«خانوادهام فدای مردم ایران»؛ روایتی از دل آوار
مادر خانهاش ویران شده و تمام خانوادهاش به شهادت رسیدهاند. زن همسایه از راه میرسد و با زخمزبان میگوید: خوردی؟ حالا باز شعار بده. زن داغدیده اما یک جمله بیشتر نداشت: عزیزم، خدا رو شکر که شما سالمی. خانواده و عزیزان من فدای مردم ایران.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: موشک به خانه دکتر شمقدری خورده و خانهاش ویران شده است. دکتر، دختر و پسرش به شهادت رسیدهاند و فقط همسرش زنده مانده است. امدادگران همسرش را از زیر آوار بیرون کشیده و بهوسیله جرثقیل پایین میآورند. با تمام این اوصاف زن همسایه از راه میرسد و به مادری که خانهاش ویران شده و تمام خانوادهاش به شهادت رسیدهاند با زخمزبان میگوید: خوردی؟ حالا باز شعار بده. زن داغدیده اما یک جمله بیشتر نداشت: عزیزم خدا رو شکر که شما سالمی. خانواده و عزیزان من فدای مردم ایران.
خانهای که ویران شد، اما قصهاش ماندگار
آشنایی با همسر دکتر شمقدری ندارم ولی با شنیدن این روایت بزرگی روح این زن را ستایش میکنم. بامداد روز دوشنبه ۳ فروردین بود که موشک آمریکایی_ صهیونی به منازل مسکونی در چیذر تهران اصابت کرد. با اصابت این موشک، سعید شمقدری، دانشیار و معاون پژوهشی دانشکده مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران به همراه فرزندانش به شهادت رسیدند. محمد شمقدری یکی از قرآنپژوهان بود که دقیقاً از کلاس اول ابتدایی در بیت القرآن ثبتنام کرده بود. حالا بعد از ۱۱ سال با گذراندن دوران روانخوانی و مفاهیم و با گذراندن دورههای مربیگری، خودش بهعنوان مربی افتخاری مشغول به کار شده بود؛ مربی فعال و محبوب.
حتی بعد از انفجار، دغدغهاش فقط بیتالقرآن بود
محمدحسین یوسفی چندین سال در بیت القرآن مربی محمد بوده و از کودکی تا حالا با خانواده شمقدری خصوصاً محمد آشنا است. از فعالیتهای زیاد محمد میگوید: هفته گذشته موج انفجار ساختمان بیت القرآن را کمی تخریب کرده بود. محمد مرتب به من زنگ میزد و میگفت: برویم بیت القرآن را راه بیندازیم. با هم قرار گذاشتیم که هفته دوم عید با هم برویم و این کار را انجام بدهیم. وقتی کار بیت القرآن بود، دیگر هیچ کار دیگری برایش مهم نبود، به جز مادرش.
تنها کاری که محمد به بیتالقرآن ترجیح میداد
خواهرش ۱۲ساله بود و مشکل معلولیت داشت. پدر بهخاطر شرایط کاری که داشت بیشتر مواقع حضور نداشت و مادرش برای نگهداری خواهر دستتنها بود. فقط زمانی که مادرش کار داشت، کمک به مادرش را به بیت القرآن ترجیح میداد.
شهادت محمد داغی بر دل شاگردانش گذاشت
یوسفی از محبوبیت محمد بین شاگردانش تعریف میکند و میگوید: اگر روزی یکی از بچهها نمیآمد، پیگیری میکرد که چرا نیامده. نکند من چیزی گفتم که ناراحت شده. محمد با جانودل برای بچهها وقت میگذاشت و خیلی دوستش داشتند آنقدر که وقتی من خبر شهادت محمد را در کانال بیت القرآن گذاشتم، حجم پیامهایی که از طرف اولیا و بچهها برای من آمد قابلتوصیف نبود. * حضور آیتالله جاودان بر مزار شهید شمقدری و فرزندان شهیدش*
محمد واقعا شهید زندگی کرد
یوسفی به جز بیت القرآن در مدرسه هم مربی محمد بوده و همه زیر و بمش را میشناسد آنقدر که میگوید: این بچه واقعاً خالص بود. در اوج کار امکان نداشت نماز اول وقتش به تأخیر بیفتد حتی نماز شبش ترک نمیشد. یکبار هم عصبانیت یا دعوایش را ندیدم. محمد واقعاً شهید زندگی کرد که شهید شد. لیاقتی داشت که من نداشتم ولی آن بچه داشت. من هیچوقت این طور به هم نریخته بودم که حالا به هم ریختم.
