هذیانگویی دشمن بعد از ۷۰ روز مقاومت
آیا پیروزی یعنی یک ژنرال بیاید نقشهها را روی میز بکوبد و با چاشنی انفجار و موسیقی حماسی، بگوید کار دشمن تمام شد؟
گروه نوجوان: تابهحال شده از خودت بپرسی چرا بعد از هر اتفاق بزرگ، مهمترین چیزی که میماند عدد و رقم نیست، بلکه «داستانی» است که از آن اتفاق تعریف میشود؟ در روزهایی که هر لحظه بمباران خبری هستیم و هر طرف تلاش میکند روایت خودش را به خوردمان بدهد، فهمیدنِ خودِ مفهوم «پیروزی» برای نوجوانها که وسط این میدان بزرگ هستند، میشود یکجور نقشه راه. برای پیداکردن گنج این نقشه، سراغ دکتر محسنیفرد، جامعهشناسی رفتیم که سالهاست درباره نوجوانها پژوهش میکند.
جنگ واقعی یا جنگ روایتها؟
دکتر محسنیفرد همان ابتدای حرفهایش یک تلنگر اساسی میزند. او میگوید در جهانی زندگی میکنیم که «واقعیت» را آن چیزی میسازد که بیان میشود. از نگاه او، بخش بزرگی از جنگ، اصلاً میدان نظامی نیست؛ بلکه میدان رسانههاست. او توضیح میدهد: «ما چون هیچوقت آغازگر تجاوز نبودیم، همیشه نام این پدیده برایمان «دفاع» بوده و برای همین یک تقدسی دارد. اما جنگ هرچه باشد، یک پدیده شوم است؛ ویرانی، کشتار و هزینه دارد. اگر بخواهیم با عینک ریاضی نگاه کنیم و بگوییم هر طرف کمتر کشته و خرابی داده پیروز است، آن وقت شاید هیچ جنگی پیروز نداشته باشد!» این محقق معتقد است، برنده واقعی کسی است که بتواند چارچوب ذهنی مخاطب را تسخیر کند. چرا؟ چون مخاطب، بهویژه نوجوانها، بر اساس آنچه از قبل در ذهنمان تصمیم گرفتهاند روایتها را باور میکنند.
از نادرشاه تا همین امروز
پس با این حساب، ملاک «پیروزی» برای ما که ته دلمان هنوز با داستانها و حماسهها شور میگیرد چیست؟ دکتر محسنیفرد که خودش اهل جنوب است و تجربه دفاع مقدس هشتساله را در کودکی خودش دارد، یک ملاک عینی و جذاب تاریخی میگذارد وسط: «تمامیت ارضی». او میگوید: «برگردیم به تاریخ. در طول سلسلههای مختلف، بارها مجبور به عقبنشینی شدیم و خاک از دست دادیم. اما فقط در دو مقطع تاریخی است که حتی یک وجب از خاکمان جدا نشده؛ یکی دوره نادرشاه افشار و دیگری جمهوری اسلامی. این در حالی اتفاق افتاده که ما تعارف نداریم و میدانیم طرف مقابل از نظر نظامی و دسترسی به تکنولوژیهای جدید، بسیار پیشرفتهاند و جزو قدرتهای درجه یکدنیاست.»
دشمن ما کوچک نیست
چرا باوجود داغهایی که دیدیم، خسارتهای علمی، نظامی و خانههایی که خراب شده خودمان را پیروز میدان میدانیم؟ «اولین چیزی که لازم است برای تصویر پیروزی بدانیم این هست که نباید دشمنمان را کوچک جلوه بدهیم؛ دشمن ما بسیار دشمن قدرتمندی هست. با پیچیدهترین پیشرفتهترین تجهیزات؛ شاید بیشترین میزان تسهیلات نظامی را در کشورهای دنیا دارد، بودجه نظامی این کشور باید دیده شود و سابقهاش در ورود به کشورهای دیگر. آمد به یک کشور حمله کرد و آن کشور، ایستادگی کرده و حاضر نشده در برابر خواستههای آن کوتاه بیاد؛ مقاومت کرده به بهترین شکل ممکن و بله هزینههایی دادها؛ اما آن رو مجبور به عقبنشینی کرد. تصورش این بود که با نوعی از عراقها و سوریهها و افغانستانها مواجه است.»
«در دنیای امروز، کسی پیروز است که روایت درستتری از توانمندیاش ارائه میدهد.»
تابلوی هذیانگویی دشمن؛ نشانهٔ آشکار پیروزی
«دشمنی که بااینهمه تجهیزات آمد تا حکومت را ظرف مدت کوتاهی عوض کند، امروز گرفتار شده است. صبح میگوید او را از جهان حذف کردم، ظهر میگوید میخواهم با هم از تنگه عبور کنیم، شب عصبانی میشود و ناسزا میگوید. این یعنی دچار یک چالش عظیم ذهنی و راهبردی شده است.»
مقاومتی که معادله را عوض کرد
از کویت، بحرین، امارات و سایر کشورهای همسایه، یک ائتلاف جنگی بزرگ علیه کشور شکل گرفت. او این ایستادگی را نه یک شعار که یک واقعیت ملموس میداند: «دو کشور شرور و قدرتمند با تمام قوا و با استفاده از بستر صدها کشور منطقه میآیند حمله میکنند، اما این ملت از موضع خودش و از تمامیت ارضیاش عقبنشینی نمیکند. شصت و چند روز مقاومت میکند. این یعنی پیروزی. نمیشود پیروزی را فقط در ترازوی میزان آسیب سنجید؛ پیروز یعنی بتوانی دشمن را پشت مرزهایت متوقف کنی و اجازه ورود به او ندهی.»
حواسمان باشد روایت شکستی که دشمن به خوردمان میدهد را بهجای «واقعیتِ مقاومت» قورت ندهیم.
16:38 - 21 اردیبهشت 1405