نشست «بعثت مردم؛ خوانش فقهی سیاسی» در قم برگزار شد
نشست تخصصی «بعثت مردم؛ خوانش فقهی - سیاسی» به همت گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سالن کوثر این پژوهشگاه برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، این نشست با هدف بررسی ابعاد فقهی و سیاسی بعثت پیامبر اسلام (ص) و پیوند آن با مفاهیم حکومتی و اجتماعی، با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و علاقهمندان برگزار گردید. در این مراسم که در، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، سالن کوثر برپا شد، مباحثی پیرامون مبانی فقهی حکومت اسلامی و جایگاه مردم در نظام سیاسی اسلام مطرح و مورد تحلیل قرار گرفت.موضوع اصلی این نشست، «بعثت مردم» بود که از منظر فقه سیاسی مورد کاوش قرار گرفت. شرکتکنندگان در این برنامه، به بررسی نسبت دین و سیاست، نقش مردم در تشکیل و تداعی حکومت دینی و همچنین الزامات فقهی و عملیاتی این پیوند پرداختند. این نشست فرصتی برای تبادل نظر و اندیشه در خصوص مسائل روز جهان اسلام با رویکردی فقهی و تحلیلی بود.
رفیعی علوی: «بعثت مردم» سنگ بنای تحول در تکلیف اجتماعی است
حجت الاسلام و المسلمین سید احسان علوی رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم، با اشاره به ریشههای الهیاتی بعثت، بیان داشت: عقل انسانی در ادراکات خود قادر به فهم کلیات است، اما فیلسوفان اسلامی از ابن سینا تا ملاصدرا معتقدند که انسان برای رشد و رسیدن به غایت خود، نیازمند هدایت عقول کامل از طریق بعثت و نبوت است. این تجلی، زبان گفتگوی عالم ماورایی با بشر است که انسان را به سوی هدایت فرا میخواند. این لایه از الهیات، ضرورت ارتباط و گفتگو میان عالم غیب و بشریت را نمایان میسازد.رفیعی علوی در ادامه به پیوند این مباحث الهیاتی با فقه سیاسی پرداخت و گفت: اگر الهیات، بنیان اصلی زندگی اجتماعی انسان باشد، این زندگی دارای لایههای هنجاری است که مبادی کلامی و معرفتی در آن ورود کرده و ساماندهنده آن میشوند. از این رو، ایده «مبعوث شدن» در واقعیت، خالی از وجاهت فقهی نیست. اگر قرار باشد این بعثت به صورت ساختارمند در زندگی اجتماعی ما جریان یابد، نیازمند گفتگوی فقهی است؛ جایی که فقه، متصدی تنظیم رفتارهای هنجاری زندگی اجتماعی انسان میشود.رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، اولین حرکت مورد نیاز فقه با این مبدأ کلامی را توجه به لایه مکلف در فقه دانست و اظهار داشت: غالباً لایه مکلف فردی در فقه پررنگ شده است، اما این ایده، لایه مکلف اجتماعی و جامعه به مثابه مکلف را برجسته میسازد. اگر الهیات، حامل تکامل اجتماعی باشد، جامعه تنها ظرف اجرای احکام نیست، بلکه خود مکلف به اقامه احکام است و اینجاست که بعثت در عالم ناسوتی به یک حرکت اجتماعی منجر میشود؛ جامعهای که برای اقامه دین قیام کرده و در این مسیر رشد مییابد.
فقه سیاسی نیازمند بازنگری در پرتو «بعثت امت» است
وی با بیان اینکه اولین دال فقهی که در فقه سیاسی میتوان از آن استفاده کرد، ضرورت مبعوث شدن مردم است، افزود: اگر انسان نیازمند عقل انبیا باشد و بعثت انبیا در مقام تأسیس و حدوث است، «بعثت مردم» امتداد فقهی راه انبیاست. اولین واجب شرعی ما این است که آنچه تاکنون در فقه، گفتگوی بالغان غیرمُکلف یا مکلف فردی تلقی میشد، اکنون جامعه را نیز مکلف بدانیم و گفتگو با آن را آزاد کنیم. این اندیشه، تکلیف شرعی و مکلف شرعی را به بلوغ میرساند؛ تکلیف تنها یک رفتار فردی با چارچوبهای شخصی نیست، بلکه در ساحت فردی و اجتماعی وابسته به رشدی است که جامعه در امتداد حرکت انبیا به آن نیاز دارد.رفیعی علوی تأکید کرد: نظریه «بعثت مردم» روح نبوت است که اگر در فقه اشراق شود، مکلف شرعی و تکلیف شرعی را دستخوش تحولات خود قرار میدهد. اولین آورده این نظریه، تغییرات در تکلیف شرعی و مکلف شرعی است. دومین نکته، وجود عمومات در فقه سیاسی است؛ همانطور که در فقه معاملات، اصولی چون «اوفوا بالعقود»، «احل الله البیع و حرم الربا» و «عفو عن الربا» عمومات فوقانی حاکم بر باب معاملات هستند، در فقه سیاسی نیز قاعده «حفظ نظام» به عنوان اوجب واجبات و همچنین قاعده «نفی سبیل» در حوزه فقه سیاست خارجی، از عمومات بنیادین محسوب میشوند که در تزاحم و تعارض احکام، راهگشا خواهند بود.وی ضمن تشریح جایگاه فقه سیاسی در اسلام، چهار اصل کلیدی «امر به معروف و نهی از منکر»، «مردم و حکومت»، «دعوت» و «حفظ نظام» را به عنوان پایههای اصلی فقه سیاسی برشمرد و اظهار داشت: این اصول، در واقع زاییده خوانش ما از دین هستند و روح حاکم بر آنها، تعیینکننده میزان اثربخشیشان در ساختارسازی فقهی و ساماندهی هنجارهای اجتماعی خواهد بود.
رفیعی علوی، با اشاره به لزوم افزودن اصل «ولایت» به این چهار اصل، در مجموع پنج اصل را برای استنباط احکام فقه سیاسی ضروری دانست و گفت: این پنج اصل، نیازمند یک روح تفسیری واحد هستند تا از تفاسیر ناروا و روایی در امان بمانند. وی «بعثت امت» و «اقامه حکم در جامعه» را، به عنوان بسترساز این روح تفسیری معرفی کرد.رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با بیان اینکه «بعثت امت» به معنای مکلفسازی و شکلدهی به تکالیف است، تصریح کرد: فقه سیاسی بدون این پنج اصل و روح تفسیریِ «بعثت امت»، ناقص است و قادر به نظامسازی و راهبری احکام اجتماعی نخواهد بود.وی با اشاره به اینکه «بعثت انبیا» میتواند مفاهیم فقه سیاسی را بازتاسیس کند، افزود: از منظر فلسفه فقه، «بعثت امت» طریقی است که فقیه برای استنباط احکام، ساختارسازی هنجاری و تنظیم امور اجتماعی در پیش روی خود قرار میدهد.رفیعی علوی، با مقایسهی وضعیت نظری و عملی فقه سیاسی، بیان داشت: در حوزه نظر، فقه سیاسی ما همچنان در فهم «بعثت امت» متوقف مانده و جستارهای پراکندهای را تجربه میکند. اما در عرصه عمل و در کف خیابان، «بعثت مردم» روح حرکتهای اجتماعی و باید و نبایدهای اجتماعی را سامان میدهد.وی در ادامه، مردم را محل نزول رحمت الهی و تاریخسازان تمدن معرفی کرد و گفت: اگر غایت فقه را «تمدنسازی» در نظر بگیریم، نه صرفاً دور شدن از اسلام به عنوان یک تکلیف فردی، آنگاه میتوانیم لبهی پررنگ فقه سیاسی را در زندگی مردم تجربه کنیم.
رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با اشاره به تجربهی عملی «بعثت مردم»، اظهار داشت: در حالی که دسترسی به ولایت فقیه برای برخی محدود شده است، اما مردم با حضور فعال خود در صحنه، نقش تعیینکننده در اقامه دین و سرنوشت اجتماعی را به عنوان یک ارزش عالی فقهی دنبال میکنند.رفیعی علوی، «بعثت مردم» را دریچهای برای فقه سیاسی دانست و تأکید کرد: فهم چگونگی درک و رشد حکم اجتماعی توسط مردم، به ویژه در اقشار مختلف جامعه اعم از هنرمندان و اصناف، نشاندهنده بلوغ فقه سیاسی در عمل است.رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم، به تبیین ابعاد مختلف ایمان و نقش فقه در هدایت جامعه پرداخت و اظهار داشت: بهرهمندی مردم از ایمان متفاوت است؛ در این میان، باب روایتی نیز وجود دارد که قابل انکار نیست. به عنوان مثال، ممکن است ایمان اهل موسیقی و هنر یا حتی یک شاعر، به استحکام ایمان یک فقیه نباشد. اما ایدهی بعثت توانسته است تمام اصنافی را که از زندگی فقهی دور شده بودند، به این مسیر نزدیک کند و روح شریعت را به آنها بنمایاند.وی با اشاره به نقش فقیه در جامعه، تصریح کرد: یک فقیه میتواند در زمان حیات خود و حتی پس از آن، جامعه را رشد دهد. وظیفهی فقیه صرفاً نزدیک کردن مردم به وجوبات و محرمات به صورت مو به مو نیست، بلکه وظیفهی اصلی فقه، زنده کردن و نزدیک کردن مردم به عبودیت خداوند است.
رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم با بیان اینکه فلسفه فقه، دانش عبودیت است، گفت: فقه برای رسیدن به جایگاه آیتالله العظمی یا ولایت فقیه خلق نشده است، بلکه هدف از آن این بوده که مردم بتوانند بهتر خداوند را عبادت کنند و مسیر زندگی خود را بهتر مدیریت نمایند. بنابراین، صرف اجرای احکام مد نظر نیست، بلکه اولویت با نزدیک کردن مردم به روح عبودیت و بندگی است و پس از آن، احکام شرعی اجرا خواهد شد. این امر در عبادات نیز مشهود است.
«بعثت مردم» یعنی تبدیل ایمان دینی به کنشگری مسئولانه برای حکمرانی اسلامی
محمود فلاح دبیر علمی رویداد «بعثت مردم؛ خوانش فقهی - سیاسی»، درباره نسبت مفاهیم مرتبط با این عنوان توضیح داد و اظهار کرد: عنوان این نشست در نگاه نخست ترکیبی از چند مفهوم به ظاهر متمایز به ذهن میآید، اما در واقع همه این مفاهیم بر محور یک مسئله مشترک تمرکز دارند؛ نسبت ایمان دینی، حضور اجتماعی مردم و صورتبندی حکمرانی در جامعه اسلامی.وی افزود: آنچه اهمیت این مسئله را برای ما دو چندان میکند، شرایطی است که جامعه اسلامی ما در آن همزمان طعم تهدید دشمن را تجربه میکند و شکوه همبستگی مردم را نیز در میدان مشاهده مینماید. از این منظر، سخن گفتن از مردم، حکمرانی و مسئولیت جمعی صرفاً یک بحث نظری و اندیشهای نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم دقیقتر سازوکارهایی است که میتواند جامعه مومنانه را از سطح واکنشهای مقطعی به مرتبه کنشگری آگاهانه برساند.دبیر علمی نشست «بعثت مردم خوانش فقهی-سیاسی» با بیان اینکه بعثت مردم را میتوان به مثابه نقطهای برای عبور جامعه از انفعال دانست، گفت: لحظهای که جامعه از حالت انفعال بیرون میآید، و لحظهای که ایمان از سطح باور فردی فراتر میرود و در قالب رفتار اجتماعی مسئولیتپذیری جمعی و دفاع از ارزشهای عمومی تجلی پیدا میکند؛ همان نقطهای است که پیوند میان دین، مردم و حکمرانی معنا پیدا میکند.وی ادامه داد: این نشست علمی با پوشش «گروه فقه سیاسی» پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برگزار میشود و با تکیه بر منابع دینی و بهرهگیری از اندیشه و یافتههای اساتید حوزه فقه سیاسی، در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه میتوان از دل ایمان دینی و مشارکت مومنانه الگویی کارآمد برای حکمرانی صیانت از عدالت و تقویت همبستگی اجتماعی استخراج کرد.
ایزدهی: بعثت مردم در تثبیت دستاوردهای انقلاب نقش کلیدی دارد
حجت الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به آیه ۱۱۰ سوره آل عمران اظهار داشت: این آیه بیانگر آن است که بهترین امت، امتی است که برای مردم برانگیخته شده و وظیفه اصلیاش امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خداست.وی افزود: تعبیر «بعثت مردم» که بیشتر در ادبیات امام خمینی (ره) جلوه دارد، به معنای برانگیخته شدن مردم توسط خداوند برای ظهور عامهای است که در بزنگاههای حساس، مانند حوادثی که برای کشور اتفاق میافتد، با شور، شعور و جدیت فراوان به صحنه آمده و به حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب و نظام همت میگمارند.ایزدهی با طرح این سوال که چرا مردم با وجود مشکلات داخلی و فشارهای خارجی، تحریمها و استکبار جهانی، همچنان در صحنه حضور یافته و خواستار استمرار و بقای نظامی هستند که با چنین فشارهایی روبروست، گفت: برای تحلیل این پدیده، باید به دوران پیش از این نظام نگریست. مردم با توجه به آنچه در گذشته تجربه کردهاند، از بازگشت به وضعیت پیشین اکراه دارند و از حاکم شدن نظامی دیگر و جایگاه خود در آن، ابراز نگرانی میکنند.
رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شور و نشاط مردم در مواجهه با یک مقوله و اهتمام آنان را امری تصادفی ندانست و تصریح کرد: انقلاب اسلامی در برابر استبداد، وابستگی و فساد رژیم پهلوی رخ داد و مردم با حضور خود، موجب برانگیخته شدنشان توسط خداوند شدند. این پدیده که مردم پس از پیروزی انقلاب، حدود ۴۷ سال پیاپی آن را جشن میگیرند، در هیچ کجای تاریخ انقلابهای جهان سابقه ندارد؛ انقلابی که با وجود تحمیل جنگ، تحریم، توطئه، اغتشاش و کودتا، همچنان با پشتوانه مردمی استوار مانده و مردم از آن صیانت میکنند.وی با تاکید بر اینکه ایستادگی مردم پای نظام و دفاع از آن در برابر تهدیدها، امری تصادفی نیست، بلکه منطقی پیشین بر روح حاکم بر جامعه را نشان میدهد، ادامه داد: انقلاب اسلامی بر پایه «مردمسالاری دینی» بنا شده است؛ در حالی که در نظام سابق، تنها چیزی که وجود نداشت، جایگاه مردم و حق تعیین سرنوشت بود. در رژیم شاهنشاهی، انتصاب افراد بر اساس وراثت و بدون توجه به شایستگی و نقش مردم صورت میگرفت و کرامت و عزت مردم در نظر گرفته نمیشد.ایزدهی اضافه کرد: در دوران رژیم سابق، پادشاهان به سرعت از کشور فرار میکردند و بیگانگان با پول و سلاح خود، آنها را در کشور تثبیت میکردند؛ حتی در قراردادهای کلان اقتصادی نیز، پادشاه کشور نقشی نداشت و مردم نیز در آن دخیل نبودند. مردم با این انقلاب آمدند تا بگویند که سرنوشت کشورشان به دست خودشان رقم خواهد خورد.
