نقد تئاتر «شام خداحافظی» را در فارس تعاملی بخوانید.شام خداحافظی به کارگردانیِ حسین عبداللهی که تا 12 خرداد در تماشاخانه ماه حوزه هنری اصفهان به روی صحنه میرود، باعث شد بعد از چند ماه به تماشای تئاتر بنشینم و متأسفانه اصلاً آنچیزی نبود که میشد از یک نمایشِ دست و پا دار انتظار داشت. این نمایشِ ضعیفْ حرفی برای گفتن ندارد. مسئله از جایی شروع میشود که همواره مرغِ همسایه غاز است. نظامِ غربزدگی در تئاترِ ایران با فراموش کردنِ هنرِ رو حوضی و تعزیه همزمان شده. اگرچه طبیعتاً این نمایشنامه را اگر در اروپا هم عبداللهی روی صحنه میبُرد کسی آن را حساب نمیکرد چرا که کارگردان به هماناندازه که نابلدانه متن را انتخاب کرده نابلدانه هم از بازیگران بازی گرفته و دراماتورژی مناسبی از تطبیقِ فرهنگی میانِ ملّتها ندارد. این را هم بارها اشاره کردهام که هنر، مخصوصاً تئاتری که 400 هزارتومان بلیطاش باشد، برای مردم است نه برای امثالِ من و دیگر منتقدان و نیازی نیست که کارگردان ابتدای نمایش بگوید: با توجه به شرایطِ موجود آنچه میبینید را یک تمرینِ جنرال در نظر بگیرید. بنظرِ من که عواملِ اینکار از مخاطب پول گرفتند تا ما آنها را در پایان تشویق کنیم. تئاتری که میبینید حاصلِ یک فرهنگ گسیختگی است که مابهازایی برای آن در هیچ جامعهای پیدا نمیشود.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#حسین_عبداللهی#رادنوش_مقدم#تماشاخانه_ماه#تئاتر#نمایش#هنر#فرهنگ#حوزه_هنری#ایران#جنگ#بلیط#خبرگزاری_فارس#فارس_تعاملی#فارس🎩@alirafieivardanjani
وازکتومی کردنِ فرهنگ
این بسیار عجیب است که ناظران کارشان فقط مُهر کردنِ مجوز باشد و اصلاً کیفیتِ اثری که 400 هزارتومان مردم بابتاش پول میدهند برایشان مهم نباشد. این مصداق این است که کالایی نامرغوب و گران دست مشتری بدهیم. با توجه به اینکه تئاتر زنده است و هر شب ممکن است دیالوگی اضافه یا کم شود آنچه را که در شبِ اولِ «شام خداحافظی» دیدم مورد مداقه قرار میدهم. میزانسنِ قابلِ پیش بینی، چهرهپردازیهای ضعیف، نورپردازیای که ابداً حرفهای نبود به علاوهی همهی اینها که من بارها به این مهم اشاره کردهام که خودِ تماشاخانه ماه مناسبِ یک اجرای تئاتر نیست چه برسد به اینکه در هنگام ورود بوی چسب، جوراب و پا نیز مشامِ تماشاگر را آزار میداد. این بسیار عجیبتر است که رادنوش مقدم بعد از سالها فعالیت در عرصهی نمایش حالا نقشِ یک مانکن را بازی میکند و دیگر بازیگران هم اگر کم لطفی نمیکنند احساس میکنم بخاطر این باشد که در شرایط جنگی میخواهند بهترینِ خودشان باشند. میرویم سرِ مسئله نمایشنامهای که حائری ترجمه کرده و اصلاً مالِ روی صحنه بردن در ایران نیست. دقت کنید شخصیتی داریم که وازکتومی کرده، عمری است پیش یک روانشناس میرفته تا اینکه او از سرطان مُرده، میخواهد فرزندی را به فرزند خواندگی قبول کند که سیاه پوست باشد و حالا شامی، البته ما که میزِ شامی ندیدیم، برای او تدارک دیده شده که یکجور خداحافظیِ احمقانه است. به رابطهی قاسمی و ترابی نیز رجوع شود. کجای یک ارتباطِ دوستی در ایران این شکلی است که همجنسگرایی را تداعی کند؟ تئاترِ اصفهان میخواهد چهرهی منتقدهایش را تخریب کند و این یک هشدار است که ما پول در آوردن از هنر را خوب بلدیم امّا این هنرِ ما نیست که با آن کاسبی میکنیم.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی
وقتی همه دروغ میگویند
تصادفی با دوستی آشنا شدم که میگفت من برای آنچه که در تیوال نوشته بودند این تئاتر را انتخاب کردم. لطفاً به مردم دروغ نگویید!. این تئاتر کجایش دوستانه بود که حالا بخواهد از دوستی و معرفت حرف بزند؟ کجایش مربوط به توانایی حذفِ ارتباطی در ذهنِ ما بود؟ از نظرِ من که وقتی دو مرد را روی هم نشان میدهیم و در تاریکی صدای صحبتهایشان هنگام لباس عوض کردن را میشنویم، نمایشی از رفاقت و مردانگی نیست. مردِ ایرانی را، اگرچه این اواخر بسیار از او نااُمید شدهام، مسعود کیمیایی به خوبی نمایش داده و در «گوزنها» نوعی از ایثار برای دوست را به تصویر کشیده. از طرفی چرا یک زن، حتّی غربی، مست و بیآبرویاش را تصور کنید، باید از ناتوانی جنسیِ همسرش در برابر یک مردِ دیگر بگوید. نمیخواهم بگویم چنین نیست اما هنرِ تئاتر یعنی آموزشِ شعور و تا مادامی که ما شخصیتهایی فاقدِ شعور در نمایشنامهی خود داشته باشیم و کارگردان هم عُرضهی کنترلِ آنها را نداشته باشد، این آموزش میسر نخواهد شد. از سویی دیگر ما داریم از فرزندی حرف میزنیم که نیست. از یک شوهرِ کتابخوانی حرف میزنیم که هنوز نمیداند صداقت را با سین مینویسند یا صاد و... بنظر میرسد در این وضعیتِ فرهنگی که تئاتر میتواند یک کالای لوکسِ 400 هزارتومانی باشد و نشان دهد زندگی در شهر جریان دارد، این نمایش یک رفعِ تکلیف بوده. «شام خداحافظی» نمایشی نبود که ازت انتظار داشتم آقای کارگردان.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani