اصلاحطلبان: بحرانسازی کردیم و به بنبست رسیدیم
عباس عبدی تئوریسین اصلاحطلب با اشاره به بحرانسازی جریان متبوعش در سالهای ۷۸و ۸۸ این موارد را خارج از اصلاحطلبی و نشانه عدم مسئولیتپذیری این جریان سیاسی خواند.
گروه فارس پلاس: رسیدن موعد سالانه دوم خرداد سبب شد که اصلاحطلبان دوباره به پدید آمدن این جریان در سپهر سیاسی کشور بپردازند. جریانی که در فضای سیاسی کشور اتفاقات مختلفی را رقم زد که تا به امروز مشکلات سیاسی مختلفی را پایهریزی کرده و فرهنگ سیاسی کشور را دستخوش تغییرات رفتاری ناصوابی کرده که در نقد و بررسی اعضای این جناح سیاسی نیز مشهود است.ناترازیهای سیاسی که امروز دیده میشود با رقم زدن حوادثی که کشور را تا بحران چندماهه برد در سخنان نیروهای این جریان به خوبی مشهود است.«عباس عبدی» تئوریسین این جریان سیاسی با اشاره به بحرانسازی اصلاحطلبان میگوید: «بخشی از آنها از سیاست اصلاحطلبی عدول کردند و سیاست را از اصلاحات به سمت ستیز بردند و ادبیات ستیز را انتخاب کردند. شاید برخیها فکر کنند که من هم میتوانم مصداقش باشم. من دنبال رد کردن آن نیستم، بلکه دنبال بیان واقعیت هستم.»وی میافزاید: «ابتدای آن هم به نظر من در ماجرای ۱۸ تیر بود. در ماجرای ۱۸ تیر اصلاحطلبان باید مسئولیت میپذیرفتند و این ماجرا را جمع میکردند و اجازه نمیدادند به اعتراضات بعدی ختم شود. آنها باید مسئولیتپذیری از خود نشان میدادند. من همان موقع به دوستان وزارت کشور و هم به آقای خاتمی پیام دادم که این ماجرا را جمع کنید؛ این ماجرا عوارض خود را دارد. بنابراین، در مسیری حرکت شد که بحران درست کرد.»عضو جریان اصلاحات تاکید میکند: «بدترین بحرانشان در ۸۸ رخ داد که فکر نمیکنم کسی بهاندازه من سال ۸۸ را نقد کرده باشد. اساسا آن فرآیند در سیاست اصلاحطلبانه نمیگنجید.» درواقع اصلاحطلبان بحث ستیزه سیاسی را با بحث اصلاحطلبی که خود ترمیم ساختارهای سیاسی و فرهنگی بود اشتباه گرفتند و در این راه بحرانهای سیاسی به وجود آوردند که اگرچه ادعا میشد در راستای دموکراسی و آزادی است اما معکوس عمل میکرد و در راه قدرتگیری و جنگ سیاسی برای تصاحب قدرت بود.موضوعی که «موسی غنینژاد» یکی از تئورسینهای اقتصاد لیبرال و نزدیک به این جریان با بیان اینکه بحثهای مختلفی با اصلاحطلبان داشته بدان اشاره و مطرح میکند: «مسئله اکثریت اصلاحطلبان دموکراسی و آزادی نیست، شعارهای زیبا میدهند تا به قدرت برسند! باید شعارهایی بدهیم که قدرت را بگیریم. ولی این مسیر که میروید به ترکستان است و به نتیجه نمی رسید.»در همین رابطه، «عمادالدین باقی» فعال سیاسی اصلاحطلب ضمن اینکه تاکید میکند اصلاحات به بن بست سیاسی خورده است، مینویسد:«اگر خطاهای برخی اصلاحطلبان نبود این جنبش بزرگ مردمی را به بنبست نکشانده بود.» درواقع نوع برخورد اصلاحطلبان با سیاست اگرچه در پوشش زرین دموکراسی و آزادی پیچیده شده اما در اصل درونی از قدرت طلبی داشت. این موضوع در کلام و رفتار سیاسی «سعید حجاریان» تئوریسین اصلی این جریان سیاسی که در کارنامه کاری خود تئوری «فشار از پایین، چانهزنی از بالا» را ثبت کرده به طور کاملا آشکاری مشهود است.
