خبرنگاران در خط مقدم جنگ شناختی

تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل با تشریح ابعاد جنگ‌های ترکیبی و شناختی در جهان امروز، رسانه و خبرنگاران را از ارکان اثرگذار در صیانت از امنیت هستی‌شناختی و اقتدار ملی دانست و تأکید کرد: در نبردهای نوین، جغرافیای اصلی تخاصم از میدان‌های فیزیکی به ذهن و ادراک جوامع منتقل شده و رسانه‌ها نقشی تعیین‌کننده در مقابله با روایت‌سازی، اخبار جعلی و عملیات روانی دارند.
به گزارش خبرگزاری فارس از اقلید، هفدهم مردادماه در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، مصادف با روز خبرنگار، مجالی برای بازاندیشی در باب کارویژه‌های نهاد رسانه و خبرنگاران در عصر سیطره فناوری‌های نوین ارتباطی است. در مختصات کنونی نظام بین‌الملل، نهاد رسانه و خبرنگاران از جایگاه سنتی خود به‌عنوان صرفاً انتقال‌دهندگان اطلاعات و اخبار فاصله گرفته و به یکی از ارکان اصلی تأمین «امنیت هستی‌شناختی» و «اقتدار ملی» جوامع تبدیل شده‌اند. با پیچیده‌تر شدن مناسبات قدرت در عرصه جهانی، مفاهیم مرتبط با امنیت و تهدید نیز دچار دگردیسی شده‌اند؛ دگردیسی عمیقی که در آن، قلمروهای فیزیکی جای خود را به جغرافیاهای ذهنی و ادراکی داده‌اند. در چنین فضایی، تبیین رسالت خبرنگاران نیازمند خوانشی استراتژیک از ماهیت نبردهای نوین است.تحول پارادایمی نبردها؛ گذار به معماری جنگ هیبریدیبرای درک دقیق جایگاه رسانه در معادلات امنیتی امروز، در گام نخست باید مختصات میدانی تهدیدات نوین مورد واکاوی قرار گیرد. نظریه‌های کلاسیک روابط بین‌الملل، قدرت را عمدتاً در ظرفیت‌های نظامی متمرکز می‌دانستند. اما در دوران معاصر، استراتژیست‌ها با بهره‌گیری از تئوری‌های پیچیدگی و شبکه‌ای، مفهوم «جنگ هیبریدی» یا «جنگ ترکیبی» را صورت‌بندی کرده‌اند.جنگ ترکیبی، استراتژی پیچیده و چندلایه‌ای است که در آن کنشگر متخاصم به جای اتکا به یک ابزار واحد (نظیر نیروی نظامی)، مجموعه‌ای درهم‌تنیده از ابزارها را به صورت همزمان، شبکه‌ای و هم‌افزا علیه کشور هدف به کار می‌گیرد.
این ابزارها طیف وسیعی از تحریم‌های اقتصادی، حملات سایبری، انزوای دیپلماتیک، حمایت از گروه‌های برانداز و در نهایت، عملیات‌های پیچیده روانی و رسانه‌ای را شامل می‌شود. در این دکترین، هدف غایی نابودی فیزیکی زیرساخت‌های حریف نیست؛ بلکه فروپاشی از درون از مسیر فلج کردن اراده سیاسی حاکمیت و ایجاد گسست‌های عمیق اجتماعی است. در این شبکه پیچیده از تهدیدات، مرزهای میان شرایط جنگی و وضعیت صلح به طور کامل مخدوش شده و پدیده‌ای تحت عنوان «جنگ دائمی اما پنهان» شکل می‌گیرد.نبرد شناختی؛ جغرافیای ذهن به‌مثابه کانون تخاصمدر قلب پیکره‌بندی جنگ‌های ترکیبی، مفهوم «جنگ شناختی» و «جنگ رسانه‌ای» قرار دارد. در ادبیات استراتژیک نوین، ذهنیت و ادراک جامعه هدف، مهم‌ترین میدان نبرد تلقی می‌شود. در جنگ شناختی، متخاصم به دنبال تغییر فیزیکی واقعیت نیست. هدف اصلی، دستکاری، مهندسی و تغییر ادراک جامعه از واقعیت است. در این کارزار، با بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوش مصنوعی، کلان‌داده‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نظام معرفتی و دستگاه محاسباتی شهروندان و نخبگان کشور هدف مورد هجوم قرار می‌گیرد. ابزارهای این نبرد، اخبار جعلی، روایت‌سازی‌های معکوس، و پمپاژ سازمان‌یافته ناامیدی است. جنگ روانی به دنبال آن است که با هدف قرار دادن نقاط آسیب‌پذیر جامعه، تصویری تحریف‌شده و فاقد چشم‌انداز از وضعیت موجود ارائه دهد. در چنین شرایطی، پیروزی زمانی محقق می‌شود که جامعه هدف، پیش از شلیک حتی یک گلوله، در ذهن خود شکست را پذیرفته باشد.پیکارنگاری تقابل آمریکا و اسرائیل علیه ایرانبا کاربست این چارچوب نسبت به ایران، ابعاد پیچیده تقابل هژمونی غرب با ایران نمایان‌تر می‌شود.
