نمیدانم چه رازی در جان خاکت نهفته است که هرچقدر ستم دیدی، گلهایت خوش بو تر شکفتند. ایران من، تو را با زخمهایت دوست دارم، با ترمیمهایت، با قامت استوارت پس از هر طوفان. تو مثل مادری هستی که هر فرزند خطاکاری به آغوشش برگردد، باز او را میبخشد و برایش دست نوازش میکشد. خاک پاکت هر خونی که ریخته شد