هویتی که کوچه را زنده می‌کند

شهدا برمی‌گردند، نه برای وداع، بلکه برای زنده کردن کوچه‌هایی که فراموش کرده‌ایم چگونه زندگی کنند. «شهید ناصر جوهرزاده» پس از ۳۹ سال بازگشت تا بگوید کوچه بی شهید، بی‌هویت است و ما چقدر از خودمان دور شده‌ایم.
گروه زندگی: ۳۹ سال دوری، ۳۹ سال بی‌نشانی؛ اما بازگشت، بازگشتی باشکوه و پرمعنا. وقتی پیکر شهید ناصر جوهرزاده به زادگاهش بازگشت، تنها تابوتی بر دوش نبود؛ هویتی بود که بر زمین مانده بود و اکنون دوباره برافراشته می‌شد. این بازگشت، فقط یک وداع نبود، یادآور سبک زندگی فراموش‌شده‌ای بود که در کوچه‌های ما نفس می‌کشید؛ زمانی که مسجد، هیئت، شهید و همسایگی، مفهوم زندگی بودند نه تابلوهای نصب‌شده.
۶ MB

کوچه بی‌هویت می‌شود شهر بی‌روح

از محله‌های قدیمی جنوب تا بافت‌های به‌ظاهر نوساز مرکز، دیگر کمتر نشانی از کوچه‌هایی می‌بینیم که بوی زندگی بدهند. دیوارها بالا رفته، درها بسته مانده و سکوت، جای همدلی را گرفته. کوچه‌ای که روزی امتداد مسجد بود، حالا فقط مسیر عبور است، نه محل حضور. در همین فضا، بازگشت یک شهید، به‌مثابه بازگشت معناست. «شهید ناصر جوهرزاده» از شهدای عملیات کربلای پنج، پس از ۳۹ سال مفقودی، به شهرش بازگشت. اما آنچه اتفاق افتاد، صرفاً یک تشییع نبود؛ انفجاری از معنا بود که مردم را از خانه بیرون کشید، دست‌ها را بر سینه آورد و دل‌ها را به اشک نشان داد. کوچه، دوباره کوچه شد. چرا؟ چون شهید بازگشت.

مسجد؛ نهاد فراموش‌شده زندگی

در زمانی نه‌چندان دور مساجد فقط جای نماز نبودند. کلاس اخلاق، حلقه‌های آموزش قرآن، نشست‌های همفکری محلی و حتی جلسات حل اختلاف خانوادگی، همه در دل مسجد جریان داشتند. مسجد، خانه دوم مردم بود. کودکان در آن بزرگ می‌شدند، نوجوانان در آن ادب می‌آموختند و جوانان در آن ریشه می‌دواندند. اما امروز، برخی از این کارکردها یا به فراموشی سپرده شده یا به مراسم‌های پراکنده و بی‌پشتوانه بدل شده است.در چنین شرایطی نسلی که معنویت و اخلاق را نه در مسجد، بلکه از فضای مجازی، پلتفرم‌های سطحی یا حتی فستیوال‌های بی‌محتوا دریافت می‌کند، طبیعی‌ است که باهویت دینی و ملی خود بیگانه شود. بازگشت یک شهید، نه‌تنها یادآور شهادت که زنگ بیدارباشی برای بازگشت به آن نهادهای اصیل است؛ به‌ویژه مسجد.

شهید، معمار سبک زندگی است

سبک زندگی اسلامی ایرانی، صرفاً در چیدمان منزل یا لباس پوشیدن خلاصه نمی‌شود. سبک زندگی یعنی چگونه زیستن در بستر زمان و مکان؛ با ارزش‌هایی که به انسان ریشه می‌دهد. شهید، نماد کامل این سبک زندگی است. او که جان خود را برای ارزش‌ها فدا کرد، خود زیسته‌ای بود در مسیر معنا.وقتی یک شهید به محله‌اش بازمی‌گردد، تنها خاک را ترک نکرده، بلکه یادآور حیات طیبه‌ای‌ است که در غبار روزمرگی گم شده. او با خود ارزش می‌آورد؛ غیرت، وفاداری، ایثار، همدلی و وحدت. چیزی که نه بنرها قادر به انتقال آن‌ هستند، نه بیلبوردها.

