شکاف خطرناک روایت میان سنتکام و واقعیتفرماندهی مرکزی آمریکا "سنتکام"اعلام کرده است که نیروهایش چند قایق تندرو ایرانی را هدف قرار داده و منهدم کرده‌اند؛ عملیاتی که به گفته آن‌ها با هلیکوپترهای آپاچی و سی‌هاوک انجام شده و این قایق‌ها در حال تهدید یا ایجاد مزاحمت برای کشتی‌های تجاری بوده‌اند.در مقابل، روایت ایران این ادعا را رد کرده و تأکید دارد که قایق‌ها نظامی نبوده‌اند؛ حتی در برخی گزارش‌ها آمده است که اهداف مورد اصابت، قایق‌های غیرنظامی یا حامل مسافر و کالا بوده‌اند. در روایتی دیگر نیز ادعا شده که آمریکا به دو قایق مسافری حمله کرده و چند غیرنظامی جان خود را از دست داده‌اند.اما واقعیت ماجرا چه بوده است؟باد عصرگاهی تنگه هرمز، سطح آب را آرام و بی‌قرار در عین آرامش تکان می‌داد. چند قایق موتوری کوچک، بی‌صدا در مسیر بازگشت به ساحل پیش می‌رفتند؛ قایق‌هایی از جنس زندگی روزمره جنوب: بار ساده، مسیر آشنا، و آدم‌هایی که دریا را نه میدان جنگ، که امتداد خانه خود می‌دانند. حوالی ساعت ۱۶، در فاصله حدود ۲۳ مایلی بندر سیریک، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید؛ نه نشانی از درگیری، نه ردّی از تهدیدی که بعدها در روایت‌های متناقض جهانی بازسازی شود.در همان زمان، آن‌سوتر از افق، ناوهای آمریکایی در یکی از پرتنش‌ترین نقاط جهان در حال اجرای عملیاتی بودند که در روایت رسمی، تأمین امنیت کشتیرانی نام گرفته بود؛ عملیاتی که هدف آن مقابله با قایق‌های تهدیدکننده عنوان شد. رسانه‌های غربی نیز ساعاتی بعد از انهدام چند قایق تندرو خبر دادند و آن را در چارچوب یک اقدام دفاعی بازنشر کردند.
اما در همان لحظه‌ای که این روایت در حال تثبیت بود، در دل آب‌های جنوب ایران، رخدادی دیگر در جریان بود؛ رخدادی که فاصله‌ای جدی با ادبیات رسمی داشت. یک فروند پهپاد که از ناو آمریکایی به پرواز درآمده بود، مسیر خود را تغییر داد و به‌سمت یکی از همین قایق‌های کوچک رفت؛ قایقی باری که نه در آرایش نظامی قرار داشت و نه در موقعیت درگیری یا مزاحمت برای کشتی‌های تجاری، بلکه حامل بار ساده‌ای از آب‌میوه بود. در اثر برخورد، ناگهانی و بی‌هشدار یک فروند پهپاد قایق در همان لحظات ابتدایی آسیب دید و در آب فرو رفت. در روایت ها آمده است، ناخدا، غلام هرمزی، همراه با قایق ناپدید شد؛ دریا او را در خود بلعید، بی‌آنکه فرصتی برای واکنش باقی بگذارد. در قایق‌های اطراف، شوک و بهت جای هر تصمیمی را گرفت و تنها چند ثانیه کافی بود تا یک مسیر عادی، به صحنه‌ای از اضطراب و عملیات نجات تبدیل شود.در جهانی که ارتش ایالات متحده آمریکا خود را نماد دقت، فناوری و جنگ هوشمند معرفی می‌کند، هر شلیک تنها یک اقدام نظامی نیست؛ یک پیام است. پیامی که نه فقط به هدف، بلکه به افکار عمومی جهان مخابره می‌شود. از همین رو، وقتی فرماندهی مرکزی آمریکا از انهدام قایق‌های تهدیدکننده سخن می‌گوید، انتظار طبیعی این است که میان روایت و واقعیت میدانی، تناقضی شکل نگیرد. اما اگر این قاب‌بندی ترک بردارد، ماجرا از سطح یک عملیات نظامی فراتر می‌رود و به یک بحران ادراکی تبدیل می‌شود.
مسئله دیگر صرفاً این نیست که چه هدفی مورد اصابت قرار گرفته است؛ مسئله این است که جهان چه چیزی را باور می‌کند. در یک سوی روایت، واژه‌های آشنای امنیت کشتیرانی و دفاع پیشگیرانه قرار دارد؛ واژه‌هایی که سال‌هاست در ادبیات نظامی برای مشروعیت‌بخشی به عملیات به‌کار می‌روند. در سوی دیگر اما، روایتی شکل می‌گیرد از قایق‌های غیرنظامی، بارهای ساده و انسان‌هایی که نه در میدان نبرد، بلکه در جریان عادی زندگی خود بوده‌اند.اگر حتی بخشی از این روایت دوم جدی تلقی شود، آنچه فرو می‌ریزد صرفاً یک قایق نیست؛ بلکه بخشی از تصویری است که از دقت، کنترل و مشروعیت این قدرت ساخته شده است. در عصر پهپادها، ماهواره‌ها و نظارت لحظه‌ای، خطا دیگر در حد یک اشتباه عملیاتی باقی نمی‌ماند؛ به‌سرعت به یک پرسش اخلاقی و سیاسی تبدیل می‌شود: خطا بوده است یا بی‌اعتنایی؟از این نقطه به بعد، مسئله از سطح میدان نبرد عبور می‌کند و وارد منطق روایت می‌شود. قدرت‌های بزرگ معمولاً نه از ضعف، بلکه از تناقض آسیب می‌بینند. وقتی فاصله میان آنچه گفته می‌شود و آنچه رخ می‌دهد افزایش پیدا کند، دیگر نیازی به اغراق یا پروپاگاندا نیست؛ خود واقعیت، روایت‌ساز می‌شود.در چنین شرایطی، یک قایق کوچک می‌تواند از یک شیء فیزیکی فراتر برود و به یک نماد تبدیل شود؛ نماد شکاف میان قدرت و ادعا، میان عملیات و روایت، و میان امنیت و ادراک.
این‌جا میدان جنگ دیگر فقط آب‌های یک تنگه نیست؛ ذهن‌هاست. و در این میدان، هر تصویر، هر واژه و هر قاب‌بندی تعیین می‌کند که کدام روایت در حافظه جمعی جهان ماندگار خواهد شد. ممکن است در گزارش‌های رسمی از "انهدام هدف" سخن گفته شود، اما در ذهن مخاطب جهانی، پرسش ساده‌تری باقی می‌ماند: واقعاً چه چیزی هدف قرار گرفت؟پاسخ به این پرسش، بیش از هر سلاح و عملیات نظامی، سرنوشت‌ساز است. چون در جنگ‌های امروز، آنچه باقی می‌ماند نه صرفاً نتیجه در میدان، بلکه روایت آن است و گاهی یک روایت کافی است تا یک عملیات موفق، در حافظه عمومی جهان به یک شکست ماندگار تبدیل شود.
23:52 - 15 اردیبهشت 1405

50٫2k بازدید