ایران به واسطه موقعیت ژئوپلیتیک، استراتژی‌های منطقه‌ای و تقابل بنیادین با نظم تحمیلی غرب، دهه‌هاست که در کانون سنگین‌ترین تهاجمات هیبریدی آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها قرار دارد. اندیشکده‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی غربی به این جمع‌بندی راهبردی دست یافته‌اند که صرفاً رویارویی مستقیم نظامی با ایران، به دلیل عمق استراتژیک و قدرت بازدارندگی نامتقارن این کشور، فاقد کارآمدی لازم و نتایج ملموس است. در نتیجه، محور واشنگتن-تل‌آویو تمرکز خود را بر اجرای یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار قرار داده است.در این راستا، ائتلاف مذکور با تأسیس و پشتیبانی مالی از شبکه‌های رسانه‌ای فارسی‌زبان، ساماندهی ارتش‌های سایبری، و فعال‌سازی دیپلماسی عمومی تهاجمی، درصدد تصویرسازی از یک نظام ناکارآمد و جامعه‌ای در آستانه فروپاشی است. این جنگ رسانه‌ای، به‌ویژه در رویدادهای یک سال اخیر، به بالاترین سطح از شدت خود رسید. مرور تحلیلی جنگ دوازده‌روزه، حوادث دی‌ماه و جنگ چهل‌روزه، به وضوح نشان‌دهنده یک الگوی رفتاری مشخص از سوی ماشین عملیات روانی دشمن است. در جریان این حوادث، محور رسانه‌ای متخاصم تلاش کرد تا با ایجاد فضای گلخانه‌ای وحشت و التهاب و از طریق بمباران اطلاعاتی، این تنش‌ها و حوادث داخلی را به‌عنوان بحران‌های استراتژیک و پایان‌بخش به افکار عمومی حقنه کند. هدف اصلی در پمپاژ رسانه‌ای این وقایع، القای حس «شکست محتوم» و «تسلیم روان‌شناختی» در میان افکار عمومی ایران بود. دشمن در این برهه‌ها سعی داشت تا تاب‌آوری اجتماعی را تقلیل داده و این گزاره شناختی را نهادینه سازد که مقاومت در برابر ساختار قدرت جهانی بی‌فایده است و راهی جز تسلیم وجود ندارد.
رسالت راهبردی خبرنگاران؛ صیانت از افکار عمومی در عصر پیچیدگیبا تشریح این فضای پرالتهاب، جایگاه و رسالت خبرنگاران در ایران ابعادی کاملاً استراتژیک به خود می‌گیرد. در عصر جنگ‌های ترکیبی، خبرنگار دیگر صرفاً یک وقایع‌نگار نیست؛ بلکه به‌عنوان یک کنشگر فعال، استراتژیست عرصه ادراک، و خط‌شکن جبهه دفاع از امنیت روانی جامعه ایفای نقش می‌کند. رسالت‌های بنیادین خبرنگاران در این کارزار پیچیده را می‌توان در محورهای زیر صورت‌بندی کرد:1. معماری پیش‌دستانه روایت‌هادر نظریه ارتباطات بحران، اصلی به نام «مزیت روایت اول» وجود دارد. در جنگ رسانه‌ای، کنشگری که بتواند نخستین روایت منسجم از یک رویداد را به افکار عمومی ارائه دهد، چارچوب ادراکی مخاطب را در دست می‌گیرد. انفعال، تأخیر در اطلاع‌رسانی و محافظه‌کاری در مواقع بروز بحران، منجر به ایجاد یک خلأ اطلاعاتی می‌شود. رسانه‌های اتاق فکرهای آمریکا و اسرائیل بلافاصله این خلأ را با روایت‌های مخدوش و جهت‌دار خود پر می‌کنند. رسالت استراتژیک خبرنگار، حضور به‌موقع در میدان، احصای دقیق داده‌ها، و مخابره پیش‌دستانه و صادقانه رویدادهاست تا از شکل‌گیری روایت‌های جعلی و تثبیت آنها در ذهن جامعه جلوگیری کند.۲. ارتقای سواد رسانه‌ای متقابل و کالبدشکافی عملیات روانی دشمنخبرنگار متخصص در عصر نبردهای ترکیبی، باید قادر باشد تکنیک‌های عملیات روانی و شناختی دشمن را برای جامعه هدف کالبدشکافی کند. دفاع از افکار عمومی مستلزم آن است که خبرنگاران با تولید محتوای تحلیلی و تبیینی، مکانیسم عمل رسانه‌های بیگانه را آشکار سازند.
