ترامپ، تجمعات مردمی و هوش مصنوعی
رئیسجمهور متوهم آمریکا گفته است" آنها در ویدیویی حدود ۲۵۰ هزار نفر را در یک میدان نشان دادند که چقدر آیتالله خامنهای را دوست دارند. اما آن کاملاً ساخته هوش مصنوعی بود. این اتفاق هرگز نیفتاده است.ویدیو را طوری ساختهاند که بگویند حمایت عمومی دارند، اما ندارند. همه تجمعات سه روز یا چهار روز قبل، فیک و ساخته هوش مصنوعی بود".این اظهارات، تنها یک نظر سیاسی ساده نبود؛ بلکه الگویی از رفتارهای روانی بود که با معیارهای اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) کاملاً همخوانی دارد.اختلال شخصیت خودشیفته یکی از جدیترین اختلالات روانشناختی است که با ویژگیهای زیر شناخته میشود: نیاز مفرط به تحسین، احساس برتری، عدم همدلی، و ناتوانی در پذیرش انتقاد.خودشیفتهها در پذیرش واقعیتهایی که با باورهای درونیشان در تضاد است، ناتوان هستند.وقتی ویدیویی از حضور گسترده مردم در یک میدان وجود دارد، انکار آن به سادگی به "هوش مصنوعی" بودن، نشاندهنده انکار واقعیت است. یک فرد عادی و منطقی، چنین ادعایی را بدون مدرک علمی ارائه نمیکند. این رفتار نشان میدهد که ترامپ ترجیح میدهد حقیقت را تحریف کند تا روایت شخصیاش حفظ شود.فرد خودشیفته معتقد است از همه برتر است و تنها کسی است که حقیقت را میداند.با ادعای اینکه "من میدانم این ویدیو ساختگی است"، ترامپ خود را تنها کسی معرفی میکند که حقیقت را کشف کرده است. این رفتار نوعی خودبزرگبینی است که نشان میدهد او از توانایی مردم برای درک واقعی وقایع فراتر است.خودشیفتهها به احساسات و واقعیتهای دیگران اهمیت نمیدهند.ترامپ با انکار تجمعات واقعی، احساسات مردم ایرانی که در آنها شرکت کردند را نادیده میگیرد.
او حتی به اعتماد مردم آمریکایی نسبت به رسانهها و حقایق جهانی هم لطمه زده است.خودشیفتهها اغلب سعی میکنند ادراک دیگران از واقعیت را تغییر دهند.با استفاده از اصطلاحات فنی مانند "هوش مصنوعی" و "ویدیوی فیک"، او سعی میکند حتی واقعیتهای آشکار را هم در ذهن مردم گنگ کند. این تکنیک باعث میشود مردم نسبت به آنچه میبینند و میشنوند، دچار شک شوند.ترامپ با رفتار خودشیفتگی که دارد ادعا دارد که هرگز اشتباه نمیکند و هیچ مسئولیتی را نمیپذیرد.وقتی تحولاتی در جهان خارج از کنترل او رخ میدهد، به جای پذیرش، سعی میکند آن را "ساختگی" معرفی کند. این رفتار نشان میدهد او نمیتواند در برابر تحولات جهانی، پاسخگویی داشته باشد.وقتی رئیس جمهور یک کشور با انکار حقایق، به جای گفتگو و واقعیتسنجی، به سمت دروغ و تخیل میرود، اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک کاهش مییابد.ادعاهای بیپایه درباره هوش مصنوعی و تجمعات ساختگی، اعتبار آمریکا را در عرصه بینالملل به شدت خدشهدار میکند. جهان، این کشور را به عنوان کشوری که از حقیقت فاصله گرفته، میبیند.زندگی در جامعهای که رئیس جمهور آن حقیقت را به بازیچه تبلیغات تبدیل میکند، فشار روانی بر شهروندان ایجاد میکند.سخن پایانیمردم آمریکا، سزاوار چنین رئیس جمهوری نیستند بلکه محتاج فردی هستند که کشورشان را نجات دهد، نه به خطر بیندازد. وضعیت ترامپ و اختلال شخصیت خودشیفته او، تهدیدی برای دموکراسی و ثبات جامعه آمریکایی است.
00:19 - 26 اسفند 1404