معیشت سینماگران؛ رنجی که میبرند!؟
سینمای ایران ظاهراً همه چیز دارد. مانند همین جامعه اصناف (خانه سینما) که وظیفه اصلی و محوری آن رتق و فتق امور صنفی فعالان رشتههای مختلف سینمایی است.
محمد تقی فهیم_ سینمای ایران ظاهراً همه چیز دارد. مانند همین جامعه اصناف (خانه سینما) که وظیفه اصلی و محوری آن رتق و فتق امور صنفی فعالان رشتههای مختلف سینمایی است. دراین رابطه مهمترین و تعیین کنندهترین موضوع و مسأله سینماییها بحث بیکاری و بیمه و کلا برنامهریزی و تامین حداقلهای معیشتی اعضای آن است. آیا این اتفاق افتادن است؟ تازه در شرایط عادی و پیش از جنگهای تحمیلی دوم و سوم داد و فغان سینماییها از ناحیه انفعال خانه سینما بلند بود چه رسد به بحران کنونی ناشی از دو جنگ روی داده که تورم وبیکاری مضاعفی دامن سینمای ایران را گرفته است. همین چند روز پیش بود که یکی از بازیگران قدیمی با لعنت فرستادن به باعث و بانی پرده نقرهای! گفته بود که «پس از ۶۰ سال کار هنوز مستاجر و بیمه نیستم».
علاوه براین یکی از تهیهکنندگان معروف نقدهای تندی را به وزارت ارشاد حواله داده بود و … نمونههای زیاد دیگری وجود دارد که حاضر به ابراز نظر علنی نیستند و در خفا میسوزند و میسازند یا به قول تهیهکننده دیگری، آدمهای معروفی داریم که در اسنپ کار میکنند و برای اینکه شناخته نشوند ماسک میزنند. اکنون پرسش جدی این است که چرا خانه سینما هیچ طرح و برنامه حمایتی در شرایط و اوضاع بحرانی ندارد؟ وزارت ارشاد دراین رابطه چه کرده و میکند؟ در واقع امر این دو نهاد را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد، کما اینکه خود خانه سینما بودجهاش از ناحیه کمکهای دولتی است، ولی از خانه سینما انتظار برنامهریزی و دادن طرحهای کوتاه مدت به ارشاد، در اوضاع جنگی و به طور کلی در هر رویداد و بحرانی که سینماییها را خانه نشین میکند، میرود. خالی کردن شانه از زیر بار مسولیت به بهانه بار مالی، راحتترین کار و سهلترین شیوه مدیریت بر امور صنفی است.حتی اگر بپذیریم که موجودیت مالی کنونی کفاف حمایت از نیازمندان سینما را نمیدهد چرا این مجموعهها به فکر و تهیه طرح و برنامههای جانبی دیگری نمیافتند. مثلا تشکیل و تامین صندوقی برای واریز وجوهات انهایی که از تمکنات مالی خوبی برخوردارند تا همکاران روزهای خوشی آن ها از نداشتن حداقلهای زندگی در رنج نباشند. دراین زمینه تجربههای خارجی و داخلی هم وجود دارد.
مثلا در روزهای انقلاب ۵۷، حقوق روزنامهنگاران اعتصابی از سوی حامیان اقتصادی طرفدار انقلاب در بازار تهران پرداخت میشد. بنابراین چرا نباید در شرایط جنگ فعلی برخی تهیهکنندگان و سرمایهگذارانی که از قبل پروژههای نهادی و دولتی به همه چیز رسیدند یا آنهایی که در زمره دغدغهمندان هنر ملی و مذهبی و عاشق و طرفدار سینمای کشور هستند و در عین حال مسأله دین و وطن دارند به کمک سینماییهای بیکار و بیمار و مستأصل بیایند. خانواده سینما چندان بزرگ نیست و ما همه یکدیگر را میشناسیم بنابراین میدانیم که چه کسانی دراین سینما طی بازه زمانی کوتاه به دفتر و دستک و بعضاً «مال» های چند منظوره اقتصادی رسیدند لذا خدا را خوش نمیآید که در چنین روزهایی از گرفتن زیر بغل همکارانشان خودداری کنند. به قول و اعتبار طعنه معروف شوپنهاور به سیاسیون «جنگ که آغاز میشود هر کسی باید سهم خودش را بپردازد…».منتهای مراتب هیچ فرد هنرمندی حاضر به گرفتن کمکهای مستقیم از افراد خاص نمیشود، یعنی غرور و حیا اجازه نمیدهد جلو دیگران دست دراز کند. برای همین خانه سینما در مقام و جایگاه تامینکننده نیازهای صنفی اعضایش، میتواند و باید دراین رابطه پیشقدم و موثر واقع شود.نگارنده براین باور است و تأکید دارم که دولت اصلیترین حامیمالی هنرمندان و بالاخص سینماییها است. یعنی باید باشد، آنهم دولتهای ما که همیشه از سینماییها انتظار همراهی و همزبانی در دل گرایشهای هنجارشکنانه دارند و معمولا هم قاطبه سینماییها به توقعات ارشاد پاسخ داده و حتی نظرات در چارچوب قانون ممیزان این وزارتخانه را تمکین کرده و میکنند، پس متقابلاً نباید در اوضاع عسر و حرج به حال خود رها شوند.
بنابراین مطالبه از دولت و حتی نهادهای زیر مجموعه دولت و ارگانهای دارای بودجههای عمومی سرجای خودش باقی است، ولی این بدان معنا نیست که دیگر وابستگان سینما که به قولی، چپشان پر است دراین رابطه نباید قدمی بردارند، اما این دسته از صاحبان مالی نیز شاید نخواهند و مصلحت نباشد که مبادرت به حمایت مستقیم از همکارانشان کنند.از همینرو است که وظیفه خانه سینما برجسته میشود تا به عنوان یک گام بلند صنفی، از این طریق (یا هر طرق دیگری) نیازمندان صنف را پوشش دهند. متولیان کنونی خانه سینما چنانچه خدای نکرده در ارتباط با معیشت اعضا کوتاهی کرده یا بی تفاوت و دچار انفعالهای شبه سیاسی توجیهناپذیر باشند، شک نکنید که بیش از پیش شرمنده اعضا و تاریخ سینمای کشور خواهند شد.
13:26 - 31 خرداد 1405