میراث تاریخی آمریکا؛ نسلکشی، پاکسازی نژادی و نقض حقوق بشر
تاریخ آمریکا که اغلب با روایتهای رسمی از آزادی و دموکراسی همراه است، در لایههای پنهان خود، گنجینهای از جنایات سیستماتیک علیه گروههای نژادی و قومی مختلف را جای داده است.
گروه تحلیل بینالملل: داستان آمریکا از نسلکشی و پاکسازی سیستماتیک بومیان آمریکایی شروع شد. بنیانگذاری ایالات متحده با یک فاجعه انسانی عظیم برای ساکنان اصلی این سرزمین همراه بود.تخمینها نشان میدهد که پیش از ورود اروپاییها، جمعیت بومیان آمریکا حدود ۱۸ میلیون نفر بوده که طی چند دهه، به واسطه جنگها، بیماریهای واگیردار و قتلعامهای سازمانیافته، به حدود ۲ میلیون نفر کاهش یافت. این روند نه یک اتفاق تاریخی، بلکه یک «سیاست دولتی» بود.دولت آمریکا با تصویب قانون حذف سرخپوستان ، بهطور سیستماتیک به ریشهکنی فرهنگ و حیات بومیان پرداخت. چهره شاخص این جنایت، اندرو جکسون، هفتمین رئیسجمهور آمریکا بود که با فرماندهی جنگهای خونین علیه قبایل مختلف، صدها هزار هکتار از اراضی آنان را مصادره و جمعیت آنان را از ۱۲۰ هزار به ۳۰ هزار نفر تقلیل داد. شگفتانگیز است که تصویر همین فرد امروزه بر اسکناس ۲۰ دلاری آمریکا نقش بسته است، که نشاندهنده عدم بازنگری جدی در این جنایات تاریخی است .دومین جنایت بزرگ آمریکا، نظام بردهداری و بهرهکشی وحشیانه از آفریقاییهاست. تخمین زده میشود که حدود ۱۰۰ میلیون سیاهپوست در جریان شکار، حملونقل و کار اجباری در آمریکا جان خود را از دست دادهاند. پس از لغو رسمی بردهداری، نظام «قوانین جیم کرو» جایگزین آن شد؛ مجموعهای از قوانین ایالتی و محلی که بین سالهای ۱۸۷۶ تا ۱۹۶۵ میلادی، جداسازی نژادی (آپارتاید) را در تمامی عرصههای عمومی نهادینه کرد.
این قوانین که با شعار فریبنده «جدا ولی مساوی» توجیه میشدند، در عمل به ایجاد شرایطی کاملاً نابرابر انجامیدند؛ مدارس و امکانات سیاهپوستان به مراتب ضعیفتر از سفیدپوستان بود و با روشهایی مانند آزمونهای سواد و مالیاتهای رأی، سیاهپوستان عملاً از حق رأی محروم میشدند. این نظام، ترس و خشونت نژادی را ترویج میکرد و سازمانهایی مانند کو کلاکس کلن برای حفظ برتری سفیدپوستان به فعالیت پرداختند. خشونت علیه سیاهپوستان محدود به قوانین نبود و در قتلعامهای نژادی مانند کشتار تولسا در سال ۱۹۲۱، که طی آن ۳۰۰ سیاهپوست کشته شدند، به اوج خود رسید.جالب است بدانید که سیاست های تبعیضآمیز آمریکا تنها معطوف به اقلیتهای داخلی نبود و همسایگان مکزیکی نیز قربانیان اصلی آن بودند. پس از جنگ آمریکا و مکزیک در سال ۱۸۴۸ و تصاحب ۵۵ درصد از خاک مکزیک، ساکنان لاتینتبار این مناطق با شهروندی درجه دوم مواجه شدند. احساسات ضد مکزیکی در دوره رکود بزرگ تشدید شد و منجر به اخراج اجباری حدود ۲ میلیون مکزیکیتبار از آمریکا شد که ۶۰ درصد آنها شهروند آمریکا بودند.این سرکوب تا به امروز ادامه دارد و مهاجران لاتینتبار همچنان با برچسبهای نژادپرستانه، محرومیت از فرصتهای اقتصادی و خشونت سازمانیافته در مرزها مواجه هستند .اما رفتارهای نژاد پرستانه آمریکایی¬ها صرفا در موارد فوق نبود. برنامه غیر انسانی عقیمسازی اجباری نیز از دیگر مدالهای افتخار آمریکاییها است.
ایالات متحده سابقهای طولانی در اجرای برنامههای اصلاح نژاد و عقیمسازی اجباری دارد. این سیاست که ریشه در نظرات فرانسیس گالتون دارد، در اوایل قرن بیستم با حمایت علمی نهادینه شد و هدف آن جلوگیری از تولیدمثل اقشار ضعیف جامعه، از جمله فقرا، ناتوانان ذهنی و اقلیتهای نژادی بود. اوج این رذالت در سال ۱۹۲۷ نمایان شد. زمانی که دیوان عالی آمریکا در پرونده «بک علیه بل» به صراحت قانونی بودن عقیمسازی اجباری را تأیید کرد.تحقیقات دهه ۱۹۷۰ نشان داد که بین ۲۵ تا ۵۰ درصد از زنان بومی آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۶ عقیم شدهاند؛ به گونهای که بدون رضایت آگاهانه و یا با تهدید به قطع خدمات درمانی، تحت عملهای جراحی مانند هیسترکتومی قرار میگرفتند.به طور کلی میتوان گفت که تاریخ ایالات متحده روایتی دوگانه است. از یک سو، ادعای رهبری جهان در حوزه حقوق بشر و دموکراسی، و از سوی دیگر، سابقهای آکنده از نسلکشی، نژادپرستی ساختاری، عقیمسازی اجباری، حبس دستهجمعی و ... است که در قوانین، رویههای قضایی و سیاستهای دولتی نهادینه شده است.این جنایات نتیجه یک جهانبینی برتریجویانه بوده که اقلیتها را تهدیدی برای خلوص نژادی یا نظم اجتماعی میدانست و برای حفظ منافع طبقه حاکم، دست به هر اقدام خشونتآمیزی میزد. این میراث تاریک نه تنها در گذشته، بلکه در سیاستهای مهاجرتی و نژادی معاصر آمریکا نیز بهوضوح قابل مشاهده است.صادق عابدینی
با دنبال کردن صفحه تحلیل بینالملل، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل، با خبر شوید.#آمریکا#نسل_کشی#حقوق_بشر 12:08 - 6 شهریور 1405