مادر داغدیده به بقیه دلداری میداد
یوسفی متحیر از صبوری مادر محمد میگوید: در تمام این سالها با مادر و پدر محمد خیلی برخورد داشتم. آنقدر این مادر صبور بود که در مراسم تشییع خانوادهاش علاوه بر اینکه اصلاً بیتابی نکرد، شاگردان محمد که گریه میکردند را بغل میکرد و آنها را آرام میکرد. انگارنهانگارر که خودش مصیبتدیده است.واقعا از این مادر این فرزند تربیت میشود. همخانوادهاش را از دست داده وهم خانهاش ویران شده است.
شب قبل از شهادتش هم در تجمع خیابانی شرکت کرد
آقای شمقدری هم بسیار متواضع و خوشبرخورد بودند. همین شب قبل از شهادتشان با محمد تا ۱۲ شب در تجمع حضور داشتند و ۵ صبح به شهادت رسیدند. وقتی میشنوم محمد شبها در تجمع شرکت میکرد، سؤال میکنم: جنگ که شروع شد، محمد چه میگفت: محمد به بچهها خیلی تأکید میکرد که در تجمعات شبانه شرکت کنند. عید که شد یک متن را فرستاد و سوال کرد که این را در گروه برای بچهها بفرستم؟ گفتم بفرست. در متنش بعد از تسلیت برای شهادت رهبر انقلاب روی این موضوع تجمع تأکید کرده بود و توضیح داده بود که حضور ما الان در خیابان خیلی مهم است. ما باید وحدت داشته باشیم و قطعاً پیروز خواهیم شد، چون لشکر حقیم.
توصیههای معلم شهید برای پیروزی در جنگ
متن پیام محمد این بود: بسمالله الرحمن الرحیم سلام به همهٔ عزیزان شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض میکنم. بدونید و مطمئن باشید که توی این نبرد پیروزی برای ماست. چون خود خدا توی قرآن به ما مسلمونها گفته که *هرکسی توی گروه من باشه پیروزه* (وَمَن یَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ) اما در این شرایط هر کسی تا اونجایی که میتونه و از دستش بر میاد باید کمک حال افرادی که از کشورمون دفاع میکنند باشه. ما هم میتونیم با دعا کردن و قرآن خوندن از خدا بخوایم که حافظ کشور و خانوادهمون باشه و هرچه زودتر امام زمانمون ظهور کنه. خیلی خوبه که دعای سلامتی امام زمان و دعای فرج رو بخونید و برای ظهور آقا صلواتبفرستید.برای قرآن خوندن هم لازم نیست سورهها و آیات سخت رو بخونیم میتونید سورههای کوچیکی که بلدید و یا آیاتی که توی کلاس باهم تمرین کردیم رو بخونید. به امید پیروزی جبهه حق علیه باطل. 🤲محمد شمقدری. (۱۴۰۴/۱۲/۱۶)
موقع شهادت،انگشتر شهید جنگ ۱۲ روزه در دستش بود
یک انگشتر از شهدای جنگ ۱۲ روزه به دست محمد رسیده بود. زمانی که شهید شد آن انگشتر دستش بود. از مادرش درخواست کردند که انگشترش را به بیت القرآن هدیه کند. یوسفی با حسرت از محمد صحبت میکند و میگوید: لیاقتش واقعاً شهادت بود ولی برای ما حیف شد که از دستش دادیم. من سالها در مدرسه هم معلمش بودم. بچه بسیار نخبهای بود. امسال کنکور داشت. شک نداشتیم که رتبهاش در کنکور دورقمی خواهد بود. بااینوجود تا آخرین روز پایکار قرآن بود. پایکار تجمعات شبانه بود. آقا معلم هر چه از خوبیهای محمد میگوید، سیر نمیشود ولی جملهاش در ذهنمان حک میشود که محمد شهید زندگی کرد که شهید شد. پسر نوجوانی که سن و سالی نداشت ولی جانش را برای دفاع از وطنش گذاشت.پایان پیام/#جنگ_رمضان #تجمعات_شبانه#بیت_القرآن 22:34 - 4 آوریل 2026