سرداری که علمدار لقب گرفت

تنها توصیفی که می‌توانم برای شهید داشته باشم این است که او علمدار بود. نماد واقعی شجاعت، قدرت و استقامت بود. همه مردم‌ سپیدان به او این لقب را داده بودند.
به گزارش خبرگزاری فارس از ممسنی، شهید محمد کاظم‌ کریمی متولد سال ۱۳۵۵ در روستای کلگاه شهرستان ممسنی پس از ۲۴ سال خدمت صادقانه وقتی مسئولیت جانشین فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان سپیدان را بر عهده داشت در جنگ‌ رمضان در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ طی حملات ناجوانمردانه و ددمنشانه رژیم سفاک صهیونی در سپیدان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.همسر شهید کریمی، بانوی شجاع و انقلابی که سالها دوشادوش همسر و در کنار او قوت قلب شهید بوده است اکنون با تمام دلتنگی ها و سختی هایی که با نبود و فقدان شهید متحمل می شود پرچم و برنو به دست در خط مقدم‌ میدان‌ خیابان و تجمعات شبانه علمداری می‌کند و شجاعت همسر شهیدش را بر دوش می‌کشد و فریاد انتقام‌ خواهی سر می‌دهد. او نمونه یک زن شجاع انقلابی است.نسیبه زارع خفری، فعال فرهنگی، اجتماعی، مسئول شورای بازرسی حوزه بسیج فاطمه زهرا سپیدان و همسر شهید سرهنگ‌ محمد کاظم کریمی در گفتگو با فارس اظهار داشت: صد و یک شب میدان داری و کف خیابان بودن با تمام زخم‌ها و دلتنگی هایم‌ گواه این حقیقت است که چیزی تا پیروزی نمانده و ما میدان را ترک نمی کنیم. این خواسته و حرف دل شهید کریمی بود.او در ادامه افزود: علمدار من بیشتر از آنکه با ما زندگی کند با مردم‌ می زیست، با مردم‌ خاطره داشت، عکس های دسته جمعی او با اقشار مختلف مردم‌ گواه این حقیقت است. او برای شهادت امام قائد مانند چشمه می بارید و می دانست باید صبوری کند و مقاوم تر باشد. هر کاری که از‌ او می خواستم‌ می گفت: "بگذار برای بعد از پیروی". ما نیز برای کسب این پیروزی که خواسته شهدای جنگ‌ رمضان بود، باید در میدان خیابان باشیم.
همسر شهید گفت: از خصوصیات بارز شهید کریمی مردمی بودن او بود.او در حالی که بی ریا، خاکی، بی تکبر و متواضع بود مردم داری می کرد. در اختشاشات و فتنه دی ماه با لباس نظامی در صف اول و در بین مردم بود و آنها را به آرامش دعوت می کرد. در برهه زمانی فتنه و در جنگ ۱۲ روزه و رمضان وقتی به او می گفتم لباس نظامی نپوش خطر دارد می گفت: "مگر با کت و شلوار می شود به میدان رزم رفت؟ مگر خون ما از خون شهدا رنگین تر است." او همیشه آرزوی شهادت داشت.وی گفت: موقع تجاوز و حمله صهیونی به بیت رهبری که اولین روز جنگ رمضان بود. شب شهادت امام قائد دامادمان تماس گرفت و به ما اطلاع داد که دخترم را راهی سپیدان کرده است و خودش اماده باش است. او نظامی بود و در بندرعباس سکونت داشتند. باران عجیبی می بارید و ما باید به استقبال دخترم می رفتیم. حوالی ساعت ۳ بود که ما در گردنه شول سنگر منتظر دخترم بودم دیدم خانمی روی ماشین هلهله سر می‌دهد و شادی می کند.فهمیدیم که این هلهله شیطانی به خاطر شهادت امام قائد امت است.من مانند کسی که با خنجر قلبش راشکافته باشند درد می کشیدم و اشک می ریختم اما همسرم در ماشین را باز کرد و گفت داخل ماشین بنشینم و چیزی نگویم گفت به حساب تک تک این افراد خواهیم رسید. ما همه از شهادت رهبر شکستیم اما مجبور بودیم قوی باشیم و نشکنیم و اگر هنوز'سر پا هستیم بخاطر آرمان‌ها و اهداف شهداست. آنها به ما یاد دادند صبور باشیم، مقاوم باشیم، نشکنیم تا زمینه دلشادی دشمن را فراهم‌ نکنیم.
