تاریخ ایران و آمریکا؛ طوماری از توافقهای شکسته
تاریخچه روابط ایران و آمریکا از ابتدای امر تا به امروز نشان دهنده توافقاتی است که طرف آمریکایی به طور یکطرفه سود آن را برده و به تعهدات خود عمل نکرده است.
گروه فارس پلاس: آمریکا کشوری است که حیات و مماتش به قربانی کردن کشورها و ملتهای مختلف جهان وابسته بوده است. کشوری که خود از زیربنا با کشتار و نسلکشی بومیان این قاره یعنی سرخپوستان ایجاد شد در ادامه نیز با همین روش در سطح جهانی حرکت کرد. امروز که «دونالد ترامپ» دگر بار رییسجمهور این کشور شده است و بدون پرده و بینقاب سیاستهای کاخ سفید را پیش میبرد بیشتر از گذشته این خط مشی آمریکایی عیان است. چگونه پای آمریکاییها به ایران باز شد؟
ایران در قرن نوزدهم به علت رقابت شدید بینالمللی و همچنین موقعیت استراتژیک میان دریای خزر و خلیج فارس به مرکز کشمشهای سخت انگلیس و روسیه تبدیل شده بود و در این مقطع تاریخی بود که کم کم پای قدرتهای بینالمللی دیگر در ایران باز شد. آلمان در این خصوص یک رویکرد ناکام داشت اما بعد از آن آمریکا توانست وارد معرکه شود.دو جنگ جهانی برای آمریکاییها سود سرشاری در پی داشت. جنگ جهانی اول در سال 1914 فرصت بسیار مناسبی برای رشد تولیدات، صنایع و گسترش سلطه آمریکا پدید آورد. نگاهی به آمار و ارقام نشام میدهد که این کشور در سال 1914 مبالغ کلانی به کشورهای اروپایی بدهکار بود ولی در پایان جنگ به طور هنگفتی طلبکار شد. اما جهانی شدن سلطه آمریکا به پایان جنگ جهانی دوم مربوط میشود. این کشور در طول جنگ جهانی دوم از موقعیتی مشابه جنگ جهانی اول سود برد و پس از جنگ در مقام رهبری جهان سرمایهداری قرار گرفت و اروپای غربی به دلیل ضعف مفرط، این مقام آمریکا را پذیرفت و پیمان نظامی آتلانتیک شمالی به دنبال این مرحله تشکیل شد.
در سیزده دسامبر 1856 با امضای پیمان دوستی و تجاری قسطنطنیه روابط سیاسی ایران و آمریکا آغاز شد. این قرارداد به صورت «کامله الوداد» و نشانه توافقی مرحلهای بود که زمینه را برای همکاریهای سیاسی و تاسیس دفتر نمایندگی کنسولی و برقراری تجارت فراهم آورد.اولین ارتباطات که با استفاده از هیئت میسیونری در ایران شکل گرفت نه تنها قوی نبود بلکه مشکلات بسیاری داشت. «ساموئل گرین بنجامین» نخستین دیپلمات و فرستاده رسمی آمریکا به ایران بود که نگاهی منفی به ایرانیان داشت و در آخر مردم ایران را متعصب و فاسد خواند.در دورههای اول حضور و ارتباط آمریکاییها در ایران در زمانی که این کشور علاقهای به دخالتهای سیاسی نداشت بعضا صحبت از ایجاد نیروگاه برق و احداث راه اهن شد اما همه این موارد در مرکز تصمیمگیری آمریکا خصوصا توسط کنگره این کشور رد شد. موضوعی که به طور رسمی توسط سفیر این کشور به ایران ابلاغ شد که «آمریکا علاقهای به شرکت در مسائل داخلی ایران ندارد.»در ادامه کشته شدن یک کشیش آمریکایی در ایران زمینه کشمکش سیاسی بین دو کشور را در سال 1904 را به وجود آورد که حتی ماجرای لشکرکشی و اعزام نام آمریکایی به خلیج فارس را در پی داشت که با رایزنیهایی که صورت گرفت ایالات متحده در زمان ریاست جمهور روزولت از این اقدام صرف نظر کرد و با پرداخت غرامتی که ابتدا 16 هزار دلار و بعد به سی هزار دلار رسید این غائله ختم شد.
دردسرهای میسیونرهای مسیحی آمریکایی
حضور میسیونرهای مسیحی آمریکایی در این زمان سلسلهای از کشمکشها و چالشها را برای ایران ایجاد کرد اما تا بعد از انقلاب مشروطه ایران آمریکاییها مجال حضور در رقابتی که روسیه و انگلیس در آن سابقه داشتند را نیافتند و سیاست این کشور کماکان عدم مداخله مستقیم در ایران بود اما مشروطه خواهی کم کم سبب شد تا پای آمریکاییها به سیاست داخلی ایران ابتدا به صورت مشاورهای و سپس مستقیم باز شود. استخدام «مورگان شوستر» در ایران که به عنوان خزانهدار مالی بکارگیری شد با موافقت آمریکا صورت گرفت. این موضوع با توجه به ضعف سیستم مرکزی حکومت و تهدیدات قشون روسیه که وارد خاک ایران شده بودند سبب شد تا در انتها با درخواست روسیه برای اخراج شوستر موافقت شود.
