نمایش خانگی؛ پول و دیگر هیچ!؟
این یادداشت با انتقاد از الگوی رایج تولید در شبکه نمایش خانگی، تقلید از سریالهای ترکی، تمرکز بر سودآوری و استفاده از حاشیهسازی را از عوامل افت کیفیت آثار میداند و تأکید میکند که بازگشت به تاریخ، ادبیات و فرهنگ ایرانی میتواند مسیر پایدارتری برای تولیدات نمایشی باشد.
محمد تقی فهیم ـ تلاش برای درآمد زایی و رونق تولید و اقتصاد نه تنها مزموم نیست بلکه قابل تشویق و حمایت است. گرایش و برنامهریزی اصلی دولتها نیز همواره توسعه بازار کار و اشتغال و ایجاد رقابت سالم تولیدی است. بنابراین سرمایهگذاری و کوشش پلتفرمهای یا همان شبکه نمایش خانگی با اینکه در بستر و محیط فرهنگی انجام میشود جدا از قاعده کلی «سرمایه باید به سود برسد» نیست. اما پلتفرمهای ایران با سابقه بیش از ۲۰ سال فعالیت هنوز در خم یک کوچه گیر کردهاند آنهم کوچهای که تهش به جیب مخاطب داخلی با هر ترفند و تمهید غیر فرهنگی/اخلاقی ختم میشود. در واقع امر، تقلید از سیستم تولید انبوه سریال ترکیای، بلای جان پلتفرمهای ایرانی شده است.اشتباهی که در سینما رخ داد، در اینجا بد از بدتر شکل گرفت، یعنی جریانی میپنداشت که «جشنوارهای شدن سینمای ایران، یعنی جهانی شدن»، بنابراین شروع به تشویق و حمایت ساخت فیلمهایی کردند که برای پسند فستیوالهای بیرونی باید: «ایرانی ویران و ناکارآمد و ضد حقوق انسانی (خصوصا کودکان و زنان) را بسازند و ارایه کنند». غافل از اینکه فستیوالهای خارجی در خوش بینانهترین حالتش، مقطعی و موقتی و محدود است، درحالی که بازار مصرف بینالمللی و تماشاگران انبوه کشورهای مختلف، دریایی پایانناپذیر از ارز و پهنهای نامحدود از نیاز به محصول فرهنگی و سرگرم کننده است، اما باید آقایان خلأ موجود را پیدا میکردند و ساخت و تولید را بر مبنای آن پیریزی میکردند.
حالا در موضوع محصولات شبکه نمایش خانگی نیز همهچیز به کپیکاری و دنبالهروی از موفقیتهای ترکیه در زمینه تولید و صدور محصولات سرگرمیساز منتهی شده است. گرایش و اقدامی که نهایتاش همین وضعیتی است که شاهد آن هستیم. در نظر بگیرید. از بین ۴۰۰-۵۰۰ پلتفرم دارای مجوز، کمتر از پنج پلتفرم موفق شدهاند تا به سودهای کلان داخلی دست یابند و همین چندتا هم به آنچه رسیدهاند از قبل وامداری تام و تمام به ساخت و سازهای معروف به ترکیهای است. در چنین رویکردهایی، هنر و فرمهای بدیع معنا ندارد بلکه برای ساخت از دمدستیترین مولفهها و قالبهای تکراری استفاده میشود تا در کوتاهترین زمان تولید و برداشت صورت بگیرد.اگر ساختار و فرمهای کهنه و مبتذل، ذائقه هنری مخاطب را کاهش میدهد ولی خطر مهمتر و ضد فرهنگی در مفهوم و مضمون اتفاق میافتد. دراین رویکرد، اصلیترین فاکتور به پول رسیدن، تابوشکنیهای مختلف سیاسی/اجتماعی به ویژه دستاندازی به حساسیتهای جنسی است. نویسندگان/سازندگان این دست آثار تا میتوانند از دیالوگهای رکیک و عناصر ضد کانونهای خانوادگی و کلا سبک زندگی اینجایی استفاده میکنند. «خود تحقیری» و ندیدن قابلیتهای فرهنگی مترقی و آرامبخش داخلی معمولا در تولیدات سخیف مشهور به «سریالهای ترکیهای» جایی ندارد.
نکته کمیک قضیه این جاست که همین چندتا بستر موفق هم در حالت و وضعیتی مباح و عادی و قانونمند و با ابزارهای تبلیغی لازم اگر میخواستند کار را جلو ببرند شک نکنید که شکست میخوردند یا حداقلش درجا میزدند از همین رو شاهدیم که برای رقابت و سرتر ظاهر شدن دست به هر نوع ناهنجاری درتبلیغ میزنند و ایجاد سروصداهای نامتعارف فرهنگی/هنری مانند توقیف و امثالهم را پیشه میسازند. خلاصه اینکه شبکه نمایش خانگی در حالت خودزنی است.شاید دراین هیاهوسازی و جنجالهای رسانهای و غیره برخی و چند صباحی به پولهای هنگفت دست یابند ولی نباید به خود حق بدهند و ادعای کار فرهنگی کنند.شبکه نمایش خانگی برای استمرار توفیقات خود میبایستی طرحی نو دراندازند و برای این منظور ابتدا باید از سرکشی و نقب زدن به تاریخ فیلم فارسیها برای کپی کردن دست بردارد و نیز جریان سریالهای ترکیهای را به عنوان یک تجربه موفق در صدور به بیرون مرزها در نظر بگیرد و از گرتهبرداری و مدل و الگو قرار دادن داستانها و ساختارهای این گرایش اجتناب کنند. و جای این همه را با متنهای تحقیقی و پژوهشی متأثر از تاریخ و جغرافیا و ادبیات غنی و زیست مردم ایران زمین پر کنند. داستان و خاطرات انسانی/اخلاقی و قصههای عاشقانه سرگرم کننده در فرهنگ عامیانه و فولکلوریک با تنوع بسیار قومی و … کم نداریم، مشروط به اینکه دستاندرکاران شبکه نمایش خانگی فقط و صرفا به پول فکر نکنند.#شبکه_نمایش_خانگی #سریال #سینما #پلتفرم #فرهنگ #هنر #تولید_محتوا #سریال_ترکی #فیلم_فارسی #سبک_زندگی 09:50 - 7 تیر 1405