مستندات پیروزی قطعی ایران در جنگ با نظام سلطه آمریکا و اسرائیل غاصب
طی جنگ دوم یعنی جنگ 12 روزه در خرداد سال 1404 و یک دوره 106 روزه جنگ و پسا جنگ سوم که از 9 اسفند 1404 از سوی رژیمهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران صورت گرفت، پیروز قطعی راهبردی، دفاعی و روایتی جنگ، به اعتراف اتاقهای فکر، اندیشمندان و تحلیلگران رسانهای آمریکا، اروپا و اسرائیل غاصب، جمهوری اسلامی ایران است.
دکتر سعید رضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایرانرخدادهای ژئوپلیتیک همواره در چارچوبهای تحلیلی متعارفی تفسیر میشوند که محصول ساختارهای قدرت و روایتهای مسلط هستند. آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، این واقعیت بنیانی است که مفهوم پیروزی در منازعات معاصر مفهومی سیال و چندلایه است. بر اساس شاخصهای ثباتمحور، پایداری نظام سیاسی، تداوم کارکرد نهادهای حاکمیت، بازدارندگی فراتر از مرزهای جغرافیایی و مهمتر از همه، تحمیل روایت خود بر روند تحولات منطقهای، اذعان تحلیلگران غربی، پیروزی بلامنازع ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر است. پیروزی برای ایران به معنای تحمیل نشدن اراده دشمن، حفظ مؤلفههای حاکمیت، تبدیل شهادت رهبری به نقطه عطفی برای انسجام ملی و تغییر معادلات بازدارندگی به نفع خود و تثبیت اراده خود در حاکمیت سرزمینی و دریایی است. لذا، بازخوانی ابعاد این جنگ از منظر دگردیسی راهبردی ایران و منطقه، ضرورتی اجتنابناپذیر برای درک آینده نظم غرب آسیاست. برای تبیین پیروزی نظام جمهوری اسلامی ایران و ملت شریف ایران در جنگ دوم و سوم 8 محور مهم تبیین میشود:
1. این جنگ با هدف دست یافتن به ثروت و قدرت و تغییر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا صورت گرفت و به هیچیک از اهداف خود دست پیدا نکرد و ثروت بسیاری شامل پایگاههای نظامی و اقتصادی و همچنین اعتبار دشمن در منطقه و جهان از دست رفت.جنگهای تحمیلی رژیمهای آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، آشکارا با سه هدف راهبردی دنبال میشد: نخست، دستیابی به ثروت و قدرت از طریق تسلط بر منابع انرژی و مسیرهای ترانزیتی غرب آسیا؛ دوم، تغییر جغرافیای سیاسی منطقه از طریق حذف محور مقاومت و سوم، تحمیل اراده خود بر نظام مستقل جمهوری اسلامی ایران. گزارشهای بینالمللی بر شکست کامل هر سه این اهداف گواهی میدهند. مؤسسه رند در مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد هدف اصلی مهاجمان «تغییر رژیم» بود، اما انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان رهبر جدید «نشانهای از نهادینگی و تداوم کارکرد نظام جمهوری اسلامی» (ویلیامز و گریسه، ۲۰۲۶) است. به عبارت دیگر، هدف تغییر جغرافیای سیاسی غرب آسیا از طریق حذف نظام جمهوری اسلامی محقق نشد. از سوی دیگر، تحلیلگر ارشد امور جهانی شبکه خبری استرالیا در می ۲۰۲۶ با صراحت اذعان کرد: «اهداف اولیه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران محقق نشده است؛ حاکمیت ایران سرنگون نشده و تهدید هستهای ایران نیز از بین نرفته است» (تینگل، ۲۰۲۶).
