پیام یک عکس گرفته‌نشده

یکی از حاشیه‌های مهم مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، عدم حضور هیئت ایرانی در مراسم دست دادن و عکس یادگاری مشترک با هیئت آمریکایی بود. در حالی که چنین تصاویر و مراسمی معمولاً بخشی از تشریفات رایج مذاکرات بین‌المللی محسوب می‌شوند، هیئت ایرانی ترجیح داد از حضور در این قاب رسانه‌ای خودداری کند. همین موضوع به سرعت به یکی از محورهای تحلیل رسانه‌های جهانی تبدیل شد.
در عصر رسانه‌ها، تصویر گاهی از متن توافق مهم‌تر است. یک عکس مشترک می‌تواند به نماد تغییر روابط، عادی‌سازی مناسبات یا آغاز یک فصل جدید سیاسی تبدیل شود. به همین دلیل، عدم حضور در چنین تصویری نیز خود یک پیام سیاسی و رسانه‌ای محسوب می‌شود. این اقدام نشان داد که از نگاه هیئت ایرانی، مذاکره به معنای پایان اختلافات، اعتماد متقابل یا عادی شدن روابط نیست و باید میان گفت‌وگو و همگرایی سیاسی تفاوت قائل شد.
هیئت ایرانی در روند مذاکرات حضور داشت و گفت‌وگوها را دنبال کرد، اما در بخش نمادین و رسانه‌ای مراسم که شامل دست دادن و عکس مشترک بود شرکت نکرد. این رفتار نشان می‌دهد که ایران خواسته است میان ضرورت مذاکره برای تأمین منافع ملی و نمایش رسانه‌ای نزدیکی سیاسی فاصله ایجاد کند. در واقع، پیام اصلی این بود که مذاکره یک ابزار سیاسی است، نه نشانه دوستی یا اعتماد.
در تاریخ روابط ایران و آمریکا، همواره مسئله نمادها و تصاویر سیاسی اهمیت ویژه‌ای داشته است. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هرگونه دیدار، دست دادن یا تصویر مشترک میان مقام‌های دو کشور به موضوعی مهم در فضای رسانه‌ای تبدیل شده است. تجربه‌های گذشته نیز نشان داده است که رسانه‌های غربی معمولاً از چنین تصاویر نمادینی برای القای تغییر در روابط یا آغاز روند عادی‌سازی استفاده می‌کنند. به همین دلیل، حساسیت نسبت به این موضوع سابقه‌ای طولانی در روابط دو کشور دارد.
بسیاری از کارشناسان ارتباطات سیاسی معتقدند که این اقدام را باید در چارچوب دیپلماسی نمادین تحلیل کرد. از نگاه آنان، هیئت ایرانی تلاش کرده است ضمن حفظ مسیر گفت‌وگو، اجازه ندهد یک تصویر رسانه‌ای، پیام سیاسی متفاوتی را به افکار عمومی منتقل کند. در این تحلیل، عدم حضور در عکس مشترک به معنای تأکید بر استقلال موضع سیاسی ایران و جلوگیری از سوءبرداشت‌های رسانه‌ای است.
واقعیت این است که بخش مهمی از بازتاب مذاکرات اخیر در رسانه‌های جهان نه به متن مذاکرات، بلکه به تصاویر، حاشیه‌ها و رفتارهای نمادین طرفین اختصاص داشت. تجربه مذاکرات مهم بین‌المللی در دهه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که بسیاری از تصاویر سیاسی سال‌ها در حافظه رسانه‌ای جهان باقی می‌مانند و حتی بیش از متن توافق‌ها مورد استناد قرار می‌گیرند. از همین رو، حذف یک تصویر مشترک نیز خود به یک خبر مهم تبدیل شد و در رسانه‌های مختلف جهان بازتاب گسترده یافت.
این اتفاق را باید در چارچوبی بزرگ‌تر تحلیل کرد. هیئت ایرانی تنها نماینده یک دولت یا یک دوره سیاسی نیست، بلکه نماینده ملتی با سابقه تمدنی چند هزار ساله است. تمدنی که همواره بر استقلال، عزت و حفظ هویت تاریخی خود تأکید داشته است. در چنین شرایطی، بسیاری از رفتارهای نمادین صرفاً به مذاکرات روز محدود نمی‌شوند، بلکه به حافظه تاریخی و شأن تمدنی ملت ایران نیز مرتبط هستند. از این منظر، صیانت از تصویر و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی بخشی از مسئولیت هیئت مذاکره‌کننده محسوب می‌شود.
متخصصان حوزه جنگ روایت‌ها و ارتباطات راهبردی معتقدند که تصاویر سیاسی بخشی از میدان نبرد روایت‌ها هستند. از نگاه آنان، در شرایطی که بخش مهمی از افکار عمومی ایران، طرف آمریکایی را مسئول یا حامی اقداماتی می‌داند که به شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان و جمعی از شخصیت‌های ایرانی منجر شده است، حضور در یک قاب دوستانه و نمادین می‌توانست پیام متناقضی به جامعه منتقل کند. بر این اساس، عدم حضور در عکس مشترک تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری روایتی بود که با احساسات، حافظه جمعی و مطالبات بخشی از افکار عمومی ایران در تعارض قرار می‌گرفت.
مهم‌ترین اقدام در شرایط کنونی، روایت‌سازی دقیق و هوشمندانه از این رفتار است. رسانه‌های ایرانی باید توضیح دهند که مذاکره برای تأمین منافع ملی با عادی‌سازی روابط تفاوت دارد. همچنین باید بر این نکته تأکید شود که حفظ عزت ملی، صیانت از جایگاه تمدنی ایران و پاسداشت یاد شهدا و قربانیان عزیز ما در جنگ تحمیلی سوم، منافاتی با استفاده از ابزار دیپلماسی برای تأمین منافع کشور ندارد. در واقع، هنر دیپلماسی آن است که همزمان بتوان منافع ملی را پیگیری کرد، از هویت تاریخی و تمدنی کشور صیانت نمود و اجازه نداد روایت‌های رقیب معنای دیگری از رفتار ایران به افکار عمومی القا کنند.
01:12 - 2 تیر 1405

2 بازنشر4 واکنش
59٫2k بازدید