وی خاطرنشان کرد: انقلابهای جهان معمولاً با حضور حداقلی مردم همراه بودهاند، اما استمرار و ماندگاری آنها مورد تردید بوده است، در حالی که انقلاب اسلامی ایران، با حضور پرشور و بنیادین مردم، توانسته بر چالشهای فراوانی فائق آید و این نشاندهنده عمق مردمی بودن و پایگاه اجتماعی مستحکم آن است.رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به تبیین مفهوم مردمسالاری دینی و جایگاه مردم در انقلاب اسلامی پرداخت و اظهار داشت: محوریت انقلاب اسلامی از ابتدا با مردم بوده است. در دوران دفاع مقدس، تحریمهای اقتصادی، کودتاها و فتنهها، این مردم بودند که در صحنه حضور داشتند و از انقلاب خود دفاع کردند.وی با اشاره به نقش مردم در انتخاب رهبری، افزود: حتی انتخاب رهبر انقلاب که نماینده خدا و نایب ولی فقیه است، با نظارت و نقش نمایندگان مردم در خبرگان رهبری صورت میگیرد. ولی فقیه از مردم، با مردم و برای مردم زندگی میکند و منطق مردمسالاری دینی حکم میکند که حاکم شایسته، حکیم، دلسوز، عادل و مقبول مردم باشد و در راستای منافع مردم، بهویژه مستضعفان، حرکت کند.ایزدهی به استقبال بینظیر مردم از امام راحل (ره) و همچنین تشییع باشکوه پیکر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی اشاره کرد و گفت: این استقبالها نشاندهنده این است که مردم این افراد را از خود، برای خود و با خود میدانند. امام شهید ما نیز یک عمر با مردم زیست و مانند مردم زندگی کرد و نتیجه آن، همراهی مردم با نظام و آرمانهای آن است.
رئیس پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مردمسالاری دینی را در مقابل نظام پادشاهی دانست و تصریح کرد: مردم ایران با ایستادگی خود نشان دادند که سلطه و استکبار را نمیپذیرند. مردم عزت، کرامت، استقلال و حق تعیین سرنوشت خود را آموختهاند و اجازه نمیدهند دشمنان این مرز و بوم به اهداف شوم خود دست یابند.وی با استناد به آیات قرآن کریم، بیان کرد: خداوند با کسانی که دین خدا را یاری کنند، یاری میکند و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، خداوند به آنان آسایش میبخشد. سنت الهی بر این است که خداوند امنیت و آسایش را برای مردمی که دنبال حقیقت، کرامت و استکبارستیزی هستند، فراهم میکند.ایزدهی در پایان خاطرنشان کرد: بعثت مردم برای حفظ نظام، انتقام خون شهدای انقلاب و استمرار این نظام، از جانب خداوند است و مبتنی بر مقاومت و ایستادگی مردم است که انشاءالله به پیروزی آنان منجر خواهد شد. این مردم، برخلاف برخی اقوام در تاریخ که از جنگ و جهاد سر باز زدند، خود به میدان آمده و ثمره قیامشان، پیروزی و نصرت الهی خواهد بود.
مریجی: در فقه ما «جنگ» وجود ندارد، «دفاع» وجود دارد
حجت الاسلام و المسلمین دکتر شمس الله مریجی معاون آموزشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با اشاره به روز معلم و تبریک این مناسبت به اساتید و معلمان، یاد و خاطره امام خمینی (ره) را گرامی داشت و ایشان را معلمی تاثیرگذار در جامعه ایرانی و جهانی دانست.مریجی با مقدمهای درباره فقه و مبانی آن، تاکید کرد: اساساً در فقه ما «جنگ» نداریم، بلکه «دفاع» داریم. در فرهنگ دینی نیز واژه «جهاد» به کار میرود که با «جنگ» متفاوت است؛ جهاد دارای بار ارزشی مثبت است، اما جنگ چنین بار مثبتی ندارد.این عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: دفاع همواره بار ارزشی مثبت دارد و اگر متعلق آن مشخص شود، میتواند «دفاع مقدس» نیز نامیده شود. حتی دفاع از جان و مال شخصی نیز محترم است، هرچند عنوان «مقدس» به آن اطلاق نمیشود. اما دفاع در برابر ارزشهای وحیانی و حقیقی، میتواند «دفاع مقدس» باشد.وی با استناد به مباحث کتاب «جواهر الکلام» که از کتب فقهی مهم محسوب میشود، بیان داشت: بیشتر مباحث مربوط به جهاد در عصر امام معصوم (ع) مطرح است و جهاد ابتدایی نیز تنها با حضور و اذن امام معصوم (ع) معنا مییابد. البته برخی فقها، از جمله در بحث اختیارات ولی فقیه، امکان صدور حکم جهاد ابتدایی را در صورت وجود امکانات لازم توسط فقیه جامعالشرایط، مطرح کردهاند.مریجی در تبیین معنای جهاد در این فضا، گفت: از منظر جامعهشناختی، ما «جنگ» را در فقه مطرح نمیکنیم، زیرا وجود ندارد. در واقع، فقه ما به دنبال بررسی مبحث جنگ نیست، بلکه جهاد را که بار ارزشی مثبت دارد، مورد توجه قرار میدهد.
