدید


1 پاسخ

در پاسخ به
💔