به سیاهیِ یک ناسینمای کمدی

نقدی بر سینمایی «آخرین وایکینگ»آخرین وایکینگ به کارگردانی آندرس توماس ینسن فیلمِ ناقصی است که نه ذاتِ سینمایی دارد و نه بوی منطقی‌ای از آن بُرده. سعی‌ام همواره بر این بوده که فیلمْ را اِسپویل نشده نقد کنم امّا مسئله اینجا است که نقد نمی‌تواند بدونِ اسپویل، حرف‌اش را بزند و من ناچارم چند سکانس ابتدایی آن را با شما مرور کنم: ابتدا مردی را می‌بینیم که برادری مُبتلا به بیمار روانی دارد، آن مرد سرقتی کرده و نیروهای پُلیس دستگیرش می‌کنند پس به برادرِ دیوانه‌ی خود، که شاید هم خودش را به دیوانگی زده باشد، کلید گنجینه‌ای را می‌سپارد و تا می‌خواهد که بگوید باید او را قورت دهی و فُلان او این کار را می‌کند؛ بعد فِلَش فوروارد می‌شود به 15 سال آینده که او از زندان بیرون آمده و بردارِ دیوانه اسمِ خودش را جان گذاشته و... در این اُپِنینگِ مُخرب سینما شست‌وشوی هنری داده می‌شود همان‌طوری که پیش از این درباره‌ی فیلمِ افتضاحِ «هفت روز» علی صمدی احدی، گفتم، سینما بجای اضافه‌کردن منطق به احساسات در داستان در حال کشفِ دوباره‌ی آن است. چند سوال بوجود می‌آید: چرا او کلید را به برادرِ بیمار خود با علمِ به اینکه او دیوانه است داد؟؛ چرا بعد از 15 سال گویی هیچ چیزی تغییر نکرده؟ و چرا هربار از جان یا آن برادرِ دیوانه می‌پرسد یادت نمی‌آید گنجینه را کجا پنهان کردی و... سینما با فلش فوروارد و فلش بک ساخته نمی‌شود.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani#آخرین_وایکینگ #سینما #نقد_فیلم #مد_میکلسون #فرهنگی #فرهنگ #هنر #فارس #خبرگزاری_فارس #فارس_تعاملی #art #farsnews #the_last_viking #cinema_critique🎩 ‎@alirafieivardanjani
۲۷ MB

سوالاتی برای خودکُشی

اینکه یک دیوانه، یا کسی که خودش را به دیوانگی زده، با شنیدن این فکت که: آن چیزی که به تو سپرده شده را چه کرده‌ای دست به خودکُشی بزند و هربار احمقانه‌تر این‌کار را تکرار کند که کمدیِ سیاه نمی‌شود. این سینما سیاه است نه بخاطرِ کمدی‌اش بلکه بخاطر عدمِ رعایت قواعدِ آکادمیکِ هنری. «آخرین وایکنیگ» در حالِ تخریبِ یک بازه‌ی زمانیِ 15 ساله است. این 15 سال چه اتفاقی اُفتاده؟ فقط مادر، عزیزی فوت شده، بردارِ دیوانه اسم‌اش را جان لنون گذاشته و هنوز خواهر همان سیگارِ سکانس‌های ابتدایی در دستش است. چند نفر چگونه تشخیص دادند مردی که جُرم مرتکب شده می‌تواند آزاد شود؟ آیا آن برادرِ دیوانه فقط با شنیدنِ این فکت دست به خودکشی می‌زند یا قبلا و طیِ این 15 سال هم خودکشی‌هایی داشته؟ اصلاً چرا او سگ‌های دیگران را می‌دُزدد؟ این سوالاتْ ابتدایی‌ترین بازخواستِ یک بیننده از کسی است که نقشه‌ی مُنحنیِ چُنین داستانی را کشیده. فیلمْ در همان چند سکانسِ ابتدایی ثابت می‌کند کمدی‌اش سیاه است چون که سینما و هنر را سیاه کرده و مخاطب را دست‌کم گرفته. من تعجبم از مد میکلسن است. بازیگری که هنرِ خوبی در بازیِ «مرگ و میر» کوجیما، داشته و کارنامه‌ی هنریِ پُرباری از او پُشتِ سر داریم. مثلاً در «یک راند دیگر» او موتورِ فیلم است و... سینما، منطقی‌ترین حالتِ احساساتِ انسانی است که در زمان زیست می‌کند. سینمایی که نه منطق داشته باشد و نه در بُعدِ زمان حرکت کند واقعاً سینمای بی‌احساسی است.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani

دیوانه‌ای که دکتر بود

در «آخرین وایکینگ» تالی‌فاسدِ اخلاقی و عمیقی وجود دارد. دکتری که با جسارت بیمارِ اصلی، که خودِ سارق است، را پیدا می‌کند، از او سوء استفاده کرده و همچنین از جایگاه پزشکی‌اش برای مقاصدِ جنسی بهره می‌گیرد یک دکترِ دیوانه است. در حقیقت فیلمْ اگر یک موهبتِ سرگرم کننده داشته باشد، در نقدِ ناخودآگاهی است که بر چنین رَویه‌های پزشکی‌ای در غرب دارد. بیماری که مسئله‌ی روانی دارد و خودکشی کرده دکتر چگونه به خود اجازه می‌دهد با سوءاستفاده از شرایطی او را مرخص کند؟ و... روان، کمدی و سیاهی هرکدام منطق‌هایی جدا برای ارائه و پیدایش می‌طلبند و سینمایی می‌تواند چُنین مقوله‌ای را مخلوط کند که بر هر کدام مسلط و متمرکز باشد. متأسفانه «آخرین وایکینگ» سینمای ناقصی است که با نقصِ خود مخاطب را می‌خنداند و اسمِ این خنده‌ی غم انگیز را کمدیِ سیاه گذاشته که ضاهراً هم خیلی این روزها طرفدار دارد. «بوگونیا» لانتیموس، «چاره‌ای نیست» چان ووک، با همه‌ی اُستادی‌اش در سینما و این فیلمْ کمدیِ سیاه نیستند بلکه با سوار شدن بر موجِ سیاهیِ زیستن در این عصر، کمدیِ نابلدانه‌ای، مشخصاً فیلمِ مورد بحث، ساخته‌اند و نام‌اش را سیاه کرده‌اند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی✍️ #ali_rafiei_vardanjani🎩 ‎@alirafieivardanjani
09:49 - 22 دی 1404