پروژهای که آمریکا را از آبهای ایران دور کرد
وقتی حضور شناورهای آمریکایی در منطقه اوج گرفت، حسن طهرانی مقدم ایدهای جسورانه را کلید زد که جهان آن را غیرممکن میدانست؛ تبدیل موشک بالستیک زمینبهزمین به سلاحی ضد شناور.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: از وقتی حضور شناورهای آمریکایی در منطقه زیاد شد، ایدهای در ذهن حسن طهرانی مقدم قوت گرفت؛ تبدیل موشک بالستیک «زمینبهزمین» به موشک «زمین به دریا». از همین ایده بود که پروژهای به نام «قدر» کلید خورد.
در بریدهای از کتاب «مرد ابدی» نوشته معصومه سپهری، روایتی از مهندسان ایرانی آمده است که بر روی موشکی متمرکز شدند که ایران به طور کامل بر فناوریاش مسلط بود؛ تندری که تا دیروز تنها مأموریتش نقطهزنی روی خشکی بود. ایدهای جسورانه و پرریسک؛ تبدیل مسیری منحنی و زمینبهزمین به سلاحی که بتواند شناوری متحرک را هدف بگیرد؛ کاری که جهان آن را فقط با موشکهای کروز ممکن میدانست. با خواندن این بخش از کتاب مرد ابدی با لحظهلحظه تولید این موشک همراه شویم:
برای دورسازی شناورهای آمریکایی از آبهای کشورمان چه کنیم؟
ایدههای حسن در سازمان جهاد خودکفایی انتها نداشت! هر اتفاقی که در منطقه میافتاد، او را که ذهن و زندگیاش وقف دفاع از کشورش بود، به تکاپو وامیداشت. با ازدیاد حضور آمریکاییها در منطقه، بحثهای جدی بین فرماندهان ارشد نظامی ایران بود که: «برای دورسازی شناورهای آمریکایی از آبهای سرزمینیمان چه باید بکنیم؟» هیچ مسئولیت مستقیمی متوجه فرماندهی موشکی نبود! فرماندهی موشکی میتوانست دستبهجیب بنشیند تا بچههای نیروی دریایی خودشان کارشان را انجام دهند، اما فرمانده بلندپروازِ موشکی، مردِ نشستن نبود و میخواست نقشی در زدنِ شناورهای آمریکایی در منطقه به عهدۀ موشکی باشد! تا آن روز، به جز تجربۀ ظفر که با موفقیت به پایان رسیده اما با دستور مقام معظم رهبری ادامه نیافته بود، هیچ پروژۀ دریایی دیگری نداشتند. حسن ایدۀ بکری داشت که با مهندسان نخبۀ جهاد خودکفایی نیروی هوایی در میان گذاشت و پروژۀ سنگینِ دیگری گشوده شد.
لحظات تولد موشک قدر
– بچهها! الان محصول دقیقی که ما در اختیار داریم و کاملاً به دانش فنی اون مسلط شدیم، موشکهای تندر_۶۹ هستن. به کمک خدا ما باید این موشکهای بالستیک رو ضد شناور کنیم! ایدۀ جسورانۀ حسن، دهها مسئلۀ ریزودرشت را پیش رویشان قرار میداد. تندر، موشکِ نقطه زن چینی، زمینبهزمین و بالستیک بود، یعنی مسیر پرواز سطح به سطحِ منحنیشکل داشت و منشأ خیرات زیادی برای تحقیقات موشکی شده بود. تا آن روز در همه جای دنیا، تمام موشکهای ضد شناور از نوع کروز بودند که پایهشان دریایی بود. موشکهای کروز، موشکهایی بودند که بعد از پرتاب، بخشی از مسیرشان را موازی با سطح زمین طی میکردند تا به هدف برسند. ذهن جسور و محدودیتناپذیر طهرانی مقدّم، ایدۀ تبدیل یک موشک بالستیک «زمینبهزمین» به موشکی «زمین به دریا» را مطرح کرد و پروژهای به نام «قدر» کلید خورد.
طهرانیمقدم هر کاری میکرد تا سرعت پروژه نخوابد
تلاش دیگری بر روی تندر شروع شد برای تغییر رفتار پروازی موشک! تا آن روز این موشک قرار بود هدفهای ثابت روی زمین را بزند اما حالا هدف، موضعِ شناوری روی دریا بود! مهندسین سازمان جهاد خودکفایی نیروی هوایی کار روی این پروژه را با حمایت کامل سردار احمد کاظمی شروع کردند. کار طولانی بود و همین امر، علاوه بر دشواری ذاتیِ کار، مشکلات دیگری چون احساس تکرار و سستی هم به وجود میآورد. اما حسن، آیات یأس و ناامیدی را از مجموعههای مدیریتیاش میزدود و نمیگذاشت سرعت کار بخوابد. حتی اگر لازم میدید با جابهجایی افراد و مدیریتها، نمیگذاشت آتش پروژه سرد شود! باز هم راهی سخت و طولانی و باز هم استقامت و صبوری تا رسیدن به نتیجه!
