دربار؛ دولت در سایه

در ساختار سیاسی دوران پهلوی، دربار تنها یک نهاد تشریفاتی یا نماد سلطنت نبود، بلکه به‌تدریج به کانونی غیررسمی اما تعیین‌کننده در تصمیم‌سازی تبدیل شد. بسیاری از فرآیندهایی که در ظاهر باید از مسیر دولت، مجلس یا نهادهای رسمی می‌گذشت، در عمل در فضای دربار شکل می‌گرفت. این جابه‌جایی مرکز ثقل قدرت، دولت رسمی را تضعیف و سیاست را از شفافیت نهادی دور کرد.دربار، به‌دلیل نزدیکی مستقیم به شخص شاه، دسترسی‌ای داشت که هیچ نهاد دیگری از آن برخوردار نبود. این دسترسی، امکان نفوذ در انتصابات، سیاست‌گذاری‌ها و حتی جهت‌گیری‌های اقتصادی را فراهم می‌کرد. شبکه‌ای از وابستگان، مشاوران، چهره‌های بانفوذ و واسطه‌ها شکل گرفت که بدون پاسخ‌گویی رسمی، در تصمیم‌های کلان اثر می‌گذاشتند. قدرت، نه الزاماً بر پایه مسئولیت، بلکه بر اساس نزدیکی تعریف می‌شد.این وضعیت، دولت را دوپاره کرد؛ یک دولت رسمی که مسئول اجرا و پاسخ‌گویی بود و یک دولت غیررسمی که تصمیم می‌گرفت، بی‌آن‌که هزینه‌ی تصمیم‌ها را بپردازد. نخست‌وزیر و کابینه، اغلب مجری سیاست‌هایی بودند که در جایی بیرون از ساختار رسمی شکل گرفته بود. در چنین شرایطی، مسئولیت‌پذیری مخدوش می‌شد و امکان اصلاح درون‌سیستمی کاهش می‌یافت.دربار همچنین به تضعیف نهادهای مدنی و سیاسی کمک کرد. وقتی مسیر تأثیرگذاری از کانال‌های غیررسمی می‌گذرد، حزب، مجلس و رسانه کارکرد خود را از دست می‌دهند. رقابت سیاسی جای خود را به رقابت برای نزدیکی می‌دهد و سیاست، از عرصه‌ی عمومی به فضای بسته‌ی روابط شخصی منتقل می‌شود. نتیجه، کاهش اعتماد عمومی به سازوکارهای رسمی و افزایش فاصله‌ی جامعه با دولت است.
در سال‌های پایانی حکومت پهلوی، این دولت در سایه بیش از پیش آشکار شد. نارضایتی اجتماعی، متوجه دولت رسمی بود، اما ابزار اصلاح در اختیار همان دولت قرار نداشت. جامعه با نهادی طرف بود که پاسخ‌گو نبود و دولت با مطالباتی مواجه بود که اختیار پاسخ به آن‌ها را نداشت. این شکاف، مدیریت بحران را دشوار و اصلاح را تقریباً ناممکن کرد.تجربه‌ی دربار به‌عنوان دولت در سایه نشان داد که تمرکز قدرت در ساختارهای غیررسمی، شاید در کوتاه‌مدت کارآمد به نظر برسد، اما در بلندمدت مشروعیت را فرسایش می‌دهد. سیاست بدون شفافیت و پاسخ‌گویی، از جامعه جدا می‌شود و اعتماد عمومی، که ستون ثبات سیاسی است، تضعیف می‌گردد.دربار در دوران پهلوی، نه فقط یک نهاد موازی، بلکه نشانه‌ی غلبه‌ی سیاست شخصی بر سیاست نهادی بود. این غلبه، مسیر گفت‌وگو، اصلاح و مشارکت را بست و دولت را در برابر جامعه تنها گذاشت. ناگفته‌ی مهم این تجربه آن است که دولت در سایه، در نهایت، هم دولت را تضعیف می‌کند و هم جامعه را بی‌پناه می‌گذارد. #ناگفته‌های_پهلوی #دربار #دولت_در_سایه #قدرت_غیررسمی #پاسخ‌گویی #بازخوانی_تاریخ
23:00 - 22 بهمن 1404
روایت روز
استان ها
آذربایجان شرقی

1 بازنشر2 واکنش
59٫1k بازدید