آنان که برای شهادت رهبر هلهله سردادند با دیدن جنایات دشمن اشک ریختند و عذابی به بزرگی جهنم در دلشان راه افتاد.جنایت مدرسه میناب و ورزشگاه لار کم جنایتی نبود که بشود ساده از آن گذشت‌. این اتفاقات افتاد تا مردم نادان معنی واقعی کمک دشمن به ملت ایران را بفهمند و با چشمان خودشان ببینید.ساعت ۵ که به خانه رسیدیم‌ همسرم پارچه سیاه بر سردر خانه زد و در سوگ رهبر شهید ماندیم. آن روزها شاید از'۲۴ ساعت خدمت شهید ۴ ساعت در خانه بود و ما کمتر اورا می دیدیم وقتی ساعت ۲ بامداد طی تماس با همکارانش از خانه بیرون رفت می‌دانستم شهید می شود. آن شب پاسگاه کمهر را زده بودند پارک جلوی پاسگاه و یک ماشین هلال احمر را هم زده بودند.شهید کریمی و همرزمانش جلوتر از پاسگاه جلوی پل بودند که با حملات پهبادی دشمن با همرزمش آقای فرخیانی به زیر پل پناه بردند اما با شدت حملات در اثر اصابت ترکش، همسرم شربت شهادت نوشید و فرخیانی در اثر جراحات ناشی از ترکش به درجه جانبازی نائل آمد.از همرزمانش شهیدان محمد صالحی، احمدکرمی و حمیدرضا کشاورز در مرحله اول و شهیدان حسین و صادق اسکندری در فاصله صدمتری با این شهدا به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ما تمام آن شب در خیابان جلوی فرمانداری بودیم و خبر شهادت بچه های سپاه می آمد و می‌گفتند سرهنگ‌ کریمی در سلامت است.آن روز قبل از'شنیدن خبر شهادت شهید کریمی در خانه شهید کشاورز، همسر و خانواده شهید را دلداری می دادم و می‌گفتم باید صبور باشند اما وقتی که خبر شهادت همسرم را شنیدم فرو ریختم و آنجا بود که فهمیدم واقعا تحمل این درد ها سخت است.
وی در پایان گفت: حضور مردم به عنوان پشتوانه واقعی و جهادگران اصلی این کار زار ستودنی است و مسئولین باید قدر آنها را بدانند. برای خیلی از آحاد مردم به ویژه خانواده شهدا بی حجابی و تغییر چهره کشور اسلامی به چهره قبیح غرب قابل تحمل نیست و این موضوع بسار آزار دهنده است.طراحی، دوخت و عرضه لباس های ناپسند در جامعه مشکلی است که جای تامل زیاد دارد.مسئولین اول باید به فکر از بین بردن تورم و گرانی کمرشکن و کسب رضایت مردم باشند و به این مهم‌ توجه کنند بعد هم کارهای فرهنگی را توسعه بدهند مانند شکستن قیمت سنگین چادر که با در بازار موجود است چرا باید قیمت چادر زیاد باشد و قیمت لباس های بدحجاب و لختی ارزان باشد.؟ متولیان فرهنگی متولیان پوشش جامعه اسلامی باید تلاش کنند تا این مشکل مرتفع شود. ما امت اسلامی هستیم و در یک جامعه اسلامی زندگی می‌کنیم. جامعه ای که شهدایمان برای همین امنیت و اقتدار و حجاب خون دادند و تنها یادگاری که از آنها به جای مانده لباس خونین شهادتشان است.۶ شهید والامقام اقتدار جنگ‌ رمضان بر روی دوش مردم شهرستان سپیدان و ممسنی در اردکان تشییع شدند و پیکر مطهر شهید کریمی در گلزار شهدای نوراباد ممسنی تشییع و تدفین شد و در آغوش خاک آرام‌ گرفت. نام و یادش جاودان و راهش پر رهرو باد. گفتگو از طیبه خسروی#شهید #شهادت #اقتدار
16:34 - 11 ژوئن 2026
جامعه
استان ها
فارس