بحرانی که استانداری آذربایجان شرقی از کنار آن آرام عبور میکند
در حالیکه کارشناسان از نزدیک شدن ایران به مرز «بحران سالمندی» سخن میگویند و بسیاری از استانها بهدنبال آمادهسازی زیرساختهای خود برای مواجهه با این واقعیتاند، آذربایجان شرقی ـ استانی با بیش از نیممیلیون سالمند ـ ظاهراً دغدغههای دیگری دارد.
امیر ابوالقاسمی: استانی که میتواند پیشگام «سیاستگذاری اجتماعی نوین» باشد، در سکوتی عجیب گرفتار نوعی بیعملی مدیریتی است؛ گویی پیر شدن جمعیت، موضوعی تزئینی در فهرست گزارشهای اداری است، نه زنگ خطری که باید امروز شنیده شود.واقعیت آماری که دیده نمیشودبه استناد اعلام رسمی مدیرکل بهزیستی استان، ۵۵۰ هزار نفر از جمعیت آذربایجان شرقی را سالمندان تشکیل میدهند؛ معادل ۱۳.۵ درصد جمعیت کل استان.استانی که تا همین چند سال پیش در ردهی پنجم پیرترین استانهای کشور قرار داشت، امروز در جایگاه ششم است؛ اما این کاهش رتبه نه نشانهی بهبود که نشانهی همزمانی سقوط سایر استانها در مسیر سالمندی است.به بیان سادهتر، همه پیر میشوند، اما برخی دستکم برای پیری خود برنامه دارند.از پشت میز تا پشت گوشبا وجود آمارهای روشن و هشدارهای مکرر کارشناسان، هنوز در سطح مدیریت ارشد استان هیچ برنامهی جامع، مصوب و اجرایی برای مدیریت سالمندی دیده نمیشود.در جلسات رسمی، گاه از سالمندان به عنوان «گروهی محترم» یاد میشود، اما در بودجهریزی و اولویتبندی پروژهها، سهمی برای آنان تعریف نشده است.نه طرحی برای «شهر دوستدار سالمند» در تبریز،نه برنامهای برای «مراقبت در منزل» در شهرستانها،و نه حتی ارادهای برای تشکیل کارگروهی میاندستگاهی در این خصوص.استاندار محترم البته بارها از «تحول اجتماعی» سخن گفته، اما بهنظر میرسد در قاموس مدیریتی ایشان، سالمندان جایی میان توسعه و دغدغههای واقعی مردم ندارند.
بحران خاموشی که صدایش به گوش نمیرسدپیری جمعیت در ظاهر، آرام و بیصداست، اما اثرش در زیرساختها، اقتصاد و سلامت عمومی بهمراتب سنگینتر از هر بحران دیگری است.کافی است نگاهی به کوچههای تبریز بیندازیم:خانههایی با پلههای بلند، خیابانهایی بدون رمپ، حملونقلی که هنوز برای جوانان هم دشوار است، چه رسد به سالمندان.در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک، سالمندان تنها زندگی میکنند، بدون دسترسی منظم به خدمات درمانی، بدون حمایت روانی، و بیآنکه در اولویت هیچ طرح توسعهای باشند.در چنین شرایطی، سکوت مدیریت ارشد استان نهتنها تعجببرانگیز، بلکه خطرناک است؛ زیرا تأخیر در تصمیمگیری در حوزهی سالمندی، به معنای چند برابر شدن هزینههای آینده است.فرصت از دسترفته، نه بحران حتمیپیری جمعیت الزاماً به معنای بحران نیست؛ میتواند فرصتی برای بازتعریف نقش سالمندان در جامعه باشد، مشروط به آنکه مدیران، این واقعیت را جدی بگیرند.سالمندان آذربایجان شرقی، میراثداران تجربه، مهارت و فرهنگ این دیارند. اگر سیاستگذار استانی از همین امروز برنامهای برای بهرهگیری از این سرمایه انسانی طراحی نکند، نهتنها فرصت مشارکت آنان از دست میرود، بلکه فشارهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از بیتوجهی، در آیندهای نزدیک، گریبان همان مدیریتی را خواهد گرفت که امروز خود را بینیاز از برنامه میداند.
چه باید کرد؟۱. تشکیل فوری شورای سیاستگذاری سالمندی استان با حضور استانداری، بهزیستی، علوم پزشکی و نهادهای مردمی.۲. پایش دقیق سالمندان آسیبپذیر در مناطق شهری و روستایی، با هدف ارائه خدمات هدفمند.۳. تدوین طرح جامع «شهر دوستدار سالمند» برای تبریز با الگوگیری از استانداردهای جهانی (WHO).۴. سرمایهگذاری در آموزش نیروهای مراقب و پرستار سالمند از طریق همکاری فنی و حرفهای.۵. طراحی سازوکارهای حمایتی اقتصادی برای کاهش فشار هزینههای درمان و دارو بر سالمندان کمدرآمد.سخن پایانیاستانی که امروز چشم بر آمارها میبندد، فردا ناچار خواهد شد چشم در چشم بحران بدوزد.پیری جمعیت، نه تهدیدی برای آیندهی دور، بلکه واقعیتی برای امروز ماست.آذربایجان شرقی، استانی که روزی نماد پیشرو بودن فرهنگی و اجتماعی ایران بود، سزاوار نیست که در مهمترین چالش انسانی پیشرو، تنها نظارهگر باشد.اگر استاندار محترم دغدغهی توسعه پایدار دارد، هیچ توسعهای بدون توجه به نسلهایی که آن را ساختهاند، ممکن نیست.و اگر صدای سالمندان امروز شنیده نشود، فردا، همین سکوتِ مدیریتی، بلندترین صدای اعتراض خواهد بود.#سالمندری#بهرام_سرمست#استاندار_آذربایجان_شرقی#تبریز#بحران#آذربایجانشرقی 15:16 - 14 مهر 1404