این اظهار نظر نشان میدهد که حتی هدف دوم مهاجمان یعنی خنثیسازی توانمندیهای هستهای ایران نیز با شکست مواجه شده است. این تحلیلگر گزارش میکند که ایران «تا ۱۷ تأسیسات نظامی آمریکا در جنوب غرب آسیا را به طور قابل توجهی آسیب رسانده و به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را یادآوری کرده است» (تینگل، ۲۰۲۶). به عبارت دیگر، بخش مهمی از ثروت نظامی آمریکا شامل پایگاههای راهبردی در منطقه از دست رفته است. در خصوص از دست رفتن پایگاههای نظامی آمریکا، گزارش آژانس خبری آنادولو در فوریه ۲۰۲۶ به نقل از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی فاش کرد که ایران «بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی در جنوب غرب آسیا را در اختیار دارد و توانایی هدفقراردادن پایگاههای آمریکایی در سراسر منطقه را نشان داده است» (آنادولو، ۲۰۲۶). در بُعد از دست رفتن اعتبار جهانی آمریکا، گزارش منتشر شده در نشریه تیلور و فرانسیس در مارس ۲۰۲۶ ابراز میکند که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که پیشتر میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بودند، به این نتیجه رسیدهاند که «ایالات متحده نتوانسته از آنها به خوبی دفاع کند و میزبانی از پایگاههای آمریکایی در نهایت حملات ایران را به سوی آنها جلب کرده است» (هوکایم، ۲۰۲۶).
این ادراک عمومی در بین متحدان سنتی آمریکا، نشاندهنده سقوط اعتبار و جایگاه این کشور به عنوان یک متحد قابل اعتماد و یک قدرت هژمون پایدار در منطقه است. تحلیلگر ای بی سی این وضعیت را چیزی جز «فاجعه راهبردی» و «شکست حقیقی آمریکا» نمینامد و تصریح میکند که نتیجه جنگ «ایران را در صندلی راننده و اسرائیل را آسیبپذیرتر از همیشه قرار داده است» (تینگل، ۲۰۲۶).2. اراده نظام سلطه قدرت و ثروت، از به شهادت رساندن رهبر شهید انقلاب، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران بود که با شکست قطعی مواجه شد و انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای بعنوان جایگزین قدرتمند رهبر شهید انقلاب، انرژی جدیدی ایجاد کرد که موجب تقویت اقتدار ایران عزیز شد. اندیشکده جینز در مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که «انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، به احتمال زیاد نشان میدهد که همبستگی نخبگان در ایران قوی باقی میماند و بازیگران اصلی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رهبری روحانی و سیاسی ایران سطح وسیعی از اجماع نخبگانی را حفظ میکنند» (جینز، ۲۰۲۶).
این گزارش که از معتبرترین منابع اطلاعاتی ـ دفاعی جهان است، تصریح میکند که آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای «نامزدی تداومبخش است که تمام بازیگران اصلی تأثیرگذار در ایران به سرعت بر سر او توافق کردهاند» (جینز، ۲۰۲۶). به عبارت دیگر، دشمن با تصور اینکه حذف رهبری موجب سردرگمی و فروپاشی خواهد شد، با انتخاب بیوقفه و اجماعی، جانشین قدرتمند مواجه گردید. بنگاه خبرپراکنی بیبیسی نیز در گزارشی در مارس ۲۰۲۶ که توسط سباستین بوسوا، پژوهشگر جنوب غرب آسیا در مؤسسه ژئوپلیتیک اروپا در بلژیک تهیه شده بود، تأکید کرد این نظام «آنقدر محکم است که تقریباً هیچگونه فرار و انشعابی مشاهده نمیشود» (بیبیسی، ۲۰۲۶). این اظهارات صریح از سوی منابع اروپایی و بینالمللی، نشاندهنده شکست کامل سناریوی تغییر و به اصطلاح سلطه گراان "رژیم ایران" از طریق حذف فیزیکی رهبری است. خبرگزاری فرانسه نیز در آوریل ۲۰۲۶ به نقل از تحلیلگران اسرائیلی گزارش داد که آتشبس بین آمریکا و ایران، «اهداف اصلی جنگی [رژیم] اسرائیل را تا حد زیادی برآوردهنشده باقی گذاشته است» و «مخالفان اسرائیلی این آتشبس را به عنوان یک شکست بزرگ محکوم کردهاند» (خبرگزاری فرانسه، ۲۰۲۶). مایراو زونشاین، تحلیلگر ارشد اسرائیل در گروه بینالمللی بحران، در این گزارش با صراحت اذعان کرد که از سه هدف اصلی نتانیاهو یعنی «حذف برنامه هستهای، تضعیف توانایی موشکی و تضعیف یا سرنگونی رژیم ایران، از نظر عینی در هر سه مورد شکست خورده است» (زونشاین، ۲۰۲۶، به نقل از خبرگزاری فرانسه). در نهایت، یائیر لاپید، رهبر اصلی اپوزیسیون رژیم اسرائیل، این وضعیت را «بزرگترین فاجعه سیاسی در تمام تاریخ اسرائیل» خواند (خبرگزاری فرانسه، ۲۰۲۶).
3. قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت بازدارندگی خود را به عنوان بزرگترین قدرت دفاعی منطقه غرب آسیا و یکی از چهار قدرت دفاعی جهان به اثبات رساند. این واقعیت، امنیت ملی ایران و جبهه مقاومت را برای سالهای متمادی تأمین نمود و شکستپذیری اسرائیل غاصب و آمریکای سلطهگر را قطعی نمودقدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران به روشنی توان بازدارندگی خود را به عنوان بزرگترین قدرت دفاعی منطقه غرب آسیا به اثبات رساند و این واقعیت که ایران در زمره چهار قدرت برتر دفاعی جهان قرار دارد، اکنون به یک گزاره راهبردی قطعی در محافل بینالمللی تبدیل شده است. بر اساس گزارش مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی تحت عنوان «موازنه نظامی ۲۰۲۵»، ایران با دارا بودن حدود ۶۱۰ هزار نیروی فعال نظامی، یکی از بزرگترین نیروهای مسلح مستقر در جنوب غرب آسیا را در اختیار دارد که شامل ۳۵۰ هزار نیروی ارتش منظم و حدود ۱۹۰ هزار عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میشود (آنادولو، ۲۰۲۶). این شمار نیروی انسانی، تنها بخشی از معادله قدرت دفاعی ایران است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تصریح میکند که ایران «بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی در جنوب غرب آسیا» را در اختیار دارد و این زرادخانه شامل هزاران موشک بالستیک و کروز با بردهایی از چندصد کیلومتر تا ۲۵۰۰ کیلومتر است که برخی از این سامانهها قادر به هدفقراردادن رژیم اسرائیل و حتی بخشهایی از جنوب شرقی اروپا هستند (آنادولو، ۲۰۲۶).
مؤسسه جینز نیز در تحلیل خود اذعان کرده است که موشک هایپرسونیک فتاح با برد ۱۴۰۰ کیلومتر و موشک خرمشهر-۴ با برد ۲۰۰۰ کیلومتر و کلاهکی به وزن ۱۵۰۰ کیلوگرم، بخشی از زرادخانهای هستند که ایران را در زمره قدرتهای موشکی برتر جهان قرار میدهد (همان). تحلیلگران اندیشکده چتم هاوس لندن به اعتراف کردهاند که ایران «در عمل توانایی خود را در بستن تنگه هرمز به اثبات رسانده است و این بازدارندگی، اکنون به عنوان یک تهدید دائمی بالای سر کشتیرانی در خلیج فارس و اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند» (جونو، ۲۰۲۶). گزارش نشریه تیلور و فرانسیس نیز با اشاره به چارچوب بازدارندگی لایهای ایران که طی چهار دهه ساخته شده، اذعان میکند «سیستم ایران انعطافپذیرتر از آن چیزی بود که دولت ترامپ انتظار داشت». این سیستم بر چهار رکن استوار است: عدم تقارن جنبشی با استفاده از پهپادهای ارزان و موشکهای دقیق، بنبست هستهای، ساختار نیابتی عقیدتی و تسلیحات جغرافیایی از طریق تنگه هرمز (هاتزیدیاکس، ۲۰۲۶).