فستیوال کوچه یا ازخودبیگانگی فرهنگی؟

در برخی مناطق، تلاش‌هایی برای احیای بافت‌های فرسوده یا تقویت هویت محلی تحت عنوان «فستیوال کوچه» انجام می‌شود. نیت، در ظاهر، مثبت است: رنگ‌کردن دیوارها، برگزاری جشن‌های محلی، نمایش‌های خیابانی. اما در عمل، وقتی این برنامه‌ها فاقد ارتباط بافرهنگ بومی، ارزش‌های دینی، آداب عزاداری و شادی محلی باشند، نتیجه چیزی جز ازخودبیگانگی نیست.وقتی در شب شهادت امام صادق (ع)، به‌جای روضه و بوی گلاب، صدای طبل و موسیقی نامأنوس بلند می‌شود، این دیگر شادی نیست؛ تحریف است. شادی در فرهنگ جنوب، جای خودش را دارد. آیین دارد، زمان دارد، هویت دارد. اما اگر جشن، از شهید و مسجد خالی باشد، تنها نمایشی از پوسته است، نه بازگشتی به ریشه.

مردم، صحنه را ساختند؛ بدون کارگردانی

در مراسم استقبال از پیکر شهید ناصر جوهرزاده در بوشهر نه صدای بلندگوهای بزرگ بود، نه صحنه‌سازی‌های نمایشی. مردم بودند و حضور. زنانی که گلاب پاشیدند، مردانی که دست بر سینه ایستادند، کودکان اشک‌ریز و مادرانی که سال‌ها چشم‌به‌راه مانده بودند.کوچه، در آن لحظه، دیگر مسیر عبور نبود؛ صحنه حضور بود. حضور عزت، حضور غیرت، حضور ایمان. اینجا خبری از کارگردانی نبود؛ اینجا روایت زنده مردمی بود که هنوز دل در گرو شهید دارند، هنوز بوی گلاب را با اشک می‌پذیرند و هنوز باور دارند که شهید، کوچه را زنده می‌کند.

نسل جدید و گسست از ریشه‌ها

امروز کودک و نوجوان ما، بسیاری از مفاهیم دینی، اجتماعی و فرهنگی را نه از مسجد و هیئت که از فضای مجازی و پلتفرم‌های سرگرمی می‌گیرد. نه از روضه، بلکه از ریلز. نه از گعده‌های معنوی، بلکه از چالش‌های بی‌مفهوم.این گسست، تنها با برنامه‌های نمایشی درمان نمی‌شود. نیاز به الگو دارد؛ الگوهایی زنده، باورپذیر و مردمی. بازگشت یک شهید، فرصتی‌ است برای یادآوری این الگوها. برای آن دخترکی که در مراسم پرسید «او کیست که مردم برایش گریه می‌کنند؟»، پاسخ مادرش، یک درس سبک زندگی بود: «او کسی است که تو امروز در امنیت نفس می‌کشی، چون خودش را فدای ما کرد.»پایان پیام/
18:58 - 30 اردیبهشت 1404

2 بازنشر13 واکنش
47٫8k بازدید


2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌هدي حداد‌
@H_h_Y30 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
راه شهداي پاك و عزيز استوار، زندگي در محله ايي كه شهيد زيسته و يا كوچه ايي كه به نامه شهيده بسيار ارزشمنده، انشاالله شرايطي به خير فراهم بشه كه نسل اندر نسل در يك محله و كوچه از نام پاك شهيدش پاسداري كنه و انشاالله همه قدردان باشن

@Mohammad__Mahdi30 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد🌺❤️🌺