روایت یک قاب از خانه‌ای ویران در دولت‌آباد اصفهان

خاطره شیرینی نخودچی و دلتنگی برای ننه همدم از هدا سادات حامیتصویری از باقی‌مانده یک خانه آسیب‌دیده در دولت‌آباد اصفهان، بهانه‌ای شد برای بازخوانی روایتی تلخ و انسانی از خاطرات کودکی هدا سادات حامی و شیرینی‌های عید و مادربزرگی که سال‌ها با دیابت از خوردن همان شیرینی‌هایی که برای مهمان‌ها می‌پخت، پرهیز می‌کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر باشگاه خبرنگاران توانا، هدا سادات حامی هم‌زمان با انتشار تصویری از خسارات ناشی از حمله رژیم تروریستی آمریکایی ـ صهیونیستی به دولت‌آباد اصفهان، روایتی احساسی از یک خاطره خانوادگی نوشت. متن وی به شرح زیر است:ننه همدم هر سال عید شیرینی نخودچی درست میکرد. وقتی می‌رفتیم خانه‌اش همین یک مدل شیرینی را چیده بود توی دیس بزرگ سفیدی که لبه‌اش طلایی بود. من و خواهرم به خوردن یکی قانع نمی‌شدیم. یکی را جلوی بقیه می‌خوردیم و باقی را توی دست مشت میکردیم و بعد یواشکی شیرینی‌های پودر شده را توی دهان جا‌ساز میکردیم. ننه همدم خودش دیابت داشت و نباید از شیرینی‌ها می‌خورد. شیرینی ها زیاد بود و من همیشه دلم میماند پیش آن‌هایی که زیاد آمده و جلوی چشم‌های ننه چشمک میزد. خدا خدا میکردم عید که تمام میشود مهمان‌ها همه‌ی آن را خورده باشند تا قند خون ننه همدم بالا نرود...وقتی او از دنیا رفت مادرم برایش شیرینی نخودچی خیرات کرد. مردم فاتحه و شیرینی کامشان را به روحش هدیه می‌فرستادند...
03:15 - 11 فروردین 1405
زندگی
باشگاه توانا
اصفهان