وی به برداشت نوینی اشاره کرد و افزود: شاید بتوان گفت جهاد، نوعی دفاع است؛ زیرا ما موانعی را که مانع تبیین ارزشها میشوند، برمیداریم. این موانع گاهی توسط طرف مقابل ایجاد میشود و در این صورت، عمل ما همچنان نوعی دفاع محسوب میشود.معاون آموزشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با استناد به آیه «لا اکراه فی الدین» (هیچ اجباری در دین نیست)، به این پرسش پرداخت که چرا دین با شمشیر پیشروی میکند؟ پاسخ داد: شمشیر در اینجا به معنای رفع موانع است، نه اجبار قلبی. ایمان امری قلبی است و نمیتوان آن را با شمشیر در قلب کسی قرار داد. شمشیر تنها موانع را برطرف میکند تا زمینه رشد و تبیین حقیقت فراهم شود و فرد خود به راه هدایت گام نهد.مریجی خاطرنشان کرد: بنابراین، جهاد ابتدایی که به فرمان امام معصوم (ع) یا فقیه جامعالشرایط صادر میشود، در حقیقت دفاع از هجمههای دشمن است. این هجمهها گاهی فیزیکی و گاهی نرمافزاری و شناختی هستند که در این حالت، جهاد برای کنار زدن این موانع و رفع تیرگیها صورت میگیرد؛ همانگونه که پیامبر (ص) آمدند تا غبارها را از فطرت مردم کنار بزنند. در نگاه فقهی اسلام، «جنگ مصطلح» وجود ندارد، بلکه «دفاع» وجود دارد که گاهی ماهیت تهاجمی و گاهی سلبی و ایجابی به خود میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم، به تبیین ابعاد دفاع در اسلام و وظایف جامعه در عصر غیبت پرداخت و با بیان اینکه دفاع ماهیت دوگانهای دارد؛ دفاع فیزیکی و دفاع شناختی و نرمافزاری، اظهار داشت: در مسائل فیزیکی، پیشروی برای رفع موانع و آزادی مردم، وظیفهای است که فقها به دلیل بازگشت آن به امام معصوم، کمتر به آن پرداختهاند. اما در دفاع به معنای دوم، یعنی مقابله با هجومهای فکری و نرمافزاری در عصر غیبت، فقیه جامعالشرایط وظایفی بر عهده دارد.مریجی، جنگ امروز را "جنگ سوم" یا "جنگ رمضان" نامید و رویکرد فقهی به این مسئله را در سه سطح فردی، جمعی و حاکمیتی تبیین کرد و با اشاره به اینکه فرصت پرداختن به هر سه بخش وجود ندارد، به تبیین وظایف جامعه در سطح اجتماعی پرداخت.عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم، انسجام اجتماعی را یکی از مهمترین وظایف جامعه اسلامی در هنگام جنگ دانست و گفت: مردم وظیفه دارند با هم متحد و منسجم باشند و هر آنچه که این انسجام را خدشهدار کند، از منظر فقهی حرام است.وی در تبیین اهمیت این موضوع، به روایتی از حضرت رضا (ع) اشاره کرد و گفت: حضرت در نامهای به عبد العظیم حسنی (ع) میفرمایند که به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو که شیطان را ناامید کنند و آنان را به راستگویی در گفتار، ادای امانت، سکوت و ترک منازعه در امور بیهوده و دیدارهای یکدیگر فرمان دهند.این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: این کلام نورانی امام رضا (ع) نشان میدهد که هرگونه گفتوگو و اقدامی که باعث از هم پاشیدن انسجام اجتماعی شود، از منظر فقهی مذموم بوده و حتی موجب عذاب سخت الهی خواهد شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم، به تبیین ابعاد فقهی و اجتماعی جهاد و دفاع پرداخت و بر ضرورت حفظ انسجام ملی در مقابله با تهدیدات دشمن تأکید کرد.وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری، نسبت به خطرات اختلافات داخلی و بگومگوهای بیهوده در کانالهای متعدد هشدار داد و بیان کرد: از دست دادن انسجام ملی، دشمن را بر ما مسلط میکند و کسانی که باعث تضعیف این انسجام شوند، مشمول نفرین ائمه معصومین (ع) خواهند شد. ایشان این نوع نفرین را برخلاف دعاهای دیگر، ردخور ندانستند.مریجی در تشریح مفهوم جهاد در فقه اسلامی، اظهار داشت: در فقه اسلامی، مفهوم "جنگ مصطلح" به معنای امروزی وجود ندارد، بلکه "دفاع" مطرح است. جهاد در معنای ایجابی شامل اقدامات مثبت و سازنده است و در معنای سلبی، مقاومت و دفاع در برابر هجمهها را در بر میگیرد.وی همچنین به وظایف فردی، اجتماعی و حاکمیتی در این زمینه اشاره کرد و انسجام اجتماعی را یکی از مهمترین وظایف اجتماعی برشمرد.وی با بیان اینکه در فقه اسلامی جنگ به معنای امروزی وجود ندارد، بلکه دفاع، جهاد ایجابی و سلبی مطرح است، بر لزوم حفظ انسجام اجتماعی در برابر تهدیدات دشمن تأکید کرد.
نظرزاده: شهادت حافظه جمعی را به انسجام اجتماعی پیوند میزند
حجت الاسلام و المسلمین دکتر عبدالله نظرزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با اشاره به پیوند میان جایگاه شهادت و بعثت مردم، اظهار داشت: بحث اصلی در این نشست «استراتژی شهید» یا به تعبیر دیگر «مدیریت حافظه جمعی» در راستای بعثت مردم و تقویت انسجام اجتماعی در جمهوری اسلامی است.وی با بیان اینکه شهادت و شهید در مکاتب ابراهیمی جایگاهی بسیار عظیم دارند، به آیات قرآن کریم اشاره کرد و گفت: نخستین آیهای که همواره مورد توجه قرار میگیرد، آیه مربوط به شهادت در راه خداست.نظرزاده افزود: دومین پایه قرآنی این بحث، وعده الهی در مورد جهاد مومنان با جان و مال است؛ بدین معنا که مومنان با جان و اموال خود در راه خدا ایستادگی میکنند، کشته میشوند و نیز در مسیر این جهاد به مقابله میپردازند و خداوند به آنان وعده میدهد که در آخرت و همچنین در دنیا، جایگاه و نقش آفرینی خواهند داشت.این استاد دانشگاه ادامه داد: بعثت یک امر صرفاً زمینی و اجتماعی صرف نیست و ماهیتی «ماورایی» دارد؛ بعثت از «غیب» سرچشمه میگیرد و از مسیر الهامات، در درون حافظه مردم جاری میشود و تنها اراده الهی است که این مسیر را برقرار میکند تا شهادت و شاهد بودن، در جامعه به شکل اثرگذار روان شود و انسانها با این بعثت در جامعه حاضر شوند؛ حضوری که انسجام و امنیت اجتماعی را تقویت میکند.وی سپس به تجربه انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: در ادبیات پژوهشی، بحثی با عنوان «استراتژی شهید» وجود دارد. امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب، درباره افراد و جریانهایی که در مسیر انقلاب به شهادت رسیدند، دستور دادند که یک ساختار بنیادین برای تکریم و استمرار پیام شهید شکل بگیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: بنیان «بنیاد شهید» در همین چارچوب تشکیل شد و در ادامه نیز برای شهدا «اموال و امکانات» و مسئولان مربوط تعیین شدند؛ اما صرفاً تشریفات مطرح نبود، بلکه «نهادسازی» در دستور کار قرار گرفت.نظرزاده با اشاره به کارکرد نمادین گلزارهای شهدا گفت: به موازات تشییعهای باشکوه، گلزارهای شهدا در نقاط مختلف کشور شکل گرفت و این مکانها به عنوان نمونههایی از فضاهای حکمرانی شهید معرفی شد. امام خمینی(ره) بر رسیدگی به خانوادههای شهدا نیز تأکید ویژه داشت و جمله مشهور ایشان نشاندهنده جایگاه ویژه شهید در جامعه است؛ آنجا که شهید را نظر به فرزندان و نسل آینده دانستهاند و عظمت این جایگاه در حافظه جمعی مردم از همان سالهای نخست انقلاب ثبت شد.این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود گفت: یکی از جلوههای بینظیر جایگاه شهید در انقلاب اسلامی، «تعظیم و تشییع با عظمت» در دوران جنگ تحمیلی بود. وی خاطرهای از مشهد مقدس نقل کرد و افزود: در آن زمان، در روزهای یکشنبه و چهارشنبه، شهدایی که از جبهه به شهادت میرسیدند به شهر آورده میشدند و تشییع میشدند؛ به گونهای که خانوادههای شهدا با اعزاز و اکرام و احترام، در مسیر حرکت مردم و جامعه حضور داشتند.نظرزاده سپس توضیح داد که در کنار این حرکتها، قوانین و مقررات مختلف برای تکمیل این نظام تکریم و حمایت شکل گرفت و نهادهای مرتبط با حوزه ایثارگری نیز تاسیس شدند و با اشاره به مقایسه تاریخی با کشورهای همسایه درگیر جنگ گفت: در مقطعی که ایران در دفاع مقدس قرار داشت، در برخی کشورها نیز مسئله مشابهی مطرح میشد، اما رویکرد آنان برخلاف رویکرد ایران بود.