مؤسسه میدل ایست آی نیز در گزارشی مفصل با اشاره به شکست اهداف راهبردی رژیمهای آمریکا و اسرائیل از جمله تغییر رژیم، براندازی و برچیدن کامل توان موشکی و هستهای ایران، تصریح کرده است که «نظام ایران ثبات خود را حفظ کرده و حتی بر تنگه هرمز نیز تسلط یافته است» و این به معنای پیروزی راهبردی ایران در نبرد بزرگتر یعنی نبرد روایت و مشروعیت سیاسی است (میدل ایست آی، ۲۰۲۶). از سوی دیگر، تحلیلگر مؤسسه رند، در مصاحبهای با اشاره به بقای نظام جمهوری اسلامی علیرغم تحمل خسارات، اذعان کرده است که «سپاه پاسداران در لحظهای حساس برای نظام، نفوذ خود را تثبیت کرده و مسئولیت اصلی آن حفاظت از انقلاب است» و این واقعیت، رژیمهای اسرائیل و آمریکا را با شکستپذیری راهبردی مواجه ساخته است (سودکمپ، ۲۰۲۶). مجله اسمال وارز ژورنال در آوریل ۲۰۲۶ در تحلیلی جامع از این جنگ نتیجهگیری کرده است که «آمریکا در این جنگ هیچ سناریوی برندهای ندارد» و «ایران در هر دو سناریو ــ چه پیروزی آمریکا و چه پیروزی ایران ــ پیروز معادلات راهبردی خواهد بود، چراکه حتی در صورت پیروزی نظامی آمریکا، ایران به عنوان یک ملت، تسلیم نخواهد شد و اشغال ایران تبدیل به یک باتلاق راهبردی برای آمریکا خواهد شد» (اسمال وارز ژورنال، ۲۰۲۶). 4. بطور قطع مهمترین قدرت راهبردی غرب آسیا که وجود آن تضمین کننده صیانت از تمامیت ارضی کشورهای غرب آسیا و حافظ منافع ملی منطقه است، جمهوری اسلامی ایران است. بطور قطع مهمترین مانع برای تحقق ایده سلطهآمیز ثروت و قدرت خاورمیانه جدید، جمهوری اسلامی ایران است.
گزارش رویترز در ژوئن ۲۰۲۶ با استناد به تحلیلگران ارشد منطقهای تأکید میکند که «منطقه از یکی از خطرناکترین بحرانهای دهههای اخیر با موازنه قوا عمدتاً بدون تغییر خارج شد و ایران از نظر سیاسی جسورتر و اعتماد خلیج فارسنشینان به حمایت آمریکا به شدت متزلزل شده است» (رویترز، ۲۰۲۶). فوزا گرگز، پژوهشگر جنوب غرب آسیا، در این گزارش توضیح میدهد: «کشورهای خلیج فارس به طور فزایندهای به این درک رسیدهاند که جمهوری اسلامی ایران آمده تا بماند و همچنان توانایی برهم زدن نظم منطقهای را در اختیار دارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران اعتماد ندارند. آنها امیدوار بودند آمریکا تغییر رژیم ایجاد کند. برعکس آن اتفاق افتاده است. اکنون حاکمان بیشتری در خلیج فارس دریافتهاند که نمیتوانند برای تأمین امنیت یا ثبات خود به آمریکا یا اسرائیل تکیه کنند» (رویترز، ۲۰۲۶). نشریه فارین افرز نیز در می ۲۰۲۶ طی تحلیلی از تحولات منطقه پس از جنگ، با اشاره به فروپاشی آنچه «محور ابراهیم» نامیده میشود، اذعان میکند که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که «اسرائیل بیش از حد تمایل به جنگآغاز کردن پیشدستانه برای به دست آوردن آنچه میخواهد دارد و بیش از حد راحت است که منافع کشورهای همسایه را نادیده بگیرد» (هلییر، ۲۰۲۶).
نویسنده تأکید میکند حتی پایتختهایی که مایل به عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل بودند، هرگز ایده حمایت از سلطه آن رژیم، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، را نپذیرفتند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت مرکزی مقاومت و تضمینکننده توازن در برابر زیادهخواهیهای اسرائیل ظاهر شده است. نویسنده گزارش میدهد که در پایتختهای خلیج فارس، این باور رو به رشد است که رژیم اسرائیل دستکم به همان اندازه ایران یک تهدید محسوب میشود (همان). آژانس خبری شینهوا در ژوئن ۲۰۲۶ به نقل از تحلیلگران برجسته منطقهای گزارش میدهد که «ایران به یک بازیگر مستقیم و انعطافپذیر منطقهای تبدیل شده است که شرایط جدیدی برای مذاکره طلب میکند» و «ایران ثابت کرده است که دولتی شکستناپذیر است و معادله جدیدی را تحمیل کرده است که هر گونه مذاکره هستهای باید شامل آتشبس در لبنان نیز باشد» (شینهوا، ۲۰۲۶). همچنین تحلیلگران خاطرنشان میکنند که «اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به تعهدات امنیتی آمریکا به طور قابل توجهی فرسوده شده است، زیرا رویکرد واشنگتن به طور فزایندهای گزینشی و متمرکز بر منافع امنیتی اسرائیل تلقی میشود» (شینهوا، ۲۰۲۶). همین تحلیل در خبرگزاری ویتنام نیز منعکس شده و تأکید میکند که «آمریکا در حال گذار از یک ضامن امنیت مطلق به یک مدیر بحران واکنشی است» (ویتنام.ون، ۲۰۲۶). مؤسسه بینالمللی مطالعات ایرانی (الرسانا) نیز در گزارشی به ناکامی آمریکا در تشکیل ائتلاف دفاعی یکپارچه در جنوب غرب آسیا با هدف مقابله با ایران اذعان کرده و موانع متعددی از جمله عدم تمایل کشورهای منطقه به قرار گرفتن در معرض درگیری سرد با ایران و عدم تمایل به جنگیدن به نیابت از رژیمهای آمریکا و اسرائیل را برشمرده است (الرسانا، ۲۰۲۶).
