نقد حقوقی متن تفاهم‌نامه ایران و آمریکا / جای خالی متجاوز، فرصت سی روزه و غرامتی که نادیده گرفته شد

قبل از پرداختن به بررسی متن تفاهم نامه از نگاه حقوق بین الملل ضروری است تا به راهبرد طرفین در این جنگ توجه شود، آمریکا و رژیم اشغالگر و... تجاوز به ایران را با اهداف ذیل آغاز کردند؛ نابودی جمهوری اسلامی، چند تکه کردن ایران، تصاحب نفت، نابودی صنعت هسته ای، تثبیت قدرت رژیم اشغالگر بعنوان قدرت اول منطقه و ...اهداف ایران در این جنگ، دفاع مشروع از استقلال، تمامیت ارضی و مردم خود، استفاده از اهرم کنترل تنگه هرمز، حفظ صنعت هسته ای، اخراج آمریکا از منطقه بوده است و ...با توجه به راهبرد ایران، در تدوین تفاهم نامه همواره می بایست اهداف مذکور مدنظر باشد و همچنین می بایست ممانعت از تحقق اهداف شکست خورده دشمن شود، با علم به اینکه طرف مقابل حس نیت ندارد و عهد شکن است .در بررسی حقوقی متن فارسی، فقط تمرکز بر مفاد و نقاط قوت و ضعف متن بوده است.
بند۱ - نقاط قوت این بند، این است که رژیم اشغالگر طرف این تفاهم نامه نیست و تصمیمات طرفین به رژیم صهیونیستی تسری می یابد. این یک شکست راهبردی می‌تواند برای رژیم باشد .نکته بعد، راهبرد آمریکا در این جنگ نابودی جمهوری اسلامی و ایران بوده است، لکن با امضا تفاهم نامه علنا این راهبرد شکست خورده است.اما نقطه ضعف بند ، پایان جنگ بدون اشاره به عقب نشینی رژیم اشغالگر از خاک لبنان است. بند۲ - مهمترین نقطه ضعف این بند این است که شرایط و وضعیت طرفین را مساوی دیده است، در حالیکه به هیچ وجه وضعیت حقوقی طرفین یکی نیست. طبق قواعد بین الملل، آمریکا و رژیم بی تردید متجاوز هستند و بسیاری از اقداماتشان مثل محاصره دریایی(وفق بند ج قطعنامه تعریف تجاوز ۳۳۱۴)، حمله به بیت رهبر معظم، مدرسه شجره طیبه، حمله به فرماندهان نظامی و دانشمندان در دفتر کار یا خانه شان، اماکن مسکونی ، بیمارستان ها و زیر ساخت ها و ... به اذعان حتی حقوقدانان آمریکا از مصادیق جنایات جنگی است. در حالیکه وفق حقوق بین الملل اقدامات ایران منطبق با دفاع مشروع و قانونی بوده و حتی بستن تنگه هرمز در زمان جنگ در عرف بین المللی (راهنمای سن رمو) قابل توجیه است.ضمن آنکه ایران هیچ زمانی به خاک آمریکا حمله نکرده است؟ درحالیکه آمریکا بارها مستقیم و یا غیرمستقیم به خاک ما تجاوز کرده است. در این بند متاسفانه بین مدافع و متجاوز تمایزی وجود ندارد و این ظلم بزرگ به کشور است. این بند نه منصفانه است ونه منطبق با واقعیات و نه ضامن منافع ملی است. نکته بعد اینکه با تدوین این بند مطالبه گری برای ایران منتفی شده ودر بند ۶ بجای پرداخت غرامت ، بحث سرمایه گذاری مطرح شده است که به آن خواهیم پرداخت.
از دیگر سو ترامپ افکار عمومی آمریکا را در این جنگ همراه ندارد و یکی از دروغ های ترامپ این بود که ایران تهدیدی برای امنیت ملی آمریکاست. با این بند ترامپ با تبلیغات رسانه ای به افکار عمومی خود و غرب خواهد گفت، من با این تفاهم نامه یک خطر و تهدید بزرگ را از سر آمریکا برطرف کردم .متاسفانه در کل این تفاهم نامه تجاوز و متجاوز محکوم نشده است.بند۴ - با عنایت به اینکه آمریکا متجاوز بوده پس گام اول را باید او بردارد در حالیکه متاسفانه برای اقدامات آمریکا زمان اقدام دیده شده است (ظرف ۳۰ روز) که می توانست متقابلا بازشدن کامل تنگه هرمز نیز بمرور و ظرف ۳۰ روز باشد.در انتهای این بند بیان شده، بعد از ۳۰ روز از توافق نهایی، آمریکا نیروهایش را از مجاورت ایران خارج کند، اما اشاره نشده منظور کل نیروهای آمریکایی است یا بخشی از نیروها. همچنین عبارت از «مجاورت ایران» نیز ابهام فراوان دارد و تفسیر بردار است.در این بند تفاهم نامه، ایران می توانست خروج نیروهای آمریکا از منطقه را نیز وارد نماید. بند۵ - چرا در مدت زمان ۶۰ روز ایران نباید هیچ هزینه ای دریافت کند؟! با توجه به اینکه اخذ وجوه برای ایران مهم است و برای تثبیت این حق نباید در این امر وقفه ایجاد می شد .نکته بعد، در این متن دو قید «مذاکره با دول خلیج فارس» و «مطابق حقوق بین الملل» ذکر است، در حالیکه عبور از تنگه در دریای سرزمینی تحت حاکمیت ایران وعمان می باشد فلذا ذکر مذاکره با دیگران (غیر از عمان) درخصوص موضوعی که تحت حاکمیت ایران است، غلط می باشد. مضاف بر اینکه آوردن این قید در متن و دخالت دول خلیج، قطعا تالی فاسد در آینده دارد و آنها را مدعی می کند.همچنین عبارت «مطابق حقوق بین الملل» نیز تفسیر بردار است و می‌تواند مشکل ساز شود.