نظرزاده با اشاره به تقارن چهلم شهید علی لاریجانی با سالگرد شهادت شهید مطهری، به نقل خاطرهای پرداخت و گفت: همسر شهید علی لاریجانی نقل میکرد که طی ۱۵ سال، مکرر در خواب میدید وارد حرم شده و قبر پدرش را میشکافد تا وضعیت او را ببیند، اما هنگام رسیدن، مشاهده میکند که فرزندش مرتضی آنجاست. از آنجا که مرتضی پس از شهادت شهید مطهری متولد شده بود، نام او را مرتضی گذاشتند. تا پیش از شهادت همسرش تعبیر این خوابها را درنمییافت و پس از آن دریافت که او در کنار پدرش دفن خواهد شد و آثار شهید شگفتانگیز است و قدرتی که خداوند به شهدا عطا میکند، در جامعه نمودهای عینی و معنوی فراوانی دارد.عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه به نهادسازی داخل ایران پرداخت و گفت: نخست «بنیاد شهید» بود که از همان آغاز، به عنوان نماد و ساختار رسمی برای تکریم شهدا و خانوادههای آنان شکل گرفت. پس از آن «بنیاد جانبازان» ایجاد شد؛ زیرا بخشی از رزمندگان در جنگ دچار صدمات جسمی و مشکلات متعدد شدند و نیاز به حمایتهای ساختاری پیدا کردند و با گذر زمان این بنیادها در هم ادغام شدند.وی گفت: سومین نهاد مهم «بنیاد ایثارگران» بود؛ نهادی که مجموعه کسانی را که به جبهه رفته بودند و پس از بازگشت نیاز به پشتیبانی داشتند، در قالبهای قانونی، تفخیم، تکریم و احترام پوشش داد. چهارمین نهاد نیز «بنیاد آزادگان» بود؛ برای افرادی که در جنگ به اسارت درآمده بودند. مرحوم ابوترابی در دوران شکلگیری و پیگیری امور آزادگان نقش مهمی داشت و حتی اشاره کرد که خود او رئیس و مرید و مراد همه اسیران در دوره جنگ تحمیلی بوده است و بعدها نیز با عنوان رئیس بنیاد آزادگان فعالیت خود را ادامه داد.
وی با اشاره به نمونههای عینی این حکمرانی نمادین گفت: در سراسر کشور گلزارهای شهدا را میبینیم. در سفری به یک روستا مشاهده کردم که با وجود داشتن ۱۴ یا ۱۵ شهید، در کنار قبرستان، مکانی ساده با سایهبان و پرچمهای اباعبداللهالحسین(ع) و پرچم ایران برای شهدا ایجاد کرده بودند. این همان حکمرانی نمادین است.این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نظریات اندیشمندان غربی تصریح کرد: سرمایه اجتماعی نیز از دیگر مباحث مهم است. متفکرانی چون پیر بوردیو و رابرت پاتنام تأکید میکنند که اعتماد، شبکهها و هنجارهای مشترک، سرمایههای اجتماعی یک ملت را تشکیل میدهند. این سرمایههای نمادین هستند که موجب انباشت سرمایه اجتماعی میشوند.وی ادامه داد: جان رابرت و رابرت بلا نیز مفهوم «دین مدنی» را مطرح میکنند. به گفته آنان، برخی باورها و اعتقادات میتوانند دین مدنی ایجاد کنند؛ یعنی عاملی ذهنی و باورمند و قدسی در جامعه شکل میگیرد. وقتی کسانی که در جنگها جان خود را از دست دادهاند «شهید» نامیده میشوند، آن جنگها نیز «جنگ مقدس» تلقی میشود و از این رهگذر دین مدنی شکل میگیرد.نظرزاده با اشاره به موضوع شهدای مفقودالاثر و مفقودالجسد گفت: پس از جنگ، سازمانی با عنوان بنیاد تفحص شهدا شکل گرفت تا پیکر مطهر شهدا را از مناطق عملیاتی جمعآوری کند. در این میان برخی شهدا فاقد مشخصات بودند و به عنوان شهدای گمنام شناخته شدند. این شهدا بهتدریج به نمادی در دل نماد نخست تبدیل شدند و در دانشگاهها، تفرجگاهها و نقاط مختلف کشور دفن شدند؛ چنانکه اکنون در دانشگاه باقرالعلوم(ع) دو شهید گمنام حضور دارند. البته این روند مخالفانی نیز داشت.
شریعتی: «مردمپایه» بودن حکومت از نگاه نهجالبلاغه، شرط اتمامحجت و مشروعیت زمینی است
حجتالاسلام والمسلمین روحالله شریعتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با بیان اینکه بحث او با عنوان «مردمپایه حکومت از نگاه نهجالبلاغه» ارائه میشود، اظهار داشت: نقش و جایگاه مردم و فراتر از نهجالبلاغه، در مبانی دینی در منظومه حکومت، سیاست، اقتصاد و امنیت اهمیت ویژهای دارد.این استاد حوزه و دانشگاه گفت: حکومت دو پایه دارد؛ «یک پایه آسمانی» و «یک پایه زمینی». پایه آسمانی حکومت، همان چیزی است که مشروعیت و مجوز حکومت را فراهم میکند؛ یعنی خدا و پیامبر و واسطههای الهی. اما پایه زمینی حکومت، مردم هستند؛ مردمی که امیرالمؤمنین(ع) را «پایه حکومت» و «پایه حاکمیت» و در نتیجه «پایه نظام سیاسی اسلام» میدانند.شریعتی در ادامه با اشاره به ضرورت حکومت از منظر امیرالمؤمنین(ع)، گفت: این ضرورت در مناظره با خوارج هم مطرح شده است؛ جایی که خوارج در برابر حضرت گفتند «لا حکم الا الله» و حضرت فرمودند این سخن «حق» است اما مرادشان «باطل» است. مراد آنان این بود که هیچ فرمانروایی جز خدا وجود ندارد، در حالی که برداشت صحیح، بهمعنای نفی ضرورت حکومت نیست.عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه «صرف اینکه خدا چه فرموده کفایت نمیکند»، توضیح داد: لازمه نظم سیاسی جامعه این است که حکومتی برپا شود و حاکمی از میان مردم انتخاب گردد. وی سپس به جایگاه «تمامشدن اتمامحجت» با حضور مردم اشاره کرد و گفت: در چارچوب این نگاه، حتی اگر حاکم از جانب خدا منصوب باشد، بدون حضور مردم نمیتواند مسئولیت خود را بهگونه کامل تحققیافته بداند؛ زیرا باید اتمام حجت نسبت به پذیرش و همراهی مردم صورت بگیرد و سپس حاکم وارد مسئولیت شود.