جامعه باید از طریق رسانه‌های داخلی آگاه شود که چگونه یک خبر ساختگی در آزمایشگاه‌های جنگ روانی تل‌آویو طراحی شده، توسط ربات‌های سایبری ضریب داده شده، و به‌عنوان یک گزاره حقیقی به خورد افکار عمومی داده می‌شود. شفاف‌سازی این فرآیندها، نوعی «مصونیت‌سازی شناختی» در جامعه ایجاد کرده و ضریب نفوذ رسانه‌های متخاصم را کاهش می‌دهد.۳. پیوند ارگانیک با جامعه و اتخاذ رویکرد شفافیت اعتمادسازمؤثرترین سپر دفاعی در برابر جنگ روانی، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی است. این اعتماد در خلأ شکل نمی‌گیرد. خبرنگار باید صدای رسای مطالبات به حق جامعه باشد. پنهان‌سازی چالش‌ها یا ارائه تصویرهای غیرواقعی از شرایط موجود، نه تنها به امنیت ملی کمک نمی‌کند، بلکه موجب تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت شده و بستر را برای نفوذ ادراکی دشمن فراهم می‌سازد. رسالت خبرنگار، اتخاذ رویکردی انتقادی، منصفانه و تخصصی برای واکاوی مشکلات است. زمانی که افکار عمومی احساس کند رسانه داخلی آیینه تمام‌نمای دغدغه‌های اوست و با رویکردی آسیب‌شناسانه به دنبال حل مسائل است، وابستگی ادراکی به منابع خارج از مرزها قطع خواهد شد.۴. بازتولید قدرت نرم و امیدآفرینی مبتنی بر واقع‌گرایی استراتژیک همان‌گونه که اشاره شد، استراتژی محوری آمریکا و اسرائیل پمپاژ یأس و القای ناکارآمدی است. در تقابل با آن، خبرنگاران موظف به «امیدآفرینی» هستند؛ امیدی که مستدل، مبتنی بر واقعیات و برخاسته از ظرفیت‌های کشور باشد.
تبیین موفقیت‌های استراتژیک در خنثی‌سازی تحریم‌ها، برجسته‌سازی پیشرفت‌های علمی، و نمایش قدرت بازدارندگی کشور در محیط پرآشوب منطقه‌ای، از جمله وظایف رسانه در جهت بازسازی غرور ملی و ارتقای تاب‌آوری روانی جامعه است. خبرنگار باید نشان دهد که استراتژی فشار حداکثری و نبردهای هیبریدی دشمن، به واسطه مقاومت ساختارمند جامعه ایران با انسداد راهبردی مواجه شده است.فرجام‌سخنروز خبرنگار، نمادی از اهمیت و اعتبار کلام و آگاهی در معماری قدرت ملی است. در دوران گذار نظام بین‌الملل و در میانه جنگ جهانی اطلاعاتی و شناختی، مرزهای صیانت از امنیت ملی توسعه یافته و از قلمروهای جغرافیایی به شبکه‌های درهم‌تنیده داده‌ها و اذهان شهروندان امتداد یافته است.در تقابل با ائتلاف رسانه‌ای و روانی غرب و اسرائیل که با تزریق بودجه‌های کلان و بهره‌گیری از پیچیده‌ترین تکنیک‌های عملیات روانی، درصدد فروپاشی هنجاری و ادراکی جامعه ایران هستند، خبرنگاران به‌عنوان نخبگان خط مقدم این نبرد نامتقارن شناخته می‌شوند. تسلط بر مفاهیم پیچیده جنگ هیبریدی، شناخت دقیق تاکتیک‌های دشمن، پایبندی به اصول حرفه‌ای و اخلاقی، و التزام به صداقت با افکار عمومی، ابزارهای اصلی این قشر فرهیخته برای خنثی‌سازی تهاجمات شناختی است. در نهایت، پیروزی در عرصه جنگ‌های ترکیبی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی و فکری کشور، در گرو کنشگری هوشمندانه، تخصصی و متعهدانه قلم‌هایی است که در راه آگاهی‌بخشی و صیانت از حقیقت، مجاهدت می‌کنند.علی محرابیتحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل#خبرنگار #جنگ #حقیقت
14:07 - 17 مرداد 1405
رسانه
استان ها
فارس




2 پاسخ

@Alizadehnegin8 ساعت پیش
در پاسخ به
درود و خداقوت 👌🏻👌🏻