مطلب تبیینی و تحلیلی

نقد فیلم آیه‌های زمینی

نقد فیلم آیه‌های زمینی را اختصاصی در فارس بخوانید.آیه‌های زمینی به نویسندگی و کارگردانی علی عسگری و علیرضا خاتمی جامعه‌ای غلو شده و چهره‌ای کریه از ایران می‌سازد که نامردانه برای جایزه گرفتن از دستِ غربی‌ها تلاش کرده. فیلمی پر از شعار و البته سوءاستفاده‌گر از یک وضعیتِ ناهنجارِ فرهنگی که حتی جرات مبارزه کردنِ مرد و مردانه را با یک اندیشه‌ی واپس‌گرا ندارد و مدام خود را پشت دوربین پنهان می‌کند، چگونه تنها نماینده سینمای ایران، سال گذشته، در جشنواره کن شده؟!. دوربین را ثابت می‌گذاریم، دختری را وادار می‌کنیم که دوستی‌اش با یک پسر را لو بدهد، بعد او را خیلی با معرفت نشان می‌دهیم که سرحرفش می‌ماند و به مدیر مدرسه حالی می‌کند که او را در پارک در حالی که تنها نبوده دیده و فیلم گرفته و...، دوربین را ثابت می‌گذاریم و پسری را نشان می‌دهیم که حاضر است برای گرفتن گواهینامه رانندگی آن هم با مدت کم جلوی کسی که او را مواخذه می‌کند، لباسش را در بیاورد و... دوربین را ثابت می‌گذاریم و تفتیش عقاید کسی را نشان می‌دهیم که برای استخدام یک کارگر اصولِ دین می‌پرسد و... این دوربین ثابت گذاشتن‌ها بلدیِ ساختنِ فیلم از سوی کارگردانان را نشان نمی‌دهد بلکه نشان می‌دهد چگونه نسلی که با شبکه‌های فارسی زبانِ معاند بزرگ شده‌اند در برابر تاریخ و عقبه‌ی خود لجوجانه و بچه‌گانه می‌ایستد. باید اعتراف کنیم که فیلمی اپیزودیک که حالا خیلی هم حساسیت بیننده ایرانی را برمی‌انگیزد در بسیاری از لحظات حرف درستی می‌زند اما این حرف درست هیچ‌ربطی به سینما و درام و شکل قصه‌گفتن در آن ندارد. حرف درستی که می‌توان آن را در روزنامه خواند یا در وبلاگی منتشر کرد چرا باید به سینمایی شدنِ خود اصرار کند؟.

درام یا خبر

این اصلِ بیست و سوم قانونِ اساسی است که تفتیش عقاید ممنوع شده. تو اگر توانستی استفاده نادرست و وارونه از قانون مملکت من را نمایش دهی یعنی طرف من هستی اما اگر استفاده از ضد قانون را یک قانونِ نانوشته برای استخدام یا هرکار دیگری نمایش دادی یعنی یک اُپوزیسیون هستی. من جایی برای تحلیلِ فرمی در فیلم نمی‌بینم که حالا مثلاً بیام پلان اول را تحلیل کنم که دورنمایی از شهر گرفته و اَمبیانس پخش می‌کند. پس فُرم در فیلم اصلاً مهم نبوده که حالا تحلیل شود اما وجه اشتراکی که خیلی از فیلم‌های روی پرده و فیلم‌های ممنوعه‌ی دیگر با هم دارند این است که هیجان‌زده و از روی احساسات نوشته‌ شده‌اند. این صرفاً یک خوراکِ رسانه‌ای است تا ایده‌ای برای نوشتنِ یک درام. این اخباری که تبدیل به درام در سینما شده‌اند تنها تاکیدی هستند بر تاریخ انقضای خود. این یک قانونِ فیلم‌نامه نویسی است که خبر به تنهایی نمی‌تواند تبدیل به ایده‌ای برای داستان‌گویی شود اما ایده باید در خود خبری را مخابره کند. مشخصاً در «آیه‌های زمینی» خبری می‌بینیم که فیلم وظیفه‌ی مخابره‌ی آن را بر عهده گرفته. خبری که می‌گوید مثلا پدری می‌خواست اسم فرزندش را دیوید بگذارد و با سوال و جواب آقای مفتش روبه‌رو شد. این خبر دقیقاً کجای درام در سینما است؟.

فروغ بازی‌های یک حسود

واقعیت آن است که مسئله‌ای نیست اگر کسی اشعار مولانا را روی بدن خود تتو کند اما این مسئله است که چه فکتی باعث شده او حاضر باشد بدن خود را برای گرفتن گواهینامه‌ به دیگری نشان دهد. این چه فکتی باید تبدیل به قصه و فیلم‌نامه شود نه آنکه با صدای بازپرس «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، بشنویم که او بر پایین تنه‌ی خود هم غرلِ مولانا را تتو کرده یا خیر؟ فیلم پُر از خبرهایی بد است که قضاوتِ درست بودنِ یا نبودن آنها را با بیننده گذاشته و برایش هم مهم نیست او چه می‌پندارد همین که در جشنواره کن ایستاده تشویقش کنند کافی است. اخیراً برای بارِ چندم فیلمِ «میان ستاره‌ای» نولان را دیدم. فیلمی که ماجرایی غیرسینمایی دارد اما چه هنرمندانه آن را برای سینما مهندسی کرده. همه‌چیزِ فیلم به من می‌گوید که اگر زمانِ زمینی نباشد تو هم نیستی. بعد خبرِ مولف در «آیه‌های زمینی» این است که دختر بچه‌ای که گوشیِ طرح خرگوشی بر گوش دارد و روبه‌ دوربین می‌رقصد چرا باید لباسی انتخاب کند که تنها چشمانش پیدا باشند و یا چه کسی گفته او به سن تکلیف رسیده؟ حقیقت آن است که سینمای ایران، با توجه به حضورِ اکثر بازیگرانِ مطرح، روبه‌روی دین و فرهنگِ ناشی از دین ایستاده. فرهنگی که ما به غلط کسی را برای استخدام تفتیش عقاید می‌کنیم و اینگونه بهانه دست کسانی می‌دهیم که در کن تشویق می‌شوند. این سینما از فروغ و شعر فروغ هم سوءاستفاده می‌کند تا تشویق‌ها و جایزه کن را داشته باشد. #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#فرهنگ #دین#جامعه #خبر#فارس#نقد_فیلم_آیه‌_های_زمینی‎@alirafieivardanjani
۱۰ MB
17:08 - 26 آبان 1403

1 واکنش
49٫8k بازدید


1 پاسخ