نوجوانی که برای اولین‌بار به دیدار رهبری رفت

وقتی نوجوانی کمتر کسی تو را جدی می‌گیرد اما جایی در دنیا بود که عالی‌رتبه‌ترین فرد برایشان به‌اندازه یک شخصیت مهم نظامی یا دیپلماسی وقت می‌گذاشت.
فارس-گروه نوجوان: خوب یادم هست زمانی را که دعوت شدم به دیدار دانش‌آموزی. آن روز، معلم پرورشی صدایم زد و گفت ۱۲ آبان، صبح زود در خیابان کشور دوست باش برای دیدار دانش‌آموزی با رهبری اسم تو راهم رد کردیم. قفل شدم. قرار بود به دیدار رهبر مملکت بروم؛ با خودم می‌گفتم آخر مگر من دانش‌آموز چه کاره‌ام که به دیدار با آقا بروم. فکر نکنم در هیچ جای دنیا این‌طور باشد که یک دانش‌آموز که هیچ خط و ربطی به هیچ یک از مسئولین یا مسئولیت‌ها ندارد و صرفاً دانش‌آموزی است که چند باری شاگرداول شده، دعوت کنند به دیدار با عالی‌رتبه‌ترین مقام کشور.
کوتاهش کنم، شب تا صبح پلک روی‌هم نگذاشتم که اگر این اتفاق خواب بود، قبل از دیدار رؤیای خوشم خراب نشود.
صبح خیلی زود در خیابان کشور دوست بودم از در ها گذشتم و رسیدم به حسینیه امام خمینی (ره) که حالا انفجار روز شنبه آنجا را متفاوت کرده است و من در تابلویی قدم می‌زدم که هر دیدار از قاب تلویزیون تماشایش می‌کردم. آن‌قدر گردن کشیدم و حواسم جمع روبه‌رو بود که یک‌لحظه راهم از حضور آقا از دست ندهم، اصلاً در یادم نیست که اطرافم چه می‌گذشت، بعد از چنددقیقه‌ای انتظار انگار احساسات متفاوتی به یکباره به قلبم هجوم آورد. او آمد. سید علی از در وارد شد با لبخند شیرین همیشگی‌اش، ایستاد و دستش را بالا برد تا جمعیت آرام شود و نشست. منتظر بودم هر لحظه از خواب بپرم. هم زمان که می‌خندیدم اشک‌هایم بند نمی‌آمد.
آن روز این بخش از صحبت آقا تأثیر عمیقی بر دلم گذاشت که تا این روزها در دلم رد اثرش باقی‌مانده: «من تردیدی ندارم در اینکه شما جوان‌های عزیز روزهایی را خواهید دید که بسیاری از این آرمان‌های بلندی که جمهوری اسلامی ترسیم کرده است، در کشور شما و در زندگی شما تحقّق پیدا کرده است؛ شک ندارم که آینده این‌جور است و شما خواهید توانست ان‌شاءالله کشورتان را بسازید و خواهید توانست که الهام‌بخش ملت‌های دیگر بشوید و خواهید توانست به توفیق الهی این غول‌های وحشی که ملت‌ها را می‌ترسانند از پا بیندازید و ملت‌ها را ان‌شاءالله از زیر سایهٔ رعب و وحشت اینها آزاد کنید؛ این را شما جوان‌ها قطعاً به توفیق الهی خواهید دید، به‌شرط اینکه این راه را ادامه بدهید، به‌شرط اینکه باایمان و با امید حرکت بکنید و بصیرت را، بصیرت را از دست ندهید.»(۱)
و من نوجوان از آن روز حس شخصیت داشتن حس مؤثربودن داشتم، حرف‌های رهبر باعث شده بود بفهمم که اگر بخواهم در مسیر کشور تأثیر گذارم. همان‌طور که وزرا، علما، استادان، نمایندگان و... با رهبر دیدار و راجع به مسائل مهم صحبت می‌کردند. آن روز ماهم آنجا بودیم.
این روزها دلم می‌خواهد بر عکس آن شب بخوابم و خواب ببینم. خواب روز دیدار را ببینم و همان جا با قاب تکرارنشدنی دوست‌داشتنی ام بمانم.
14:54 - 11 اسفند 1404
نوجوان
فارس نوجوان



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌رضا حسینی‌
@reza_hosseini11 اسفند 1404
در پاسخ به
یکی از مهمترین کارهایی که امروز پس از شهادت امام عزیزمان برعهده آنانی است که توانایی دارند، استخراج فعل و کلام ایشان در عرصه تربیت نسل آتی یا همان نسل زد هست. به صورت اجمالی عرض کنم که ازجمله نکاتی که ایشان در تعامل با نسل آتی ایران عزیز بسیار رعایت می‌کردند و هم عامل بودند و هم به دیگران توصیه می‌ک…نمایش بیشتر