«بیلیاقتی و دیوانگی» ادبیات مشترک معترضان آمریکایی درباره ترامپ
جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران و تهدیدات ترامپ در شبکههای اجتماعی باعث شده که منتقدان وی را فردی دیوانه و فاقد هرگونه کفایتی برای ریاست جمهوری این کشور بنامند.
گروه فارس پلاس: «ترامپ یک دیوانه و نادان است و باید برکنار شود»، این روایتی است که به طور مشترک از سوی معترضان و منتقدان سیاستهای رییسجمهور آمریکا عنوان میشود.در همین رابطه کارشناسان و برخی اعضای کنگره آمریکا عنوان میکنند که ترامپ یک دیوانه است و بایستی با استفاده از متمم بیست و پنجم قانون اساسی این کشور وی را برکنار کرد تا بیشتر به آمریکا و کشورهای همپیمان آسیب وارد نکند.
کاربر آمریکایی دیگری میگوید آمریکا توسط یک روان پریش با مهارت زبانی محدود اداره میشود.
در همین راستا، کاربران با تاکید بر اینکه متمم بیست و پنجم قانون اساسی آمریکا برای یک دلیل محکم صادر شده است، عنوان میکنند که رییسجمهور آمریکا یک دیوانه دیوانه و یک تهدید امنیتی برای کشورهای جهان و خود آمریکاست.
حتی برخی به ساختار سیاسی معیوب آمریکا که خالی از دموکراسی و قانون واقعی است که ادعای آن را دارد، اشاره میکنند.
کاربری در همین خصوص عنوان میکند که «اگر آمریکا یک دموکراسی واقعی بود، ترامپ به دلیل عدم صلاحیت روانی برکنار میشد. او به طرز خطرناکی بیمار است».همه این موارد حاکی از بروز چالش جدی در جامعه آمریکا و سیاست داخلی این کشور حکایت دارد. دیوانه نامیدن و بی کفایتی ترامپ با جنگ علیه کشورمان بیشتر از قبل بر افکار عمومی این کشور محرز شده است. ترامپ با شخصیت متناقضش به بدترین رییسجمهور آمریکا تبدیل شده است.
عملکرد و اقدامات ترامپ فقط افول شخصیتی یک فرد نیست بلکه اضمحلال ساختار سیاسی این کشور را نمایان کرده تا جایی که افکار عمومی آمریکا آن را به خوبی لمس کرده است.آنچه از میان انبوه واکنشهای داخلی آمریکا به سیاستهای ترامپ، بهویژه در قبال ایران، برجسته میشود، تنها اختلاف بر سر یک رئیسجمهور نیست. تکرار عبارت «دیوانه» و «نالایق» در ادبیات معترضان آمریکایی - از شهروندان عادی تا اعضای کنگره - فراتر از یک توهین سیاسی ساده است. این اجماعِ ناخواسته، حاکی از آن است که شخصیت و رفتار ترامپ، مرزهای هنجاری نظام ریاستی آمریکا را چنان به چالش کشیده که بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا، حفظ امنیت ملی و منافع بینالمللی خود را در گروِ حذف قانونی او (متمم ۲۵) میبیند.
اما واقعیت تلختر برای ساختار سیاسی واشنگتن این است که ترامپ محصول بیماری آمریکاست، نه علت آن. نظامی که قادر به مهار یک شخصیت خودشیفته و بیپروایِ درون کاخ سفید نباشد، بیش از آنکه با یک بیمار خطرناک مواجه باشد، از زوال اندامهای نظارتی و تضعیف دموکراسیاش رنج میبرد. خصوصا اینکه پرونده سیاه و ضد بشری چون اپستین در کارنامه ترامپ موجود است اما آمریکا با بیاعتنایی از کنار آن عبور میکند.کاربر آمریکایی که میگوید «اگر دموکراسی واقعی بود، ترامپ برکنار میشد»، در واقع زخم کهنهای را نمایی میکند: نبود سازوکارهای کارآمد برای جلوگیری از تمرکز قدرت در دست فردی با بالاترین سطح تهدید علیه صلح جهانی. چه اینکه دو بار هم کنگره آمریکا با رای گیری در محدود کردن اختیارات ترامپ ناکام بود.در بُعد سیاست خارجی، تهدیدات ترامپ علیه ایران و همراهی با رژیم صهیونیستی، نه از موضع قدرت، که از موضع «بحران مشروعیت داخلی» صورت میگیرد.
رئیسجمهوری که برای انحراف افکار عمومی از بیکفایتیاش، جنگ لفظی با تهران را انتخاب میکند، بیش از آنکه دشمنی خارجی را تهدید کند، فروپاشی اعتماد داخلی را تسریع میبخشد. از این منظر، اضمحلال ترامپ، نه یک حادثه، که یک فرایند تاریخی است؛ فرایندی که نشان میدهد هژمونی آمریکا نه تنها با شمشیر دشمنان بیرونی، که با دیوانگیوارونهای درون نظام تصمیمگیری خودش، در حال از بین رفتن است.
نتیجه آنکه جمهوری اسلامی ایران و ملت هوشیار ایران، با درک درست این بحران، نه از تهدیدات فردی که تمامشدهٔ سیاسی در آستانه حذف، هراس دارند، و نه خوشبین به اصلاحات ساختاری در نظامی بیمارند. آنچه باقی میماند، نظارهگر فروپاشی تدریجی یک قدرت پیشین از درون م بیرون است؛ فروپاشیای که نامآشناترین نمادش «ترامپ» است، اما ریشههایش بسی عمیقتر از یک کاخ سفید دیوانهوار عمل میکند.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.
08:16 - 18 فروردین 1405