کودتا اولین دخالت مستقیم آمریکاییها در ایران
همه این موارد سبب شد تا کم کم پای آمریکاییها به کشورمان باز شود. ابتدا آمریکا که خود را در حوزه بینالمللی قدرتمند نمییافت ریسک دخالت در ایران را نمیپذیرفت اما بعد از جنگ جهانی دوم این دخالتها آغاز شد و نقطه عطف این ماجرا نیز نقش فعال آمریکا در کودتای 28 مرداد بود.اگر چه انگلیسیها طراح اصلی کودتا بودند، اما آمریکا نقش موثری در اجرای کودتا داشت و شاید اگر کمک ایالات متحده نبود، موفقیت در انجام کودتا امکان نداشت. طلای سیاه هدف اصلی امریکایی برای حضور و تعمیق نفوذ خود در ایران بود.انگلیسیها که از زمان «ویلیام دارسی» سهمی از نفت ایران را داشتند سعی میکردند به هر نحوی حتی با کمک آمریکاییها این سهم که برای تداوم قدرت آنان در جهان حیاتی بود را از دست ندهند.حضور در ایران و انجام کودتای 28 مرداد برای آمریکاییها آنقدر حائز اهمیت بود که عوامل این کشور میدانستند که اگر سهمی از نفت ایران نداشته باشند به جایگاه آنان در نظام بینالملل لطمه وارد میشود.کودتای 28 مرداد اولین پاسخ آمریکاییها به اعتماد رسمی دولت ایران توسط دولت مصدق نیز بود. آمریکاییها که در ظاهر خود را حامی ملی شدن صنعت نفت ایران نشان دادند با فریب مصدق در برابر انگلیسها خود را پشتوانهای قوی نشان دادند اما وقتی موضوع منافع این کشور و نفت ایران به میان آمد آمریکاییها با انگلیس همدست شده و علیه مصدق کودتا کردند.
وابستگی نظامی عامل استعماری آمریکا
با انجام این کودتا جای پای آمریکاییها در ایران سفت و مستحکم شد و عناصر این کشور سعی کردند با انجام طرحهای مختلف این نفوذ و ارتباط را تعمیق بخشند. این موارد با قراردادهای نظامی که در ظاهر قوای نظامی ایران را قدرتمند اما در باطن آمریکاییها را به اهداف منطقهای خود میرساند و ایران را به عنوان ژاندارم منطقهای تعیین میکرد، همراه شد. ایران به عنوان یک نیروی نظامی و تجهیزاتی و انبار مهمات برای آمریکا و به صورت ژاندارم منطقهای برای این کشور تبدیل شد. در این خصوص موارد متعددی اتفاق افتاد که ذکر آن در یک مقال نمیگنجد اما یکی از مهمترین این موارد استفاده از هواپیماهای جنگنده خریداری شده توسط ایران در جنگهای آمریکا بود. در جنگ ویتنام که در سالهای 40 و اوائل دهه 50 رخ داد ایران با وجود مشکلات مالی فراوانی که داشت و در همین رابطه جنگندههای A اف 5 ایران در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفت. آنچه اعلام شده در کل ایران 34 فروند از هواپیماهای F-5A خود را در راستای منافع آمریکا در اختیار ویتنام جنوبی قرار دادند. همین موضوع درباره تحویل جنگنده به اتیوپی نیز انجام شد. کمکهای مختلف شاه به آمریکا درحالی بود که بعد از انقلاب ایران و فرار شاه واشنگتن حتی از راه دادن محمدرضا پهلوی به این کشور خودداری کرد و دورانی از آوارگی شاه در تاریخ ثبت شد.
بدعهدی آمریکا در قبال قراردادهای دوران پهلوی
پس از انقلاب اسلامی نیز موضوعات مختلفی در خصوص همین قرادادهای نظامی ایجاد شد که آمریکاییها زیر آن زده و پولهای ایران را پرداخت نکرده و بلوکه کردند.پرونده فروش تسلیحات به ایران که آمریکاییها در سال 1981 نه تنها این تجهیزات را به ایران تحویل ندادند بلکه از بازگرداندن پول پرداخت شده در این خصوص نیز خودداری کردند، از جمله این موارد است.این موضوع سبب شد ایران در دادگاههای بین المللی نسبت به بدعهدی آمریکاییها شکایت کنند که این کشور نیز در این حوزه محکوم شد. منتها پرونده آمریکاییها با هر مذاکره با کشورمان سنگین و سنگینتر شد.
قراردادهای شکسته آمریکا در بعد از انقلاب اسلامی
آمریکاییها در چند مرحله دیگر بعد از انقلاب از جمله بیانیه الجزایر (1359)، توافق گروگانهای آمریکایی در لبنان (1368)، مذاکرات سعدآباد در دهه 80 و برجام و ... با واسطه و بیواسطه تعهداتی به طرف ایرانی دادند که هیچکدام را عملیاتی نکردند. عهدشکنیهایی که رئیس جمهور کنونی آمریکا نیز در آن دست داشته و با خروج از برجام به طور یکطرفه چند سال مذاکرات که در آن چند کشور حضور داشتند را به یکباره از بین برد. این موارد به خوبی نشان میدهد که این کشور در مراحل مختلف سعی داشته تنها منافع خود را با کسب امتیازاتی تامین کند اما در زمان عمل به تعهد با فرافکنی همه این موارد را به دست فراموشی سپرده است. موضوعی که نشان میدهد تاریخ روابط ایران و آمریکا پر از توافقات شکستهای است که آمریکا ناقض آن بوده است که با هر مذاکره جدید به لیست بدعهدیهای این کشور در قبال ایران اضافه میشود.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 13:28 - 22 اسفند 1403