کاری که بستن تنگه هرمز با دنیا کرد
بعضی وقتها دنیا را نه رئیسجمهورها اداره میکنند، نه اجلاسهای چندمیلیارددلاری و نه آن آقای کتوشلواری که در شبکههای اقتصادی با قیافه نگران کنار نمودارها میایستد و مدام میگوید «مارکت در شوک است».
گروه نوجوان: وقتی در کلاس درس جغرافی میرسیدیم به تنگه هرمز و معلم روی نقشه جای دقیقش را بهمان نشان میداد میگفت این تنگه هرمز است بچهها و موقعیت ژئوپلیتیکی خاصی دارد که خیلی از استعمارگران در طول تاریخ یا قصد سلطه داشتن به آن را داشتند یا با بیمسئولیتی پادشاهان به تنگه هرمز ما احاطه داشتند؛ باور نمیکردیم. شاید حداقل آنقدر جدی نمیگرفتیم. اما این جنگ و بستهشدن تنگه هرمز توسط دلاوران ایرانی به ما نشان داد که معلم راست میگفت.
گاهی دنیا را یکتکه آب باریک اداره میکندهمان جایی که شاید اگر روی نقشه نگاهش کنی، فکر کنی نهایتاً محل عبور چند قایق ماهیگیری است. یکی دو مرغ دریایی هم آن اطراف در حال انجام امور پروازیاند؛ اما جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی بالا گرفت و عبور نفتکشها مختل شد. دنیا تازه فهمید این خط باریک آبی، بیشتر از یک تنگه است و شاید دکمه خاموش روشن اقتصاد دنیا است.
هنوز چند ساعت از بستهشدن تنگه نگذشته بود که قیمت نفت مثل دانشآموزی که زنگ آخر یادش افتاده امتحان دارد، یکدفعه پرید بالا. بعد هم بورسهای دنیا شروع کردند به ریزش. مجریهای شبکههای اقتصادی هم با حالتی بین سکته خفیف و تحلیل تخصصی، مدام میگفتند: «هرمز... هرمز...»
در ژاپن، بعضی کارخانهها برای صرفهجویی، بستهبندیهای رنگارنگ را کنار گذاشتند. یعنی همان کشوری که برای بستهبندی یک بیسکویت، طوری طراحی میکند که آدم دلش نیاید پلاستیکش را دور بیندازد، حالا رسیده به چاپ ساده و کمهزینه.
در کره جنوبی و تایوان هم کارخانههای تولید تراشه نگران برق و انرژی شدند. همان تراشههایی که الان اگر دو روز تولیدشان بخوابد، نصف مردم دنیا حس میکنند وارد عصر حجر شدهاند؛ چون نه موبایل درست حسابی گیر میآید، نه لپتاپ، نه خودرو.
در اروپا هم اوضاع جالب نیست. قیمت برق بالا رفت، مردم قبضهای انرژی را طوری نگاه میکنند که انگار نتیجه کنکور آمده است. بعضی خطوط هوایی همپروازشان را برای مصرف بهینه کم کردند.
ایران آنطور که بعضیها تصور میکردند از هم نپاشیدایران سالهاست با فشار زندگی میکند. کشوری که ۴۸ سال تحریم بانکی، علمی، صنعتی، دارویی و تجهیزاتی را تجربه کرده، کمکم یاد گرفته چطور وسط محدودیتها زندگیاش را جلو ببرد.یک جا قطعه ندادند، خودش ساخت. جلو حسابها و سیستم بانکی را بستند، راه جایگزین پیدا کرد. دارو تحریم شد، تولید داخلی راه افتاد. فناوری ندادند، جوانهایش رفتند سراغ بومیسازی.همین شد که امروز در بعضی حوزهها، از فناوری نانو و صنایع دفاعی گرفته تا پزشکی هستهای و پهپاد، ایران تبدیل به کشوری شده که دیگران مجبورند دربارهاش حرف بزنند؛ حتی اگر نخواهند.
شاید مهمترین اتفاق این ماجرا همین بود؛ اینکه خیلی از کشورهای مدعی، تازه فهمیدند توسعه فقط یعنی برج شیشهای و اینترنت پرسرعت نیست. گاهی مهمتر از همه این است که اگر دنیا به هم ریخت، کشور بتواند سرپا بماند.همان کشورهایی که سالها مردم ایران را مجبور کرده بودند برای خرید سادهترین چیزها قیمت دلار چک کنند، حالا خودشان هر پنج دقیقه قیمت نفت نگاه میکنند.
یکعمر طوری تحریم کردند که مردم ایران قبل از خرید ماست و رب گوجه هم نرخ ارز را بررسی کنند، اما حالا که بحران هرمز باعث شده مردم دنیا با اضطراب قیمت انرژی را دنبال کنند، ناگهان همه فاز روشنفکری و حقوق بشر گرفتهاند؛ انگارنهانگار که سالها سلامت، رفاه و زندگی عادی مردم ایران را با تحریمهای بانکی، دارویی و اقتصادی گروگان گرفته بودند.
و تنگه هرمز به جهان یادآوری کرد که بعضی نقطهها روی نقشه کوچکاند، اما میتوانند کاری کنند که آدمی در آن طرف دنیا، موقع خرید چیپس هم نگران قیمت نفت باشد.
16:21 - 26 اردیبهشت 1405