تاوان»؛ نمایشی که نمادها را جا گذاشت
آرزو گلشاهی در میز نقد نمایش «تاوان»، این اثر را نگاهی دقیق به احوال انسان امروز دانست و با نقد انتخابهای کارگردانی، بر حذف برخی دیالوگها و صحنهها و جایگزینی آنها با نمادهای تصویری و سکوتهای تأملبرانگیز تأکید کرد.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ نمایش «تاوان» به نویسندگی حسین حیدری و کارگردانی عباس گلستانیفرد، روز یکشنبه ۱۸ مردادماه با حضور منتقدان، استاد رضا آشفته، آرزو گلشاهی، سپیده اسکندرزاده و ابوالفضل فتحی به میز نقد نشست.آرزو گلشاهی در این نشست با طرح این پرسش که «تاوان برای چه کسانی است؟»، گفت: «در تاوان چه چیزی منتظر شماست؟ تاوان عبارت درستی برای این نمایش است یا نه؟»گلشاهی بیان کرد: «تاوان را میتوان برای کسانی که دغدغهمند جامعه متوسطی هستند که هر روز فقیرتر از روز قبل میشود، توصیه کرد؛ به عبارتی همه ما، چراکه تئاتر، اهالی تئاتر و حتی مخاطبان تئاتر بهشدت به بورژوا و غیربورژوا تقسیم شدهاند.»او ادامه داد: «این موضوع دغدغهمند را به گفته نویسنده اثر در جلسه نقد میتوان در همه محلههای تهران و بهخصوص محلههای مناطق پایینتر دید.»
این منتقد «تاوان» را نگاهی دقیق به احوالات انسان امروز دانست و گفت: «در تاوان غمی بزرگ از انتخابها و نپذیرفتن این انتخابها یقه همه افراد نمایش و حتی تماشاگرها را خواهد گرفت. بهراستی انسان کی میخواهد بفهمد که خودش مسئول انتخابهایش است؟»گلشاهی با اشاره به اتفاقات نمایش بیان کرد: «آنچه در پایان این اثر نمایشی ما به عنوان تماشاگر چیزی به نام تاوان را نخواهیم دید، حادثهای از یک خصومت در رفاقت، از یک مثلث عشقی و دیرینه، اتفاق و فقر و نداشتن زبان مشترک بین خانوادهها، نگاه دقیق این اثر نمایشی است.»او در ادامه نقد خود درباره ساختار اجرایی اثر گفت: «حذف چندین دیالوگ و حذف دو صحنه و مابهازای آن، نمادهای تصویری دقیق یا سکوتهای تأملبرانگیز، تاوان را برای ما تبدیل به یک اجرای کنشمندانه میکرد و از ما میخواست بیش از آنکه همهچیز را اجراگران به ما بدهند، ما حامل پرسش باشیم و به دنبال جواب دقیقتر و جستوجوگرانه پیش رویم.»گلشاهی افزود: «تاوان مجموعهای از پرسشهاست و فضای فکری و تأمل را در خود دارد، اما مکاشفهای که مخاطب برای بهدست آوردن آن روی صندلی تئاتر مینشیند، از این امر مهم محروم میماند.»
وی با اشاره به ساختار رئالیستی نمایش اظهار کرد: «در سبکهای رئالیستی تأکیدی بر گریز از ابتذال و شرح و بسط درست در مورد محیط و اجتماع داده میشود. در واقع رئالیسم نجاتی برای پرگوییهای قرن نوزدهم بود.»او ادامه داد: «طبق این نظریه اگر تأکیدی بر فلسفه بدون نام و نشان در این جهان نمایش داشته باشیم، مانند همهچیز دیده میشود اما وضوح ندارد؛ چرا که همهچیز در صحنه آینهای شکسته در آب است. همهکس در صحنه در حال بازنمایی است، پس این تکرار خستهکننده و مشقتافزا است.»این منتقد این موضوع را در طراحی صحنه، طیف گسترده انتخاب اکسسوار، وسایل روی صحنه و انتخاب نور نیز قابل مشاهده دانست.گلشاهی درباره موسیقی نمایش نیز گفت: «موسیقی در این طیف رنگی بهدرستی برای شما تأثیرپذیری را فراهم میآورد.»او همچنین انتخاب بازیگران، صدا، بازیها و لباس را از نقاط قوت اثر دانست و بیان کرد: «انتخاب درست لباس برای آنها، یک خانواده واقعی و برشی از یک جهان واقعی است که بتواند بازنمایی طبیعی بسیار چشمنوازی را به ما انتقال بدهد. همین انتقال برایمان آشناییزدایی میکند و این را میتوان نقطه قوت این اثر دانست.»