شریعتی به حدیثی منتسب به امیرالمؤمنین(ع) نیز استناد کرد و افزود: حضرت حتی در موضوع پذیرش ولایت، نقش مردم را یادآوری میکنند؛ بهگونهای که از مسیر اجتماع و رضایت عمومی، حجت بر عهده حاکم تمام میشود. بر اساس همین منطق، اگر مردم «اجماع» کنند و به حاکمیت یا پذیرش ولایت او رضایت دهند، حتی اگر معصومی هم حضور داشته باشد، مسئولیت در قالب اجتماعی و سیاسی آن تحقق مییابد؛ زیرا مسئولیت بدون اتکای عمومی و بدون ظرفیت اجتماعی، کامل سامان نمیگیرد.وی در بخش بعدی سخنان خود، به محور دیگری اشاره کرد: «نیاز حاکم به مردم». شریعتی گفت: در فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) این نکته قابل مشاهده است که حاکم برای ایفای درست وظایفش به مردم نیاز دارد. وی سپس با اشاره به خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه اظهار داشت: امیرالمؤمنین(ع) میفرماید هرچه منزلت حاکم در حق و دین بالاتر باشد، باز هم آن منزلت او را از مردم بینیاز نمیکند. حقِ منزلت حاکم بهسبب مأموریت الهی اوست، اما قدرت عملی حکومت بدون همراهی مردم تحقق پیدا نمیکند.این سخنران همچنین گفت: در این نگاه، حاکم باید جایگاه مردم را در محاسبات خویش وارد کند و منزلت اجتماعی آنان را جدی بگیرد. در ادامه همین بحث، خداوند عالمان را نیز مسئول میداند و بنابراین، حاکم بهویژه نیازمند حضور عالمان در کنار خود است تا نظام سیاسی بتواند وظایف دینی و اجتماعی را درست پیش ببرد. بنابراین، مردم هم در شکلدادن به حکومت و هم در فراهم کردن امکان ایفای نقش آن، نقش محوری دارند.شریعتی در بخش سوم، به پیام روشن امیرالمؤمنین(ع) به مردم اشاره کرد و گفت: حاکم در این الگو باید خود را «بالاتر از مردم» نداند.
حضور خیابانی مردم نماد «جهاد» در جامعه است
علی شیرخانی استاد دانشگاه آزاد اسلامی، به تبیین علمی مفهوم «بعثت خیابانی» یا «حضور خیابانی» پرداخت و گفت: برای ورود علمی به این بحث، ابتدا باید مفاهیم بنیادین آن از جمله فقه و سیاست تعریف شود تا امکان بررسی فقهی ـ سیاسی فراهم گردد.وی با اشاره به تعاریف متعدد فقه، مخرجمشترک این تعاریف را «بهدست آوردن احکام شرعی از منابع معتبر» دانست و افزود: امام خمینی در کتاب «اجتهاد و تقلید» تعریف ویژهای از فقه ارائه میکند که بهزعم من بسیار دقیق است. ایشان فقه را «قانون معاش و معاد پس از معرفت به معارف الهی» میدانند؛ بدین معنا که فقه باید قوانین اداره زندگی انسان را در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ارائه کند و در نهایت نیز به رستگاری انسان منتهی شود.شیرخانی ادامه داد: بر اساس همین مبنا، امام خمینی پس از انقلاب، حکومت را «فلسفه عملی تمام فقه» و «تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور» معرفی میکنند؛ بنابراین ساختار فقه، با همه ابواب سنتی خود از طهارت تا دیات، در نهایت به اداره جامعه و حکومت بازمیگردد.این استاد دانشگاه آزاد با اشاره به تعدد تعاریف سیاست، آن را «تدبیر امور جامعه» دانست و گفت: سیاست مادر بسیاری از علوم است و آثار گستردهای در عرصههای مختلف دارد. از ترکیب مفاهیم فقه و سیاست نیز فقه سیاسی یا «فقه الحکومه» شکل میگیرد که امکان تحلیل فقهی مسائل اجتماعی و حکومتی را فراهم میکند.
وی رویکردهای مختلف به فقه را در سه سطح «فردی»، «اجتماعی» و «حکومتی» توضیح داد و بیان کرد: فقه سنتی عمدتاً مکلفمحور و ناظر به تکالیف فردی است، اما برخی فقها معتقدند فقه باید به عرصه اجتماعی نیز ورود کند. جریان فکری امام خمینی و شاگردان ایشان نیز بر این باورند که فقه علاوه بر دو سطح فردی و اجتماعی، «فقه الحکومه» نیز هست و باید در مسائل مدیریتی و اداره جامعه حضور فعال داشته باشد. به همین دلیل حتی مباحثی مانند طهارت نیز در نگاه امام میتواند قرائت حکومتی پیدا کند.شیرخانی افزود: در تمامی این رویکردها ـ فردی، اجتماعی و حکومتی ـ یک مقوله مشترک وجود دارد و آن «جهاد» است. چه فرد مسلمان باشد، چه جامعه مسلمان و چه حکومت اسلامی، مفهوم جهاد همواره در متن فقه جای دارد. از این حیث میتوان «بعثت خیابانی» را که در بستر جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفت، ذیل مفهوم جهاد تحلیل کرد.وی جهاد را دارای مراتب مختلف دانست و گفت: در متون اخلاقی و عرفانی، جهاد اکبر بهعنوان جهاد با نفس مطرح شده و هر مسلمانی باید ابتدا این مرحله را طی کند. جهاد اصغر نیز در روایات مربوط به حضور رزمندگان در میدان نبرد مطرح شده است.این پژوهشگر تأکید کرد: با توجه به تعریف امام خمینی از فقه بهعنوان قانون اداره زندگی و نیز گستره مفهوم سیاست، میتوان حضور مردم در عرصه اجتماعی و خیابانی را در چارچوب «فقه سیاسی» مورد بررسی قرار داد.
استاد دانشگاه آزاد، با اشاره به جهاد کبیر و جهاد دفاعی، به تبیین مفهوم و ضرورت این دو نوع جهاد از منظر اسلامی پرداخت و با استناد به آیات قرآن و تفسیر مفسرین بزرگ، به ویژه مرحوم طبرسی، گفت: جهاد کبیر به معنای جهاد علمی و فرهنگی است. پس از اینکه نفس انسان غلبه کرد، باید مسائل علمی و فرهنگی را از منظر دین خود منتقل کنیم. این شامل بیان آموزههای اسلامی به پیروان خود و همچنین به دیگران است.وی در ادامه به دو نوع جهاد، یعنی جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی اشاره کرد و افزود: جهاد ابتدایی باید با حضور معصومین صورت گیرد، هرچند در زمان حاضر فقها با شرایط خاص میتوانند به این موضوع بپردازند.شیرخانی همچنین درباره جهاد دفاعی گفت: این نوع جهاد مورد اتفاق فقهاء است و در زمانی که سرزمینهای اسلامی در معرض هجوم قرار میگیرد، واجب است که مسلمانان از خود دفاع کنند. در شرایط کنونی، مردان و زنان و نوجوانان باید در مقابل تهدیدات دشمن آماده باشند.شیرخانی به تاریخ معاصر ایران و هجوم به جمهوری اسلامی در نهم اسفند ماه نیز اشاره کرد و گفت: بر اساس جهاد دفاعی، هر مسلمان مکلف به دفاع از کشور خود است. ستونهای جهاد دفاعی میتواند شامل فعالیتهای نظامی و دیپلماتیک باشد. ما باید با ارسال سفراء و اطلاعرسانی به جهانیان، ابعاد تجاوزات دشمن را بررسی کنیم.شیرخانی با اشاره به اهمیت جهاد تبیینی، گفت: تبیین آموزههای اسلام و جهاد فرهنگی باید در دستور کار قرار گیرد، زیرا این امر باعث تقویت ایمان و آگاهی در برابر چالشهای مختلف میشود.
