هندسه جدید تهدید؛ از جنگ سخت تا خفگی نرم
شکست پروژه براندازی سختراهبرد رژیم تروریست ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران طی سالهای اخیر، همواره بر یک اصل استوار بوده است: دستیابی به هدف براندازی با هر ابزار ممکن. تجربه حملات نظامی مستقیم و ترور شخصیتهای عالیرتبه سیاسی و نظامی، اگرچه هزینههای مادی و معنوی سنگینی بر ایران تحمیل کرد، اما در رسیدن به هدف غایی خود یعنی فروپاشی نظام و تغییر ژئوپلیتیک منطقه ناکام ماند. حمله به زیرساختها و حتی اقدامات جنایتکارانهای نظیر هدف قرار دادن آقای شهید ایران و مدارس دخترانه میناب، نه تنها موجب تسلیم ملت ایران نشد، بلکه انسجام داخلی و روحیه مقاومت را تقویت کرد. امروز غرب وحشی به این جمعبندی راهبردی رسیده است که جنگ سخت و حذف فیزیکی رهبران، قادر به شکستن ستون فقرات ایدئولوژیک و مردمی نظام ایران نیست؛ زیرا ساختار قدرت در ایران عمیقاً با بدنه اجتماعی پیوند خورده است. چرخش راهبردی به سوی جنگ شناختی و اقتصادی پس از ناکامی در میدان نظامی و بدعهدیهای مکرر در توافقنامهها و مذاکراتی نظیر تفاهمنامه اسلامآباد، کاخ سفید رسماً وارد فاز جدیدی از تقابل شد. هدف این بار نه بمباران شهرها، بلکه خفگی تدریجی اقتصاد و اشغال شناختی ذهن ملت ایران اعلام گردید. در این تاکتیک نوین، جنگ اقتصادی با هدف فلج کردن معیشت مردم و ایجاد شکاف طبقاتی طراحی شده است تا نارضایتی عمومی را به سطح انفجار برساند. همزمان، جنگ شناختی با بهرهگیری از رسانههای فارسیزبان خارجی، شبکههای اجتماعی و پروژههای نفوذ، در پی وارونهسازی واقعیتها، ناامیدسازی جوانان و ایجاد دوگانههای کاذب اجتماعی است.
رفتار و مواضع دشمن به صراحت نشان میدهد که میخواهد مردم را به عنوان پیاده نظام علیه حاکمیت به خیابانها بیاورد تا هزینه براندازی از دوش ارتشهای خارجی برداشته شود. چرایی ناکامی تحریم و فریب رسانهای با وجود فشارهای اقتصادی فلجکننده و عملیات روانی گسترده، سناریوی براندازی از درون تاکنون به نتیجه مطلوب آمریکا نرسیده است. دلیل اصلی این ناکامی، عدم شناخت صحیح دشمن از جامعه ایرانی و پیوندهای عاطفی-اعتقادی مردم با کلیت نظام است. ملت ایران در چهار دهه گذشته، تفاوت میان مشکلات اقتصادی و اصل مشروعیت نظام را به خوبی تفکیک کرده است. اگرچه تحریمها زندگی را دشوار کرده، اما تبدیل نارضایتی اقتصادی به شورش سیاسی نیازمند یک محرک خارجی یا داخلی قدرتمند است که با هوشیاری نهادهای امنیتی و بصیرت بدنه اجتماعی خنثی شده است. پروژه جنگ شناختی نیز به دلیل شکاف عمیق میان روایت رسانههای معاند با واقعیتهای میدانی، نتوانسته است اعتماد عمومی را جلب کند و در بهترین حالت صرفاً به ابزاری برای تخلیه هیجانات تبدیل شده است. آینده تقابل و ضرورت راهبرد ترکیبی مقاومتآنچه امروز جمهوری اسلامی با آن مواجه است، یک جنگ فرسایشی تمامعیار است که ترکیبی از فشار اقتصادی، اغتشاش شناختی و تهدید نظامی لحظهای را در بر میگیرد. مقابله با این راهبرد جدید، نیازمند اقتصاد مقاومتی و جهاد تبیین واقعی و نه شعاری، قطع وابستگی بودجه به نفت و مهمتر از همه، بازسازی اعتماد سرمایه اجتماعی است. تا زمانی که جریان اطلاعات درست در داخل کشور قویتر از جریان مسموم اطلاعاتی بیرونی باشد، پروژه خفگی تدریجی و شورش داخلی محکوم به شکست خواهد بود.
تجربه تاریخی نشان داده که ملت ایران در برابر فشار حداکثری، از خود مقاومت فعال نشان میدهد؛ به شرط آنکه دولت نیز با شفافیت، کارآمدی و عدالت، پناهگاه امن مردم در برابر طوفان دشمن باشد...🇮🇷 سید علیرضا آلداود 💠 عضو شوید: 👇@aledavood 14:52 - 3 شهریور 1405