مشاور فرح: حکومت پهلوی مثل حیوانی رام در اختیار آمریکا بود
تنها سلسله پادشاهی تاریخ ایران که توسط بیگانگان به قدرت رسید، پهلوی بود. این وابستگی ننگین نه فقط در تشکیل حکومت، که در بقای آن نیز مهمترین نقش را برعهده داشت.
گروه فارس پلاس: بعد از تشکیل حکومت پهلوی در سال 1304 توسط انگلیسیها، در سال 1320 نیز همانها بودند که پس از فرار رضاخان، قدرت را به پسرش محمدرضا واگذار کردند. سال 1332، این وابستگی شدیدتر و گستردهتر هم شد و انگلیس و آمریکا، شاه فراری را از پایتخت ایتالیا به تهران بازگرداندند. این وابستگی و عدم استقلال به قدری پررنگ و حائز اهمیت است که در خاطرات درباریان و نزدیکان شاه نیز بسیار منعکس شده است.«احسان نراقی» مشاور فرح، مدیر مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در دوران پهلوی و از معتمدین و مشاوران شاه در روزهای پایانی حضورش در ایران، در مصاحبه با مجموعه مستند به روایت دربار چنین نقل میکند:«آمریکاییها هرکاری با ایران خواستند کردند. ایرانِ آن دوران مثل حیوانی بود که رامش کرده بودند. کاملا رام و در اختیار آمریکاییها! هیچ وقت شاه در برابر پیشنهادات آمریکاییها نه نمیگفت. مطیع آمریکا بود.»
پهلوی عامل خارجیها
«حسین سپهری» قائم مقام وزیر کشاورزی در دوران پهلوی نیز در مصاحبه با مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران، اینچنین زبان به اعتراف میگشاید: «وابستگی به خارجی، باعث شد تا حکومت پهلوی از هم بپاشد. من الان با آنچه که از نظر سیاست داخلی و خارجی در ایران میگذرد صد در صد موافق نیستم. اما با یک چیز آنها خیلی موافقم و آن را خیلی میپسندم. درواقع اینها عامل خارجی نیستند و صبح تا شب به خارجیها گوش نمیدهند و مستقل هستند.»یادداشتهای اسدالله علم نیز، سرشار از مصداقهای وابستگی و عدم استقلال کشور است. به عنوان مثال، او در یادداشتهای روز 19 اردیبهشت 1351 نقل میکند: «صبح خیلی زود کاردار سفارت آمریکا به من تلفن کرد که کار فوری دارم. ساعت ۸ به او وقت دادم. پیام نیکسون را برای شاهنشاه آورد، که تصمیم خودشان را در مورد مینگذاری آبهای ویتنام شمالی و بمباران ویتنام شمالی و قطع مذاکرات پاریس به اطلاع شاهنشاه رسانده بود.من پیام او را وقتی شرفیاب شدم، به عرض رساندم و عرض کردم شاهنشاه باید جواب مثبتی مرحمت فرمایید. فرمودند: آخر ما همه جا گفتهایم باید مقررات کنفرانس ژنو اجرا شود... چطور جواب مثبت بدهم؟ عرض کردم با کمال تاسف شیشه عمر ما هم در دست آمریکاست، یعنی اگر آمریکا اینجا شکست بخورد، دیگر فاتحه دنیای آزاد خوانده شده. فرمودند: درست است، ولی با این گردنکلفت شمالی چه کنم؟ عرض کردم: من جوابی تهیه خواهم کرد و به عرض مبارک میرسانم.»
نفت ما را ببرید
در جایی دیگر، علم اوج درماندگی یک حکومت وابسته به آمریکا را چنین به تصویر میکشد: «صبح، شرفیاب شدم. شاهنشاه فوقالعاده نگران وضع اردن بودند. فرمایشاتی فرمودند که به سفیر آمریکا بگوییم آیا با این اندازه وضع دَرهمُ بَرهم (منطقه) باید وضع دفاعی ما طوری باشد که فقط برای هشت روز جنگ، مهمات داشته باشیم؟ آخر ما که از شما چیزی و کمکی نمیخواهیم! میگوییم نفت ما را ببرید و پول ما را بدهید که در راه منافع مشترک و دفاع مشترک خرج کنیم. از این هم مضایقه دارید؟»در اسناد لانه جاسوسی آمریکا هم آمده است که اسدالله علم به سفیر ایالات متحده اظهار داشته بود: «شاه احساس میکند آمریکا با او مانند یک نوکر رفتار میکند.»
عجز رضا پهلوی از درک یک واقعیت روشن
حال بهتر میتوان فهمید که چرا یکی از مهمترین شعارهای مردم در سال 1357، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بوده است. حقیقتی روشن که رضا پهلوی و سایر سلطنتطلبان از درک آن عاجزاند و به همین علت آینده خود را به خواست آمریکا و اسرائیل گره زده اند. سرنوشتی تلخ که جز حقارت، شکست و منفورِ مردم شدن، چیز دیگری با خود به همراه ندارد.
18:39 - 17 مهر 1404