بند۶ - با توجه به تجاوز قطعی ومسلم آمریکا و کشورهای اقماری او و شکست متجاوزین، اینها باید غرامت بدهند و پرداخت غرامت در حقوق بین الملل سابقه دارد:- در جنگ جهانی دوم متحدین به متفقین غرامت دادند.- آلمان به رژیم اشغالگر بخاطر جنایت علیه یهودیان غرامت داده است .- وفق قطعنامه ۶۸۷ شورای امنیت، کمیسیون غرامت جنگی زیر نظر شورای امنیت برای پرداخت غرامت از سوی عراق به کویت تشکیل شد.متاسفانه باتوجه به خلاء های ساختاری این تفاهم نامه، مدافع از متجاوز متمایز نشده و به همین خاطر مطالبه‌گری نیز موضوعا منتفی است و بجای غرامت سر مایه گذاری پیش بینی شده است. این سرمایه گذاری قطعا با هزار اما و اگر و شروطی که آمریکا و اقمارش خواهند گذاشت از یک سو و امتیازاتی که از ما مطالبه خواهند کرد از سوی دیگر، احتمالا منتج به نتیجه نخواهدشد. ضمن آنکه، غرامت جبران خسارت است و ماباذا ندارد ولی سرمایه گذاری وام است و تحت شرایطی بازپرداخت می‌گردد .واقعا تکلیف این هم خسارت معنوی ومادی کشور در اثر این تجاوز چه میشود؟! علاوه برامریکا، کشورهای خلیج فارس هم متجاوز و مسئول هستند. در صورتیکه آمریکا غرامت را نمی پذیرد ، حداقل در متن بر اخذ وجوه برای عبور از تنگه برای جبران بخشی از خسارت وارده تاکید وتصریح می‌شد.بند۷ - اولا با توجه به تجربه گذشته و ساختار مجامع بین المللی (ساختار شورای امنیت و شورای حکام آژانس) آمریکا در صورت داشتن حسن نیت (که تاکنون نداشته ) چگونه می‌تواند از طرف کشورهای دیگر تعهد بدهد و مصوب کند؟ ثانیا فراموش نکنیم در تجربه برجام، آمریکایی‌ها بهانه خود را برای عدم رفع تحریم ها، عدم مجوز کنگره برشمردند.
بند۸ - اولا طبق اصل تساوی کشورها و اصل عدم مداخله کشورها درامور یکدیگر در منشور، وظیفه و جایگاه آمریکا طبق حقوق بین الملل در این موضوع چیست؟ ضمن آنکه ما طبق قوانین آژانس بین المللی اقدام کرده‌ایم، چرا باید با آمریکا برای صنعت هسته ای مذاکره کنیم و چرا باید به آمریکا تعهد بدهیم؟!و اینکه در این بند، از قیودی مثل «هرگز» نمی بایست استفاده می شد و حداقل به گونه ای عبارت پردازی میشد که «دفاع مشروع» استثنا شود.باید دانست که اگر مذاکره درخصوص موضوع هسته ای گریز ناپذیر است (که نیست) ، اولا در مقابل امتیازی که می‌دهیم (عدم تولید سلاح هسته ای) از امریکا و رژیم اشغالگر و سایرین هم برای عدم بکارگیری سلاح های نامتعارف و هسته ای علیه کشورمان وکشورهای جبهه مقاومت تعهد بگیریم. ثانیا این تعهد زمان دار باشد و نه همیشگی.بند۹ - با توجه به اینکه این توافق نامه ی پایان جنگ است، آمریکا می بایست متعهد به کاهش نیروهایش باشد نه حفط آنها. در خصوص تحریم ها علاوه بر اعمال، می بایست عدم وضع تحریم جدید از سوی آمریکا و متحدانش نیز در متن گنجانده می شد. بند۱۰ - ذکر این قید که خزانه داری آمریکا معافیت در مواردی صادر کند یعنی موکول کردن به یک بورکراسی پیچیده که خود مانع بزرگ برای اجرا و یا تدوام اجرا خواهد شد .این بند به گونه ای باید باشد که تعهد قطعی دولت آمریکا برای رفع تحریم ها باشد.بند۱۱ - اظهارات مقامات آمریکا در خصوص این بند و لحن ناپخته رئیس بانک مرکزی، موجب نگرانی گردیده است. باید مراقب بود تا در باتلاق مکانیزم نفت در مقابل غذا و دارو هرگز قرار نگیریم، چیزی شبیه همان وضعیتی که برای عراق با قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت ایجاد شد.
بند۱۳ - علاوه بر اجرای بندهای چهارگانه در گام اول، در خصوص اجرای تعهدات باید تفاهم نامه به گونه ای تنظیم می گردید که تعهدات ایران نیز تدریجی عمل شود تا مطمئن شویم خطر تجاوز کاملا رفع گردیده است.بند۱۴ – هرچند این بند الزامی مضاعف برای تفاهم نامه ایجاد می‌کند، ضرورت کار کارشناسی قوی‌تر با استفاده از نظرات کارشناسان از همه رشته های مرتبط و تامل بیشتر الزامی است.
15:51 - 9 تیر 1405

1 واکنش
18٫7k بازدید