وی در برههای که موضوع حضور اصلاحطلبان در انتخابات مطرح میشد در مقابله با «اصلاحطلبان روزنه گشا» که حضور در انتخابات را راهی برای جاری شدن دموکراسی میدانستند به وضوح اعلام میکند که اصلاحطلبان باید در انتخاباتی که فکر میکنند در آن برنده میشوند شرکت کنند؛ وگرنه بایستی با تحریم انتخابات فضا را برای رقیب بهم بزنند.حجاریان در این راستا با طعنه نسبت به نظریه «حضور بهمنظور گرم کردن تنور انتخابات» پاسخ میدهد: «ما تنور انتخابات را گرم میکنیم، اما نان خود را میپزیم؛ که همانا ایجاد گشایش سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی باشد! حال آنکه امروز ایده بازیگر فعال صاحب قدرت بهشکل معکوس ترجمه و حداکثر بهعنوان بازیگر منفعل و بخشی از میزانسن انتخابات پذیرفته است. میخواهم از این مثال نتیجه بگیرم که کنش سیاسی- انتخاباتی علاوه بر «زمانمندی» نیازمند بهرهمندی از پول سیاست است، که همان «قدرت» باشد.»
به نظر میرسد مانند سایر ایدههای حجاریان که مورد اقدام اصلاحطلبان بود این ایده نیز توسط بسیاری از جمله «رئیس دولت اصلاحات» مورد اقدام قرار گرفت و وی در انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نکرد.از همین رو بود که «مسعود پزشکیان» قبل از انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم درباره خاتمی گفته بود: «فکر نمیکردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد. طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است.»درحالی حجاریان به طور صریح از پول سیاسی یا همان تقسیم کیک قدرت که در انتخابات نقد میشود، سخن گفته و صراحتا اعلام داشته که گرم کردن تنور انتخابات مجلس دوازدهم برای اصلاحطلبان نان نداشته و بنابراین ورود به این عرصه بدون فایده بوده است که اصلاحطلبان روزنه گشا نگاهی بلند مدت به انتخابات داشتند و کسانی که به فضای سیاسی کشور و رقابت سنتی اصلاحطلبان و اصولگرایان نظر افکندهاند میدانند که در همیشه روی یک پاشنه نچرخیده و چرخش قدرت در این فضا همواره وجود داشته است. حضور و انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیس دولت چهارده در همین زمینه و بعد از انتخابات مجلس خود شاهد این ماجراست.
اما جالب است که افرادی چون حجاریان در دل هسته قدرت اصلاحطلبان نگاه کوتاه مدت و لحظهای و تنها ابزاری به رقابت سیاسی و ساختار انتخابات دارند.این صریحترین حرف اصلاحطلبان درباره تقسیم کیک قدرت بود که غنینژاد نیز به آن به وضوح اشاره کرده است. درواقع اصلاحطلبان با شعار دموکراسیخواهی هر وقت دیدند که نتیجه به نفع آنان نیست با بر هم زدن همه چیز حتی به ساختارهای دموکراتیک نیز حمله کردهاند که از پس آن حوادث سال ۸۸ رخ داده است.این درحالی است که بسیاری مطرح میکنند که برای اصلاحات واقعی باید ساختارسازی سیاسی درست و اصلاحگرانه انجام داد اما اصلاحطلبان در سپهر سیاسی ایران نه تنها ساختارسازی مثبتی انجام ندادند بلکه به تخریب ساختارها پرداختهاند. روند شکل گیری جریان اصلاحطلبی و حوادث سیاسی که به وجود آورد قابل بررسی است اما آنچه در سالگرد به وجود آمدن این جریان در غالب نظریات درباره اصلاحات خصوصا از سوی خود نیروهای این جریان مطرح میشود به بن بست خوردن این جریان خصوصا در نزد مردم است که به سبب همین بحرانسازیها و بهم ریختن ساختارها حاصل شده است. با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 21:57 - 4 خرداد 1404