استاد دانشگاه آزاد به شرایط جاری کشور و تهدیدات پس از حمله نهم اسفند ماه اشاره کرد و افزود: در این حمله، جمهوری اسلامی با هدایت ولایت فقیه، مورد هجوم قرار گرفت و شهدای بسیاری در رأس رهبری و در صفوف جامعه به دست دشمنان ظلم شدند. بر اساس وظیفه شرعی و ملی، هر مسلمان و مکلفی در این شرایط باید دفاع کند و در این راه، جهاد دفاعی بر همه واجب است.وی به نمونههایی از حضور مردم در عرصه عملی اشاره کرد و گفت: پویش «جانفدا» که نزدیک به ۳۲ میلیون نفر از مردان و زنان، نوجوانان و جوانان در آن ثبتنام کردند، نمادی از حضور فعال و موثر در جهاد دفاعی است. این حضور در قالبهای مختلف، از جمله فعالیت نیروهای مسلح، دیپلماسی و تبیین، نشان میدهد که ملت ایران در مقابل تجاوز و تهدیدات دشمنان، آماده است.شیرخانی بر لزوم هماهنگی و استمرار فعالیتهای فرهنگی، نظامی و سیاسی تأکید کرد و افزود: ما باید با مدیریت هوشمندانه، در عرصههای مختلف اعم از نظامی، دیپلماتیک و فرهنگی، مقابل تهدیدات دشمنان استوار بایستیم و بتوانیم از حقوق و منافع ملی خود دفاع کنیم.
علوی: امنیت مردمپایه، نعمتی قرآنی و هنری از امام راحل (ره) است
حجت الاسلام و المسلمین سید علی اصغر علوی، به تشریح مفهوم "امنیت مردمی یا مردمپایه" در جنگ تحمیلی سوم پرداخت و بیان داشت: از دیدگاه قرآن کریم، اعطای امنیت به عنوان یک نعمت الهی مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند در سوره مبارکه قریش میفرماید که همان کسى که آنها را از گرسنگى غذا داد و از بیم، امنیتشان بخشید. وی با اشاره به اینکه تکیه بر مردم از هنرهای برجسته امام راحل (ره) بوده است، تصریح کرد: حضور گسترده و اثرگذار مردم در دفاع از کشور، مقابله با بحرانها و همچنین در انتخابات، مدیون اندیشه و عمل امام خمینی (ره) است. ایشان با به صحنه آوردن مردم، تأثیرگذاری آنان را در سرنوشت کشور افزایش دادند.عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در ادامه به مفهوم "امنیت مردمپایه" که در جنگ رمضان تجلی پیدا کرد، اشاره کرد و آن را در تقابل با پارادایم دولتمحور امنیت دانست و گفت: امنیت مردمپایه مفهومی است که کانون امنیت را از دولت به مردم منتقل میکند.وی، همبستگی ملی و انسجام اجتماعی را اساسیترین مولفه امنیت مردمپایه عنوان کرد و گفت: جامعهای که اعضای آن به یکدیگر اعتماد دارند و خود را بخشی از یک کل واحد میدانند، علیرغم اختلافات احتمالی مذهبی یا قبیلهای، با تأکید بر هویت ایرانی، فرهنگ و تمدن مشترک، قادر به برقراری امنیت پایدار است. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، به شعارهای ایجابی مردم در تجمعات اخیر اشاره کرد که نماد مقاومت و ایستادگی در برابر ظالم و استکبار ستیزی بود و در مقابل، شعارهای "هیهات منا الذله" را نشاندهنده بیزاری مردم از ذلت و تسلیمناپذیری آنان در برابر دشمن دانست.
علوی برای تقویت همبستگی ملی دو راهکار را مورد عنایت قرار داد و گفت: اول، اخذ و برجستهسازی اشتراکات ملی مانند نماد پرچم و شعارهای مشترک؛ دوم، دوری از اختلافات و پرهیز از دستهبندیهای سیاسی و جناحی و در شرایط کنونی، مردم از سلایق مختلف سیاسی تحت عنوان "ایرانی انقلابی" به صحنه آمدهاند و حتی این وحدت در میان مسئولین با سلیقههای سیاسی متفاوت نیز مشاهده شده که با انتشار توییتهای یکدیگر، بر همبستگی ملی تأکید کردهاند. این وحدت و امنیت مردمپایه، قدرت چانهزنی کشور را در عرصه بینالمللی افزایش میدهد.وی با استناد به کلمات "قائد شهید" و امام راحل (ره)، اتحاد را امری مقدس دانست و هرگونه قلم، سخن یا اقدامی که موجب اختلاف و دودستگی در جبهه اسلام شود را نامقدس خواند و از همگان خواست از آن اجتناب کنند.استاد حوزه و دانشگاه، به اهمیت همبستگی ملی، بسیج مردمی و احساس مسئولیت اجتماعی در تأمین امنیت کشور در شبهای حساس و حضور در میدانها پرداخت و تاکید کرد: این مولفهها نقش اساسی در امنیت مردمی و حفظ انسجام اجتماعی دارند و نمونههای عینی از این منظر در جریان تجمعات و فعالیتهای اخیر دیده میشود. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با اشاره به بیانات مرحوم علامه کاشف الغطا، که بنیان اسلام بر دو کلمه توحید و وحدت استوار است، تصریح کرد: وحدت در حقیقت، مقولهای است امنیتساز که ارتباط مستقیم با اتحاد مسلمین و مردم دارد و در فرهنگ اسلامی، و بهویژه در فقه سیاسی، چنین وحدتی پایهای برای امنیت و سلامت اجتماعی است.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در دورههای مختلف، نظریههای متعددی درباره وحدت و انسجام ملی در فقه شیعه وجود دارد، از جمله روایاتی که بر وجوب دفاع و دفع ضرر تأکید دارند. در فقه، دفاع از سرزمین و سلامت مردم شرط ندارد، بلکه تنها توانایی و قدرت، شرط حفظ امنیت است. وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش مردم در شبهای اخیر اشاره کرد و گفت: بسیج عمومی در این شبها، شاخصی عینی از امنیت مردمی است. نمونه آن، حضور مردم در مقابل تهدیدهای دشمن مانند حمله به زیرساختها، نیروگاهها و پلها است که نشان میدهد مردم ظرفیت ایجاد امنیت خود و کشور را دارند. علوی افزود: اعتماد به نقش مردمی در بسیج عمومی و حضور فعال در پویشهایی مانند "جان فدا" که بیش از سی میلیون نفر در آن ثبتنام کردهاند، نشاندهنده اهمیت و اثرگذاری این مشارکت است. این اقدامات مورد توجه جهانیان قرار گرفته و بازتاب مناسبی در رسانههای خارجی داشته است.وی با استناد به مستندات فقه سیاسی، بر اهمیت روایاتی مانند وجوب دفاع، قاعدهی دفع ضرر و ادله وجوب امر به معروف و نهی از منکر تأکید کرد و گفت: مردم نقش فعال و مسئولانهای در تامین امنیت دارند و این نقش، مبتنی بر احساس مسئولیت مدنی و نظارت همگانی است.علوی اظهار داشت: در دورههایی که دشمنان دست به عملیات روانی و شایعهسازی میزنند، حضور و آگاهیبخشی نخبگان و مردم سبب میشود تا امنیت روانی حفظ شده و فتنهگریهای دشمن نقش بر آب شود. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، افزود: روایتهای تاریخی و سیره پیغمبر اسلام در جنگهای متعددی نشان میدهد که اطلاعرسانی، شفافسازی و هوشیاری عمومی چه نقش مهمی در جهت تثبیت امنیت ملی دارد.
