با توجه به نهاد خانواده و اینکه بزرگترین و مهمترین رکن اصلی جامعه ایرانی بحساب می آید و روند رو به رشد طلاق که یکی از آسیبهای این بنبان مهم و ضروری است باید فکری بحال آن شود.آیا جامعه روانشناختی و جامعه شناسی ما توانستن در پیشگیری از طلاق موثر واقعی باشند.آیا دادگاه ها و قضات ما توانستند مانع از این روند سریع السیر شوند .قانون ما توانست مانع از طلاقهای سلیقه ای و جور واجور شود،تا کی باید شاهد فرو پاشیدن بنیانهای خانواده و از بین رفتن بچهای این کانون مقدس بود،آیا ما به عنوان مردم دولت قانون نباید قوانین حاکم را دوباره بررسی کنیم و فکری بحال این قانون به نظر بی مصرف کنیم،شاید با کم کردن مهریه زنان در حد ۵ تا ۱۰ سکه در حد توان زوج یا از ان طرف جلوگیری از ازادهای مدنی و اجتماعی حتی کاری و شغلی زوج در صورت طلاق بی مورد زوجه یا هر کاری که بشود جلوی این روند گرفته شود ضروری است.با نگاهی به دادگاهای خانواده و رشد قارچ گونه ان میطلبد دست اندر کاران طرحی نو در اندازند و فکری به حال این اسب لگام گسیخته انجام دهند.با پنج جلسه مشاوره فرمالیته آیا یک زندگی که در آستانه فرو پاشیدن هست درمان پیدا میکند به نظر باید فکری کرد