دربارهی روشنفکرهای غربزده فقط در فارس تعاملی بخوانید.روشنفکری مسئلهی ایدئولوژی نیست بلکه ایدئولوژی مسئلهی روشنفکرهایی است که خود را به بیفکری زدهاند. در مواجهه با جامعه این پُرسش بوجود میآید که: آیا اقتصادِ قدرتمند میتواند جای تفکر و فرهنگ را بگیرد؟ برای پاسخ دادن به این مسئله دو نوع نگاهِ متفاوت وجود دارد. در ابتدا روی سخنِ من با موسی غنینژاد است که در مناظرهای از دیگری خواسته بود اقتصادِ اسلامی را تعریف کند. اولاً این مهم را باید توضیح دهم که اسلام برای ساختنِ اقتصاد نازل نشده امّا از آنجایی که افرادِ اقتصادیِ در آن مسلمان هستندْ باید طبقِ دستوراتِ اسلام معاملاتِ خود را انجام دهند. پس آنچه که مانعِ پیشرفتِ اسلام در حوزهی تفکر و فرهنگ شده، دستوراتی نیست که اسلام برای اقتصاد و تجارت صادر کرده بلکه چگونگیِ اجرا و خوانش از آن اوامر است. دوم روی سخنم با صادق زیباکلام است که نگاهِ غربزدهاش را در جریاناتِ تحلیلی خود بر مسائل چیره میکند و سفارشاتِ سیاسیِ اسلام را با مسلمانی اشتباه میگیرد. من نمیخواهم میانِ غربزدههایی چون عزیزانی که نامشان آمد و شهدایی چون ابراهیمِ رئیسی تفاوتی بگزارم چرا که همه ایرانی هستیم و من هم طبیعتاً؛ آنچه که من را وادار به نگارشِ این یادداشت کرد معاملهی تفکر و فرهنگ با اقتصادِ غربی است که کم کم جهان را به سمتِ جنگهای صلیبیِ دیگری میکشاند و تاریخ را صفر خواهد کرد تا انشاالله امام زمان ظهور کند.#علی_رفیعی_وردنجانی#رهبر_شهید#امام_حسین#اقتصاد#فرهنگ#سیاست#جمهوری_اسلامی_ایران#تفکر#امام_زمان#تنگه_هرمز#منابع@alirafieivardanjani
۳۸ MB
سیاستِ بدیم بره
با توجّه به این نکته که من یک ناقدِ مدیا هستم و حتماً بطورِ اساسی از تعابیرِ فنّی در حوزهی اقتصادی نمیتوانم استفاده کنم پیشاپیش از خوانندگانِ محترم عذرخواهیِ خود را اعلام میدارم. اقتصادْ در جوامعی که پیشرفتِ فیزیکی داشتهاند به سُلطهجویی ختم شده و زین پس نیز ختم خواهد شد. منابع عظیمی از دیگر کشورها را مالِ خود کردن و بعد همان کشورها را وابستهی محصولاتِ بدست آمده از آن منابع کردن حاصل سیاستِ بدیم بره است. موراکامی، اسکورسیزی، تیکر، ایناریتو، مارکز و... محصولِ این منابع نیستند امّا در جوامعی زیست کردهاند که فرهنگِ سُلطهگری نوعی از ایدئولوژیِ اقتصادی – سیاسی آنها بوده. این فرهنگْ با اقتصادی بدست نیامده که از منابع جغرافیای خود بهره بُرده بلکه با منابعی ساخته شده که در دیگر کشورها قرار داشته. تهِ تفکر نئولیبرالهایی مانند زیباکلام تسلیم شدن در برابرِ سُلطه است در حالی که مدام باید این اندیشه در ذهنِ برخی روشنهای بیفکر باشد که: امام حسین (ع) دربرابر سلطه ایستاد و با علمِ به این که شهید میشود آبروی آزاد مردی و اسلام را حفظ کرد، و من اگر نمیتوانم مانندِ او باشم حداقلاش تلاش نکنم آزادیام را به سلطه بفروشم. ما با عالمانی طرف هستیم که از نظرِ دانش توانایی مثال زدنِ نلسون ماندلا را دارند امّا نمیدانند که ماندلا حسینیترین مردِ آفریقای جنوبی بود. اقتصادْ ایدئولوژیهایی میسازد که روشنان بیفکرِ زیبا کلام دربرابرِ آن تسلیم شوند و هر سلطهای را بپذیرند در صورتیکه تفکر و فرهنگ از دین و مذهب نشأت میگیرد و ایدئولوژیای میسازد که امام حسین (ع) پرچم دار آن است.#علی_رفیعی_وردنجانی@alirafieivardanjani
فرهنگِ رقصندهها
اگر شما به عنوان یک مسافر واردِ کشوری غربی شوید مجبور به پذیرشِ قوانین، فرهنگ و اقتصاد آن کشور هستید تا حدّی که پس از بازگشت از آن کشور بیشتر از فرهنگِ متفاوتاش برای دیگری تعریف میکنید نه قوانین و اقتصادش. کشورِ ایران یک انقلابِ فرهنگی انجام داده که طبیعتاً قانون، سیاست و اقتصاد را هم انقلابی کرده. بحث بر سر انقلابی ماندن یا نماندن نیست مسئله بر سرِ این است که همواره مُرغِ همسایه برای ما غاز بوده. ما خودمان در سال 1357 انتخاب کردیم فرهنگمان اسلامی باشد و این ربطی به اعراب و دیگران ندارد کاملاً اختیاری ایرانْ جمهوری اسلامی شد. مُرغِ همسایه، فرهنگِ غربیها، اختیاری نبوده و نیست چرا که به شدت وابسته به اقتصادِ سیاسیِ حاکماناش است. ایرانِ جمهوری اسلامی تکنولوژیهای متفاوتی وارد میکند امّا آیا تا به حال دیده یا شنیدهاید که برای داشتنِ تکنولوژیای از قدرتِ موشکیاش سوء استفاده کند؟ آنها که میخواهند ایران جمهوری اسلامی نباشد در زمین دشمن بازی میکنند و بدونِ اینکه خود بر این مهم آگاهی داشته باشند در میادینِ غربیْ اُپوزیسیون میشوند و میرقصند. رقصندهها از امثالِ ترامپ تشکر میکنند و پرچمی را آتش میزنند که الله در میانهی آن است بدونِ آنکه آگاهی داشته باشند: فرهنگی که شما را در غُربت رقصانده اقتصادش از منابعِ کشورتان تأمین شده در این زمان وظیفهی آزادگان است که از منابع کشورشان چون تنگهی هُرمز دفاع کنید.#علی_رفیعی_وردنجانی@alirafieivardanjani