لحظات حساس تست موشک قدر
وقتی موعد تست تندرهای ضد شناور فرارسید، بچههای گروه ۱۹ ذوالفقار، برای آمادهکردن محیط دریاچۀ ارومیه و ساخت هدفهای پلاستیکی شناور خیلی زحمت کشیدند. در دریای عمان در جنوب کشور هم چندین تست انجام شد. پروژۀ قدر مسیری طولانی پیمود و تستهای متعددی سپری کرد که بازتاب برخی تستها، همان آوردهای را که دنبالش بودند، به دست میداد؛ یعنی دورشدن شناورهای مهاجم از آبهای ایران! موفقیت نهایی پروژه، چند سال بعد به دست آمد که حسن طهرانی مقدّم دیگر مسئولیتی در سازمان جهادِ نیروی هوایی نداشت. روز تست موشک قدر از نظر قابلیت دوربین اپتیکی، روزی خاص برای تستی حساس بود. حاج حسن در محل پرتاب موشک بود و حمید اسفندیاری با تعدادی دیگر در دریاچۀ ارومیه و محل اصابت موشک. حمید که از قدیمیترین مهندسین سازمان جهاد خودکفایی نیرو بود، با چند نفر دیگر در شناوری دور از هدف، در حال بررسی منطقه و اعلام آغاز عملیات تست بود.
وقتی ابرها مانع تست موشک بود
اتفاقاً آن روز، تمام آسمان ارومیه پوشیده از ابر بود؛ در چنان شرایطی که دید مناسب برای دوربین اپتیک موشک وجود نداشت عملاً آزمایش معنی نداشت! زحمات زیادی تا آن روز کشیده شده بود و چندین گروه، شبانهروز تلاش کرده بودند تا به این تست برسند اما طبیعت سربهسرشان گذاشته بود. حمید تمام آسمان را بهدقت رصد کرد. در دوردست، میان ابرها، سوراخی بیابر وجود داشت که به نظرش رسید باتوجه به سرعت حرکت ابرها، بهزودی آن محوطۀ بیابر بالای هدفِ شناورشان، میرسد.
حمید! تو روحت! اونجا که همهش ابره!
– بهترین فرصته برای روانه شدن موشک! نمیتوانست ماجرا را پشت بیسیم به حاج حسن توضیح دهد. فقط با موضع پرتاب تماس گرفت و گفت که آمادهاند. بلافاصله شمارش معکوس آغاز شد. دل توی دلشان نبود. علیرغم حضور در دهها تست مختلف، باز هم هیجان و اضطراب خاص این تست را هم داشتند. موشک قدر، همان تندری که با تغییراتی تبدیل به موشک ضدشناور شده و با نصب دوربین دادهبرداری بر سرجنگی، از تمام طول پرواز به مرکز فرماندهی تصویر میفرستاد، به پرواز درآمد! ناگهان صدای آشنای حسن، با لحنی تند توی بیسیم پیچید و لبخندی بر صورت آفتابسوختۀ حمید و دوستانش نشاند! – حمید! تو روحت! اونجا که همهش ابره! چیو گفتی آمادهاین! صدای تَشَر حاج حسن در آن اوضاع هم شیرین بود! – حاج آقا! … صبر کن! ناگهان در مرکز فرماندهی، موشکی که به سمت زمین و محدودۀ هدف شیرجه رفته بود و در ابتدا، جز سطح پیوستۀ ابرها چیزی نشان نمیداد، سوراخ زیبایی را به نمایش درآورد که موشک به سرعت از آن گذشت و سطح آب دریاچه را نشانشان داد! موشک، بارج پلاستیکی در ابعاد یک شناور را روی آب دید، روی آن قفل کرد و ثانیهای بعد، آخرین تصویرش را ارسال کرد. با انهدامِ دقیقِ هدف، فریاد بلند اللّهاکبر توی بیسیمها ریخت! حمید و دوستانش آن قدر با مشتهای گره کرده، تنهای تنها وسط دریاچۀ ارومیه فریاد کشیده و اللّهاکبر سر داده بودند که صدایشان گرفته بود… لحظۀ بینظیری بود. – حمید! بچهها! … دمتون گرم! – حاج آقا! خیالتون راحت، ما دیدیم وسط ابرا خالیه وگرنه اعلام آمادگی نمیکردیم!
قدرت جنگی ایران، ماشین جنگی دشمن را دور کرد
این حال خوب در مجموعۀ دانشمندان گمنام صنعت دفاعی کشور، مزد زحمات طاقتفرسا و چراغْ خاموششان در طی سالها بود. موشکی دیگر برای دفاع از آبهای سرزمینشان ساخته بودند…سالهای بعد، دستاورد حاصل از تحقیقات و آزمایشات صورتگرفته بر روی موشک تندر به موشک فاتح منتقل شد. همین مسیر ادامه یافت و از پروژهای که حاج حسن تعریف و حمایتش کرده بود دو محصولِ بینظیر در جهان به دست آمد؛ موشکهای بالستیک ضد شناورِ «هرمز» و «خلیجفارس» که در سرجنگی تفاوتهایی با هم داشتند. رسانهای شدن خبر تولد هرمز و خلیجفارس، هیاهوی زیادی در میان کارشناسان نظامی دنیا به پا کرد. ایران برای نخستینبار، موشکهایی ساخته بود که پیشتر، کسی به این شکل بدان ورود نکرده بود! قدرتی خلق شده بود که ماشین جنگی دشمن را با ترس از آبهای سرزمینی ایران دور میکرد.پایان پیام/#جنگ_رمضان #طهرانی_مقدم#احمد_کاظمی#ناو_آمریکایی#موشک 19:10 - 11 آوریل 2026