گلشاهی چرخه تکرار در «تاوان» را «یک لوپ سرگردان» دانست و گفت: «این را میتوان هم نقطه قوت دانست و هم ضعف، چراکه تاوان از سنت به سمت انسان مدرن میرود؛ از برادران سنتی و پدر و مادر کمخواه تا دخترانی که با رویاهایشان در حال پرواز هستند، از زنی که خشونت را جایگزین زن سنتی میکند و با نگاهی دقیق به اجتماع امروز متوجه بازنمایی حقیقی و طبیعی امروز ایران میشویم.»او افزود: «این لوپ آنجا میشکند که ما در فهم این خشونت اخته میمانیم. پس هم ما را به فکر یک رویا میاندازد و هم با حوصلگی از ما رویا را میگیرد.»این منتقد در ادامه با اشاره به بازیهای کبری گودرزی، افق ایرجی و سیدمحمد موسوی، هدایت درست و بازیهای چشمنواز آنان را مورد توجه قرار داد و گفت این اثر توانسته مخاطب خود را بیش از یک ساعت روی صندلی بنشاند.
در ادامه این میز نقد، رضا آشفته با اشاره به اینکه این روزها تئاتر دچار بیمهری و حتی در ورطه فروپاشی حرفهای قرار دارد، وضعیت تئاتر را با احوال خودش مقایسه کرد و گفت این روزها به احوال بیمار میپردازد و فقط برای حیات، دیالیز را پیش گرفته است.آشفته در ادامه «تاوان» را اثری اجتماعی و دغدغهمحور دانست که میتوانست اثری ماندگار باشد، اما گفت: «بستری که در مورد اشتباهات ما وجود دارد و کارگردان به آن نپرداخته، نتوانسته شیوه اجرایی درستی را برای مضمونش پیدا کند.»سپیده اسکندرزاده نیز درباره جایگاه زن در این اثر و طیف عشقهای مختلف که در روند داستان دیده میشود، سخن گفت. او معتقد بود جایگاه عشق را باید در نمایشنامه با تملک عوض کرد، چراکه زن در ساحت عشقورزی و بهخصوص در ساحت یک عاشق، وظیفهاش پرداختن به این امر مهم است.اسکندرزاده در پایان سخنان خود از بازی بازیگران تشکر و قدردانی کرد و مهمترین شاکله این اجرا را بازی ارزشمند بازیگران دانست.
ابوالفضل فتحی، سومین منتقد این نشست، در ابتدا به شاکله حرفهای این اجرا پرداخت و معتقد بود در این اثر همه موارد حرفهای رعایت شده، اما در طول اثرگذاری و اجرا این شاکله حفظ نمیشود.فتحی گفت: «هرچند که این اثر دارای یک ریتم ثابت است، اما توقع ما را برآورده نمیکند.» او با مثالی از سینمای ژاپن در مورد فقر که میتواند ساختارمندتر پیش برود، بر این موضوع تأکید کرد که حتی غلطهای فاحش سینمای خانگی ما حداقل در تئاتر تکرار نشود.در پایان، آرزو گلشاهی با تشویق گروه اجرایی، در شرایطی که به گفته او تئاتر حرفهای رو به مرگ است، نقد خود را متوجه انتخابهای کارگردانی دانست و درباره اجرای مینیمال و حذف برخی صحنههای نمایش صحبت کرد.او با اشاره به مرگ مؤلف در اثر نمایشی توسط کارگردان و مؤلفه جدید، از گروه اجرایی خواست به دنبال علامت سؤالهای بیشتری باشند و وفاداری به متن را کنار بگذارند.گلشاهی همچنین با اشاره به چنددستگی بازیهای این اثر، از کارگردان خواست اثر را یک پیکر ببیند و با نمادها و نشانههای جدید، آن را برای بار دوم بازتولید کند؛ چراکه به اعتقاد او، این اثر نمایشی قابلیت بازتولید دارد.
نمایش «تاوان» به نویسندگی حسین حیدری و کارگردانی عباس گلستانیفرد و با نقشآفرینی محسن صادقی، افق ایرجی، کبری گودرزی، حسین حیدری، مهدی کمیلی، میلاد خدادادی، ابوالفضل رایگانی، سپیده فتحی، فاطمه فرخانی، پگاه قربانی، سیدمحمد موسوی و محیا موسوی روی صحنه است.
16:10 - 30 مرداد 1405