تبیین سیاسی حکومت اسلامی نقش کلیدی در تغییر نگاه مردم از رعیت به شهروند دارد
حجت الاسلام و المسلمین دکتر هادی جلالی، به بررسی ابعاد فقهی و سیاستگذاریِ پدیدهای منحصر به فرد در جامعه اسلامی پرداخت و با اشاره به دیدگاههای مختلف درباره موضوع نقش مردم در تشکیل و اداره حکومت اسلامی، تصریح کرد: نوع تبیین ما از مفهوم حکومت اسلامی تعیین میکند که مردم رعیت باشند یا شهروند.وی افزود: اگر ما مردم را فقط مخاطب حکم تشکیل و اداره حکومت بدانیم، در این صورت تولید مفهوم «شهروند» در جامعه اسلامی اتفاق نمیافتد و مردم صرفاً نقش زمینهساز قدرت و تحقق آن را بر عهده دارند؛ یعنی آنها رعیت محسوب میشوند و قدرت از طریق دیگران حاصل میشود. در این نگاه، حتی حکومت مشروع با حضور مردم شکل میگیرد، اما مردم نقش حقیقی در حکمرانی ندارند و قدرت در دست حاکم یا فقیه است، و مردم صرفاً شرط قدرت را فراهم میکنند.جلالی بیان کرد: دیدگاه دیگر نگاه رهبر شهید انقلاب مردم را فاعل حکمرانی میداند و معتقد است که در جامعه اسلامی، مردم در واقع مسئولیت تشکیل و استمرار حکومت را بر عهده دارند و نقش فاعلی دارند. در این نگاه، ولایت فقیه یک حکم شرعی است و مردم نسبت به آن مسئولیت دارند، یعنی حکومت در قالب یک حکم شارع و در ارتباط مستقیم با مردم است، نه صرفاً بر اساس اطاعت و تابعیت صرف.وی خاطرنشان کرد: این نگاه، رابطه مردم با حکومت را تغییر میدهد و آن را از رابطهای صرفاً دیالکتیکی یا فرمانبرداری، به رابطهای بر اساس عمل به حکم شرعی تبدیل میکند. بنابراین، در این مفهوم، مردم نه فقط حق تعیین سرنوشت بلکه مسئولیت عملی در تحقق حکومت اسلامی و اجرای احکام شرعی دارند. این نگاه، بر مسئولیت اجتماعی و سیاسی مردم تأکید دارد و از مسیر تبیین فقهی، آنان را فاعل مستقیم در حکمرانی میداند.
جلالی ادامه داد: در دیدگاه رهبر شهید انقلاب، مردم نه صرفاً رعیت، بلکه شهروندانی مسئول و آگاه در نظام حکمرانی اسلام هستند. این نگاه، برخلاف تصور رایج، نه تنها بر نقش محدود آنان در تحقق حاکمیت تأکید دارد، بلکه نقش فعال در سازوکاری که منجر به شکلگیری و استمرار حکومت اسلامی میشود، قائل است. مردم در این چارچوب، نه تنها حق تعیین سرنوشت، بلکه در مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی، نقش کلیدی دارند.وی همچنین با طرح این سوال که آیا مردم در شرایط بحران باید صرفاً رعیت باشند یا فاعل حکمرانی، تصریح کرد: تفاوت این نگرشها تأثیرگذار است، و در این راستا مبنای تبیین ما از حکومت اسلامی تعیین میکند که مردم رعیت باشند یا شهروند.این پژوهشگر علوم دینی تأکید کرد: تبیین وظایف، حقوق و نقش مردم در فضای فقهی، سیاستگذاری و تبیین حکومت اسلامی، میتواند مسیر تحقق هر چه بهتر فقه سیاسی امام و رهبر معظم انقلاب را هموار سازد و نقش فعال و مسئول اعضای جامعه برای حفظ و استمرار نظم و امنیت اسلامی را تقویت کند.جلالی با تشریح مبانی مردمسالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد: در این نظام، مردم نه تنها مکلف و مسئول، بلکه شهروندانی فعال و تعیینکننده هستند و این جایگاه، عاملی کلیدی در موفقیتهای کشور، به ویژه در لحظات بحران بوده است
جلالی در تشریح دیدگاه امام خمینی (ره) درباره نقش مردم در نظام اسلامی، اظهار داشت: ایشان مردم را مرجع تشخیص فقیه جامعالشرایط میدانستند و معتقد بودند که تعیین صلاحیتها و معیارهای فقهی بر عهده خود مردم است. وقتی مردم مخاطب حکم و مرجع تصمیمگیری در خصوص تصدی مسئولیتها و انطباق آنها با مسیر اسلام باشند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، نقش اساسی در تعیین مصداق فقیه جامعالشرایط ایفا میکنند.وی افزود: بر این اساس، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری نه به عنوان مصداق "اهل حل و عقد" که انتخابشان صرفاً با نخبگان باشد، بلکه به عنوان نمایندگانی که مردم در انتخابشان نقش دارند، معرفی میشوند. این نگاه، تحول عظیمی در جایگاه مردم ایجاد کرده و آنها را از "رعیت" به "شهروند" تبدیل میکند.این استاد حوزه و دانشگاه تفاوتهای اساسی میان جایگاه رعیت و شهروند را برشمرد و گفت: در حالی که رعیت صرفاً اطاعت میکند و در برابر اتفاقات جامعه مسئولیتی ندارد، شهروند مشارکت فعال دارد، خود را نسبت به مسائل جامعه مسئول میداند، قانون را متعلق به خود دانسته و بر اجرای آن نظارت میکند. شهروند در مواقع بحران منتظر دستور نمیماند، بلکه به عنوان عنصری مسئول وارد میدان میشود.جلالی با استناد به سخنان شهید بهشتی، بیان کرد: هنگامی که مردم صرفاً "موضوع" حکمرانی نباشند، بلکه "کنشگر" سیاست و حکمرانی باشند، جامعهای پویا شکل میگیرد، نه صرفاً حکومتی اداری. در بهترین حالت، اگر مردم را صرفاً موضوع حکمرانی بدانیم، تنها حکومتی تشکیل میدهیم و جامعهای مسئول نخواهیم داشت.
وی ادامه داد: وقتی مردم مخاطب حکم قرار میگیرند، احساس مالکیت نسبت به کشور و منابع آن شکل میگیرد. این احساس مالکیت، همان عاملی است که در مواقع تهدید، زنجیرههای انسانی دفاع از زیرساختها را پدید میآورد. مردم کشور را متعلق به خود میدانند، نه حاکم. این مسئولیتپذیری بالا، منجر به دفاع از اموال و کشورشان میشود.این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: مردمی که در جایگاه شهروند و کنشگر سیاسی قرار دارند، در لحظات بحران دچار فروپاشی نمیشوند، بلکه جامعهای منسجم و مقاوم شکل میگیرد. این همان پدیدهای بود که در جنگ اخیر نیز شاهد بودیم و دشمنان را با اتکا به همین نگاه مردمسالاری دینی که در جمهوری اسلامی شکل گرفته، غافلگیر و شگفتزده کردیم.حجت الاسلام جلالی در پایان تاکید کرد: بنابراین، مسئله صرفاً شرایط احکام اسلامی و صفات حاکم نیست، بلکه نقش مردم در تحقق این حکومت و اینکه آیا آنها شهروند محسوب میشوند یا رعیت، بسیار حیاتی است. پاسخ صحیح به این مسئله، همان عاملی است که در مواقع بحران، شگفتیآفرین و تعیینکننده است.
11:05 - 13 اردیبهشت 1405