5. رژیمهای آمریکا و اسرائیل، جنگ در میادین دیگر را بصورت پیچیدهتری ادامه خواهند داد. بطور قطع جنگ ترکیبی جدید با وسعت و عمق بیشتر در قلمرو جنگ اقتصادی و جنگ شناختی برای تغییر تدریجی در ایران ادامه پیدا میکند و نباید شرایط را عادی تلقی کنیمرهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، در پیام رسمی در خرداد ۱۴۰۵ به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)، با تأکید بر این واقعیت تصریح کردند دشمن در رویارویی با نیروهای مسلح ایران شکست خورده است. پس از تحمل ضربات سنگین هم در میدان نبرد و هم در درگیریهای خیابانی، آنها اکنون کارزار جنگ ترکیبی خود را بر دو هدف اصلی متمرکز کردهاند: تضعیف تابآوری مردم و مختل کردن فرآیند تصمیمگیری رهبری کشور. ایشان هشدار دادند که طرف مقابل به دنبال ایجاد تردید، ناامیدی، ترس و تفرقه به منظور تضعیف انسجام اجتماعی است و از مردم و دولت خواستند با تقویت وحدت ملی و اعتماد متقابل، در برابر این تلاشها هوشیار و استوار بمانند. جنگ شناختی و ترکیبی علیه ایران در ابعاد مختلف ادامه خواهد یافت، زیرا دشمنان به دنبال جبران شکست نظامی خود از طریق جنگ پنهان اطلاعاتی امنیتی هستند. همچنین، موجودیهای نظامی رژیم آمریکا تحلیل رفته و متحدان منطقهای آن به محدودیتهای قدرت آمریکا پی بردهاند و از این رو، دشمن ناگزیر به تغییر تاکتیک و روی آوردن به جنگ ترکیبی و شناختی خواهد بود.
6. خونخواهی امام شهید و مردم و کودکان عزیز این سرزمین با حفظ تعهدات بینالملل با حرارت عمیقتر و آتشِ سوزان ادامه پیدا خواهد کرد و خون شهدا با هیچ معاهده و موازنه جدید قابل جبران نیسترهبر شهید انقلاب، حضرت آیه الله العظمی خامنهای، رهبر حکیم، اندیشمند، دلسوز همه ملت های مظلوم جهان و نمادی از رهبری تمدنی در تاریخ ایران بود و شهادت ایشان به نوعی تهاجم به ملت ایران و تاریخ تمدنی ایران است. بر این مبنا خونخواهی امام شهید از جنس خون خواهی شهدای کربلاست. در عین حال ماهیت این خونخواهی، انتقامجویی خارج از ضوابط و مقررات و طبیعتا از جنس ترور نیست. این امر فرآیندی راهبردی، حقوقی و بینالمللی مبتنی بر اصول و تعهدات بینالمللی است. ملت ایران به خوبی آگاه است که خون شهدا با هیچ معاهده و موازنه جدیدی قابل جبران نیست، چراکه ارزش خون پاک امام شهید و فرزندان این سرزمین فراتر از هرگونه معامله سیاسی و دیپلماتیک است.
