پناه درون در طوفان بیرون
جنگ فقط شهرها را هدف نمیگیرد؛ روان انسان نخستین میدان آسیب است. در این میان، کودکان با ذهن در حال شکلگیری و کهنسالان با سرمایهای از خاطرات، وابستگیها و آسیبپذیریهای جسمی–روانی، بیش از دیگر گروهها در معرض فشارهای جنگی قرار دارند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از ایلام، در روانشناسی بحران، جنگ یکی از شدیدترین استرسورهای مزمن محسوب میشود؛ استرسی که نه کوتاهمدت است و نه قابل پیشبینی. صدای انفجار، اخبار نگرانکننده، ناامنی، جابهجایی و فقدان، همگی میتوانند تعادل روانی جامعه را برهم بزنند. اما شدت اثر این بحران در همه یکسان نیست. کودکان اغلب فاقد ابزار شناختی برای درک رخدادها هستند و سالمندان به دلیل کاهش تابآوری زیستی، خاطرات جنگهای پیشین و احساس ناتوانی، آسیبپذیری بیشتری دارند. فتحالله محمدیان روانشناس ایلامی به فارس گفت: برای کودک، جنگ یعنی فروپاشی حس امنیت. کودک دنیا را از طریق والدین میشناسد؛ اگر والد مضطرب باشد، دنیا ترسناک میشود. اصل اول: بازسازی حس امنیت. کودک باید بداند که بزرگترها مراقب هستند.این پیام باید با لحن آرام، تماس فیزیکی امن (بغل، دست گرفتن) و روالهای ثابت روزانه منتقل شود.اصل دوم: گفتوگوی صادقانه اما ساده. پنهانکاری کامل، تخیل کودک را فعال میکند و ترس را تشدید میکند. توضیح باید کوتاه، بدون جزئیات خشن و متناسب با سن باشد.اثر روانی مثبت: کودکانی که احساس میکنند شنیده میشوند، کمتر دچار کابوس، شبادراری و اضطراب جدایی میشوند.نقش بازی و نقاشی: بازی، زبان کودک برای تخلیه ترس است. نقاشی و بازی نمایشی، به کودک کمک میکند اضطراب را «بیرونریزی» کند، نه اینکه درونریزی شود.درخشنده متخصص روانشناسی سالمندی به خبرنگار ما گفت: بزرگترین آسیب روانی سالمندان در جنگ، احساس بیفایدگی و طردشدگی است.
الزام اول: حفظ نقش اجتماعی. سالمند نباید صرفاً مراقبتشونده باشد؛ باید احساس کند هنوز مفید است، حتی در نقشهای کوچک مثل قصهگویی برای نوهها، دعا، یا مشارکت در تصمیمهای خانوادگی.الزام دوم: احترام به خاطرات. بسیاری از سالمندان خاطرات جنگهای پیشین را دارند. شنیدن این خاطرات (بدون قضاوت)، به آنها حس معنا و پیوستگی میدهد.اثر مهم: کاهش افسردگی و زوال شناختی. مشارکت فعال، روند افسردگی و تشدید فراموشی را کند میکند.ثبات روزمره: برنامه منظم خواب، غذا و عبادت، لنگر روانی سالمند در دریای بیثباتی جنگ است.امیر عبدالحسینی روانشناس نیز به فارس گفت: انسان وقتی بداند چرا رنج میکشد تابآوریاش افزایش مییابد. این معنا برای کودک، امنیت خانواده است و برای سالمند، حفاظت از نسل آینده.محدودسازی اخبار منفی: بمباران خبری، بهویژه برای کودکان و سالمندان، مخرب است. اخبار باید پالایششده و زمانمند باشد.حمایت اجتماعی: هیچ مداخلهای به اندازه تنها نبودن مؤثر نیست. شبکه خانواده، محله و مراکز اجتماعی نقش حیاتی دارند.نتیجه: جوامعی که حمایت روانی سنمحور دارند، با شیوع بسیار کمتری از PTSD، افسردگی و اضطراب مزمن مواجه میشوند.راهکارهای روانشناختی سنمحورالف) راهکارها برای کودکان 1. ایجاد روال ثابت روزانه (خواب، غذا، بازی) برای کاهش پیشبینیناپذیری. 2. بیان احساسات از طریق بازی و هنر بهجای بازجویی کلامی. 3. الگوی آرام والدین؛ کودک اضطراب را یاد میگیرد. 4. اطمینانبخشی مکرر بدون اغراق (نه وعدههای غیرواقعی). اثر: کاهش ترس، جلوگیری از اختلالات اضطرابی و حفظ رشد عاطفی سالم.
ب) راهکارها برای سالمندان 1. حفظ شأن و استقلال نسبی در تصمیمگیریهای روزمره. 2. مشارکت در امور خانوادگی و اجتماعی حتی در سطح نمادین. 3. گفتوگو درباره خاطرات و تجربیات گذشته بهعنوان منبع معنا. 4. توجه ویژه به تنهایی و سوگ (دو عامل تشدیدکننده افسردگی). اثر: افزایش امید، کاهش افسردگی و تقویت احساس تعلق.مراقبت از روان، بخشی از دفاع ملیدر شرایط جنگی، حفاظت از سلامت روان کودکان و سالمندان، یک اقدام انسانی صرف نیست؛ یک ضرورت راهبردی اجتماعی است. کودک سالم امروز، بزرگسال متعادل فرداست. سالمند با کرامت، ستون حافظه و هویت جامعه است. اگر جامعه بتواند با مداخلات روانشناختی هوشمند، ساده و سنمحور از این دو گروه محافظت کند، در واقع از آینده و ریشههای خود دفاع کرده است.در جنگ، همه سلاح به دست نمیگیرند؛ بعضی با آرامکردن یک کودک، یا شنیدن حرفهای یک سالمند، از جامعه دفاع میکنند. این نیز جبهه است؛ جبههای خاموش اما تعیینکننده.#جبهه_خاموش#سالمند#کودکان#روان#دفاع#آرامشاخبار دست اول استان ایلام را اینجا بخوانید. 12:20 - 19 اسفند 1404