وقتی دخترها عاشق می‌شوند

نقدی بر نمایش «عاشقانه‌ای در مترو» را اختصاصی برای فارس تعاملی بخوانید.عاشقانه‌ای در مترو به کارگردانی امیر مشتاقیان که اردیبهشت ماه 1404 بر روی صحنه‌ی تماشاخانه‌ی70 میلی‌متری است، یک تلاشِ بیهوده برای عشقی است که نتیجه‌ی آن قتلی شکسپیر مأبانه شده. این درام یک احترامِ خاصّی برای من دارد و آن این است که من هنرمند روی صحنه می‌بینم؛ هنرِ هنرمندی که یک هنرمند دیگر آن را هدایت کرده. نمایشی کوچک که مانندِ خیلی از تئاترای آبگوشتیِ اینستاگرامیِ این‌روزها در اصفهان تبلیغاتِ فریب دهنده نمی‌کند، بروشور ندارد و از همه مهم‌تر آنکه درآمدش از تیوال برایش مهم نیست. البته که تیوال جایی برای فهمیده و دیده شدنِ هنرمندانِ تئاتری است امّا این موضوع را نباید فراموش کنیم که ما به هر قیمتی نباید مخاطب را به جایی هدایت کنیم که بیشتر یک شوخی است تا هنر. آدمی که قبل از اجرا لباس مشکی می‌پوشد یک شبه انتلکتوئل است که فقط ادای هنری‌های اینکاره در آورده. این جماعت همان‌هایی هستند که دست روی شانه‌ی من می‌گذارند و تعارف تیکه پاره می‌کنند که تو دستت باز است و هرچه می‌خواهی راجع به تئاتر ما بنویس بعد همان‌ها وقتی نقد می‌شوند با قُلدری به تو می‌گویند: که تو هیچی نفهمیدی و بلدنیستی یا هَوَلی. بگذریم دنیای این‌روزای من، به گفته‌ی روزبه بمانی، هم قدِ تن پوشم شده. «عاشقانه‌ای در مترو» خیلی محترم‌تر از آن است که از نامهربانی‌های تئاترِ اصفهان درد و دل کنم. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#عاشقانه_در_مترو #امیر_مشتاقیان #مریم_احمدی #نقلی #تماشاخانه #هنر #بازیگر #فارس #خبرگزاری_فارس #فارس_تعاملی #فرهنگ 🎩 ‎@alirafieivardanjani

هنرمندی با عشقی شبیه ماهی‌های قرمز

اثرِ مشتاقیان من را به یادِ «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» دکتر علی رفیعی، نه این علی رفیعیِ وردنجانی، انداخت. دختری که داد می‌زند و نیازِ داد زدن را در خود می‌بیند، حتماً عاشق است. این دختر را ما بارها، در مدیوم‌های مختلف، تجربه کرده‌ایم. دخترِ دست‌فروشی که به زیبایی ادای زنانِ سلیطه را در می‌آورد و زیباتر از عشقش به دیگری می‌گوید برای ما یک تازگی منحصر به فردی دارد که گویی اولین بار است آن را تجربه می‌کنیم. به گفته‌ی دکتر علی رفیعی هنرِ بازیگر این است که بتواند کلیشه‌ها و روزمرگی را تبدیل به نوآوری و آشنایی‌زدایی کند. این آشنایی‌زُدایی با مهارتِ هرچه تمام‌ترِ مریم احمدی و مونولوگ‌هایی که تبدیل به دیالکتیکِ غیرِاردی خواهند شد، به نمایش گذاشته شده. در «اژدهاک» رُهام بحیرایی، من مشکل گشا را در یک مونولوگ با حافظه‌ی استثنایی دیدم که این استثنا امروز حریفی پیدا کرده که یک سر و گردن از او بالاتر است. احمدی با میمیک‌های مختلف، از درکِ شخصی به شناختِ جمعی می‌رسد و یکی از آن‌ میمیک‌ها را می‌توان در خواهرِ عقب‌مانده‌ای که از عشقِ آبجی فرزانه‌اش می‌گوید پیدا کرد. بعد ما ریاستی از غلامِ سرپرستِ دست‌فروشان در ذهنمان شکل می‌گیرد که میمیک‌ها و احساساتِ احمدی برایمان تشکیلش داده‌اند و این‌جا است که هنرِ هنرمند در آشنایی زدایی با لحن و احساساتش عیان شده. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
۹۲۰ KB

معلق در فضا و زمان

البته که خیلی زیاد است حالا این را بگویم اما حرکتِ در فضای احمدی من را به یادِ «شب زده‌ها» محسن عرب زاده، انداخت. مُژگانِ نوایی در آن نمایش حرکتِ عجیبی در فضا داشت و توانست با لحن و میمیک این حرکت را تبدیل به انتقالِ حسّ کند. ما چنین انتقالی را در بازیِ مریم احمدی هم می‌بینیم و این حرکتِ کنترل شده قطعاً حاصلِ کارگردانیِ هوشمندانه‌ی مشتاقیان خواهد بود. فضایی که زمان را متوقف می‌کند و مخاطب را در تعلیقِ آنکه خُب بعدش چه خواهد شد نگاه خواهد داشت. به گفته‌ی تارکوفسکی: سینما تنها جایی است که زمان در آن متوقف خواهد شد. و بنظرِ من، البته که من خیلی کوچک‌تر از آنم که روی نظرِ تارکوفسکی حرف بزنم، بازیگر تنها موجودی است که زمان و گذشت آن را درک نمی‌کند. ما این درک نکردن را دوست داریم. اصلاً برای همین درک نکردن آمده‌ایم. کمی از روزمرگی‌هامان و زمانی که همواره از درکش سرویس شده‌ایم، می‌خواهیم فاصله بگیریم. بازیگر است که برای مخاطب / تماشاگر زمان را متوقف می‌کند. پشتِ این بازیِ متوقف کننده کارگردانی ایستاده که خودش هم انگار دلِ خوشی از زمان ندارد و از اینکه غلام شکسپیرمأبانه کشته شده، دست‌های خونی‌اش را هرچه می‌شوید فایده‌ای ندارد چرا که زمان متوقف است و تو داری خوابِ آب را می‌بینی که بر پوستِ دستت می‌خزد. «عاشقانه‌ای در مترو» اُمیدوارم باعث نشود که مشتاقیان و احمدی و دیگر عواملش فکر کنند که ما دیگر هنرمند شدیم و تمام شد. تازه اولِ راه است. تئاترهای آبگوشتی رقیبِ جدّی و سرسختی برای شما هستند. من یک معذرت خواهی هم به معین عشاقی بدهکارم. هرچند کارِ قبلی‌اش را دوست نداشتم امّا او اُستاد و با شخصیت‌ترین فردِ تئاترِ اصفهان است و قطعاً تئاتر روی صحنه می‌برد و ادای روشن‌فکرها را در نمی‌آورد.
۲۶ MB
00:18 - 22 اردیبهشت 1404

1 بازنشر3 واکنش
40٫2k بازدید