تجربه تاریخی نشان داده است هرگاه دشمنان تصور کردهاند با فشار حداکثری و ترور رهبران میتوانند اراده ملت ایران را درهم بشکنند، با مقاومت بینظیری مواجه شدهاند که نتیجه آن پیروزیهای بزرگتر بوده است. امروز، خون شهدای جنگ تحمیلی به سرمایهای عظیم برای نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است که هرگونه محاسبه راهبردی دشمن را بر هم میزند. خونخواهی شهدای جنگ منتهی به مرگ ذلیلانه صدام حسین شد و این سرنوشتی است برای همه سلطهگران ظالم کودک کش و درگیر در کشتار جمعی انسانها. هیچ قدرت جهانی نمیتواند با تطمیع یا تهدید، ملت ایران را از مسیر عدالتخواهی منحرف کند. جبهه مقاومت نیز که خود متحمل خسارات سنگین شده، همسو با ایران، آماده است تا انتقام خون شهدای مشترک خود را از صهیونیستها و ایادی منطقهای آنها بگیرد. 7. با کوچکترین تخلف از اصول مورد توافق، اولین اقدام بستن تنگه هرمز و بابالمندب تکرار خواهد شد و با نقض اصول مرتبط توقف جنگ در لبنان و کشورهای جبهه مقاومت، دفاع فراگیر با هیمنه قدرتمندتر آغاز خواهد شد
آنچه پیش از این به عنوان یک تهدید نظری و بخشی از دکترین بازدارندگی ایران تلقی میشد، اکنون به یک قابلیت اثباتشده و عملیاتی تبدیل شده است که هرگونه محاسبه راهبردی دشمن را تحت تأثیر قرار میدهد. در شرایط پساجنگ، هرچند آتشبسی موقت برقرار شده، اما ایران به صراحت اعلام کرده است که با کوچکترین تخلف از اصول مورد توافق، از جمله توقف کامل تجاوزات علیه منافع ایران و جبهه مقاومت، لغو تحریمهای ظالمانه و خروج نظامیان خارجی از منطقه، بلافاصله اقدام به بستن تنگه هرمز و بابالمندب خواهد کرد. این اقدام، که در طول جنگ نیز با موفقیت آزمایش شد، توانایی فلج کردن اقتصاد جهانی از طریق جلوگیری از عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری را دارد. از سوی دیگر، هرگونه نقض اصول مرتبط با توقف جنگ در لبنان و سایر کشورهای جبهه مقاومت، به منزله اعلام پایان آتشبس و آغاز مرحله جدیدی از دفاع فراگیر با هیمنهای قدرتمندتر از گذشته خواهد بود. در این مرحله جدید، میادین نبرد محدود به مرزهای ایران نخواهد بود، بلکه تمامی منافع دشمن در هر نقطه از منطقه و فراتر از آن به عنوان هدف مشروع دفاعی تلقی خواهد شد. این هشدار راهبردی، امروز به یک اصل مسلم در تمام محاسبات نظامی و سیاسی دشمنان تبدیل شده و تضمینکننده اصلی ثبات نسبی پس از جنگ است. قدرت دفاعی ایران در شرایط کنونی به حدی است که هرگونه ماجراجویی جدید دشمن، با واکنشی گسترده و ویرانگر مواجه خواهد شد و معادلات قدرت در سراسر منطقه را برای همیشه تغییر خواهد داد. امنیت جهانی امروز به طور مستقیم به درک این واقعیت گره خورده است که خط قرمزهای ایران، خطوطی غیرقابل عبور هستند.
8. خسارت مادی جمهوری اسلامی ایران با برآوردی از سیصد تا نهصد میلیارد دلار برآورد شده است که جبران این خسارت یک اصل مبتنی بر کنوانسیونهای حقوقی بینالمللی که کشور متخاصم نسبت به آن تعهد داردجنگ تحمیلی دوازدهروزه و جنگ تحمیلی رمضان، خسارات مادی به زیرساختهای اقتصادی، صنعتی، مسکونی و خدماتی جمهوری اسلامی ایران وارد کرده است. برآوردهای کارشناسی صورتگرفته توسط نهادهای داخلی و بینالمللی، مجموع این خسارات را در گسترهای بین ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلیارد دلار تخمین میزنند. این خسارات شامل تخریب تأسیسات هستهای و موشکی، فرودگاهها و بنادر راهبردی، پالایشگاهها و خطوط لوله انتقال نفت و گاز، نیروگاههای برق، پلها و جادههای اصلی، بیمارستانها و مراکز درمانی، مدارس و دانشگاهها و همچنین میلیونها واحد مسکونی در شهرها و روستاهای آسیبدیده میشود. افزون بر خسارات فیزیکی، میلیاردها دلار فرصتهای ازدسترفته اقتصادی، کاهش تولید ناخالص داخلی، افزایش نرخ بیکاری و هزینههای سنگین بازسازی نیز باید به این رقم اضافه شود.
جمهوری اسلامی ایران بر اساس کنوانسیونهای حقوقی بینالمللی از جمله کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹) و پروتکل الحاقی اول (۱۹۷۷) که به حمایت از غیرنظامیان و اموال غیرنظامی در زمان جنگ اختصاص دارد و همچنین کنوانسیون لاهه (۱۹۰۷) و مواد مرتبط با منشور ملل متحد، حق کاملاً قانونی برای دریافت غرامت کامل از کشورهای متجاوز را دارد. همچنین قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل (۱۹۷۰) و اصل ۳۱ مواد مسئولیت دولتها (۲۰۰۱) بر تعهد کشور متجاوز به جبران کامل خسارات وارده تأکید دارند. ایران این حق خود را از طریق مراجع حقوقی بینالمللی از جمله دیوان بینالمللی دادگستری و سازوکارهای حقوقی سازمان ملل پیگیری خواهد کرد و هیچ آتشبس یا موازنه جدید سیاسی نمیتواند این حق مسلم ملت ایران را ساقط کند. جبران این خسارت، یک اصل حقوقی غیرقابل مصالحه است و دولت ایران تا حصول نتیجه نهایی، این پرونده را با قوت پیگیری خواهد کرد.جمعبندیبرای اولین بار پس از جنگ جهانی دو قدرت اتمی جهان با همکاری دولت های اروپائی و کشورهای منطقه با ترکیبی از قوای نظامی، جنگ سایبری، بمباران شبههستهای و عملیاتهای اطلاعاتی گسترده همراه با بکارگیری ظرفیتهای جنگ اقتصادی و جنگ شناختی، نتوانستند نظام سیاسی هدف را سرنگون یا حتی به تغییر رفتار وادار کنند. این شکست، یک اثر دومینویی بازدارندگی معکوس ایجاد کرد. متحدان رژیم آمریکا در منطقه، که پایگاههای نظامی و ثروتهای خود را گروی تضمینهای امنیتی واشنگتن گذاشته بودند، خود را در مواجهه مستقیم با قدرتی دیدند که ناتوانی آمریکا در برابر آن ظاهر شد.
Al-Rasannah International Institute for Iranian Studies. (2026, June 9). The United States and the challenges facing the formation of an integrated defense alliance in the Middle East. https://rasanah-iiis.org/english/monitoring-and-translation/reports/the-united-states-and-the-challenges-facing-the-formation-of-an-integrated-defense-alliance-in-the-middle-east/Anadolu Ajansı. (2026, April 19). US officials say Iran retains significant drone, missile capability despite strikes: Report. https://mobil.aa.com.tr/en/americas/us-officials-say-iran-retains-significant-drone-missile-capability-despite-strikes-report/3911067Anadolu Ajansı. (2026, February 6). Factbox – Iran’s military power: Missiles, drones and deterrence. https://www.aa.com.tr/en/middle-east/factbox-iran-s-military-power-missiles-drones-and-deterrence/3822798Bajoghli, N., & Nasr, V. (2026, June 3). Iran’s new grand strategy: How a remade Islamic Republic will reshape the Middle East. Foreign Affairs. https://www.foreignaffairs.com/iran/irans-new-grand-strategyBBC. (2026, March 10). 'Chop off a head, another grows' – How Iran's rulers built a system that is hard to uproot. https://www.bbc.com/pidgin/articles/cewzrd2g4jgoFreilich, C. (2026, April 9). Israel’s Iran war a ‘military success but strategic failure’: Ex-deputy NSA Chuck Freilich | Exclusive. India Today. https://www.indiatoday.in/world/story/israel-iran-war-a-military-success-but-strategic-failure-ex-israeli-nsa-2893712-2026-04-09 14:59 - 26 خرداد 1405