کلمهها بر خلاف ظاهر ساده و بیپیرایهای که دارند، وظیفههای پیچیدهای را بر دوش کشیدهاند. اینکه رسالت هدایت مردم جاهلی همچون اعراب بادیهنشین از کلمه آغاز شده است، نشان از آن دارد که کلمه برای بیداری و آگاهی نه تنها یک راه صرف نیست، بلکه میتواند خود موضوع هدایت باشد!به همین مناسبت، در محاسبات شیطان نیز کلمه از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ چرا که او قسم خورده است تا انحراف را پیش روی راه انسان قرار دهد و از دل این تغییر، بستر فسادانگیزی او را فراهم آورد.با ظهور علم جامعهشناسی که کنت از آن به عنوان یک دین نام برد و در نهایت خودش را پیامبر آن معرفی کرد، ادبیات و زبان تبیین وقایع روز، رنگ و بوی خاصی گرفت. کنت اگرچه قائل به ارزشنگری پدیدههای اجتماعی نبود، اما نمیدانست کلمات خنثی نیستند و در دل خود حامل انقلابهایی بزرگاند.پوزیتویسم با تمامی خودسانسوریها و خنثیسازیها، نتوانست از داوری ارزشی سر باز زند. کافی بود عصر فلاسفه و اندیشههای اساطیری، دورهای از سلطهی نقص تعریف شوند تا پوزیتویسم رنگ کمال و زدودن غبار جهالت به خود گیرد!کنت نمیدانست کنشهای اجتماعی، برآمده از موجودی به نام انسان است که هر لحظه میان غریزه و فطرتاش جنگی نابرابر برپاست. جنگی که نتیجهاش را، میزان موفقیت مصلحان اجتماعی در مقاومت با توسعهمداری جهان سرمایهداری مدرن، تعیین میکند.توسعهای که انسان را مسحور خویش نمود و راز انسانیماندنش را در حیوانی زیستنش تفسیر کرد. این تفسیر با کلمات آغاز شد. دقیقا همان جا که امانوئل کانت از خرد سخن میگوید و بدون توجه به طبیعت اولیه و خوی تجاوزکارانهی انسان، نسخهی وحی را میپیچد و همه چیز را به صلاحدید جهالتها وامیگذارد.
اینجاست که میان آزادیِ تفسیر شده و آزادیِ حقیقی، فاصلهای از زمین تا آسمان است. آزادی که برای پولها، صنایع، مد و سلیقهها تعریف میشوند بر محدودیت انسان میافزاید و آزادی که از دل فطرت، هویت و عدالت بر میخیزد، محدودیتها را پس میزند.حال کلمهها در خدمت کدام آزادی قرار گرفتهاند؟کافی است از پوشش حرفی به میان آید؛ آنگاه عدهای اختیاری بودنش را چنان فریاد میزنند که گویا از استبداد کلمات غافلمانده اند. همان کلماتی که فارغ از انسانیت، تنها و تنها و تنها جسمانیتاش را درشت نوشتهاند تا درست جلوه کند.کافی است برای مظلومیت مظلومان جهان شمشیر کشید، آنگاه عدهای به یاد انسانیت میافتند در حالیکه فقط ظالمان را مذمت و عدالتخواهان را به خویشتنداری دعوت میکنند.آری! جهان توسعه به همین لودگی و حماقت است. و خمینی، آن پیر طریق که فهمید ایران به کلمهای جدید نیاز دارد، و آن "خدا" بود. همان کلمهای که میتوانست انسان را انسان بخواند و آزادی را آزادی! علی عسگری#حجاب#انقلاب_اسلامی 15:04 - 5 آبان 1404