مرکزی که پیش از تولد، به زندگیها گره میزند
در روزهایی که سایه سنگین تردید و ترس از آینده تصمیمهای دشواری را بر پیشانی خانوادهها مینشاند، مرکز نفس در بابل به پناهگاهی تبدیل شده است که با یک گوش شنوا و حمایتی بهموقع، مسیر رفتن را به بازگشت و تولد تبدیل میکند؛ روایتی از نجات دهها زندگی در لبه پرتگاه.
خبرگزاری فارس_ مازندران| زیر پوست شهر در اتاقی آرام و بیسرصدای مرکزی کوچک جانی دوباره در جریان است؛ جایی که خط میان بود و نبود نوزادانی بیصدا، تنها به یک گوش شنوا و دستانی یاور گره میخورد، اینجا روایت نفسهای در راه است.تلفن که زنگ خورد مادری پشت خط بود که از خانه بیرون مانده بود؛ بارداری سوم، دور از دو فرزندش و روبهرو با شرطی سنگین برای بازگشت؛ باید بارداری را پایان میداد.این روایت را کارشناس مرکز نفس بابل نقل میکند مادر از طریق یکی از استادان مامایی با مرکز ارتباط گرفته بود و پیگیریها با گفتوگو با همسرش ادامه یافت.
وقتی یک تماس، سرنوشت پشت دربسته را عوض کرد
به گفته کارشناس، نگرانی اصلی همسر نه فقط هزینههای زندگی، بلکه ترس از آینده و تردید درباره توان خانواده برای بزرگکردن فرزند دیگری بود. پس از چند گفتوگو، او پذیرفت بارداری ادامه پیدا کند؛ مادر به خانه بازگشت و فرزندشان به دنیا آمد.این پرونده، یکی از روایتهای مرکز تخصصی «نفس» در بابل است؛ روایتی که نشان میدهد پشت یک تصمیم دشوار، گاهی نگرانیهایی پنهان شده که تا شنیده نشوند، راهحلهای دیگر به چشم نمیآیند البته شرایط هیچ دو خانوادهای یکسان نیست و تجربه یک خانواده را نمیتوان به همه تعمیم داد.مرکز خدمات جامع سلامت شهید کشوری با اجرای طرح «نفس»، خانوادههایی را همراهی میکند که در شرایط دشوار درباره ادامه بارداری تردید دارند. برخی خانوادهها خودشان به مرکز مراجعه میکنند و برخی دیگر از سوی ماماها، بهورزان، متخصصان زنان یا آشنایان معرفی میشوند.در نخستین گام کارشناس مرکز تلاش میکند نگرانی مادر و خانواده را بشنود و علت اصلی تردید را بشناسد؛ بیآنکه شرایط را از پیش قضاوت کند.
مرکزی که جان میبخشد
به گفته کارشناس مرکز، علت نگرانی در هر خانواده متفاوت است: ممکن است مشکلات اقتصادی، اختلافهای خانوادگی، دغدغههای روانی یا پزشکی، یا ترس از آینده در میان باشد. از همین رو، مشاوره و پیگیری نیز بر اساس نیازهای همان خانواده انجام میشود. مرکز در این مسیر از الگویی با عنوان «مشاوره حفظ حیات» استفاده میکند و اگر نیاز خانواده فراتر از گفتوگو باشد، برای پیگیری حمایتهای درمانی، معیشتی و اجتماعی هماهنگی میکند.این همراهی به یک فرد یا مرکز محدود نمیشود. بخشهای بهداشتی و درمانی دانشگاه، گروههای مردمی، بسیج جامعه پزشکی، مجموعههای سپاه، کمیته امداد، بهزیستی، خیریهها و مراکز درمانی دولتی و خصوصی، هرکدام میتوانند بخشی از نیاز خانوادهها را پاسخ دهند. بااینحال، میزان و نوع حمایت به شرایط خانواده و امکانات در دسترس بستگی دارد.
بخش عمده حمایتهای معیشتی از سوی خیریهها و سازمانهای مردمنهاد تأمین میشود. پیگیری مرکز نیز میتواند با استفاده از ظرفیت بیمارستانهای دولتی، هزینههای درمان را کاهش دهد؛ هرچند این هزینهها همیشه بهطور کامل رایگان نیست. از سوی دیگر خیریهها خانوادههای نیازمند بسیاری را پوشش میدهند و گاهی اختصاص یک بسته حمایتی به پیگیریهای مکرر نیاز دارد. همین موضوع، فاصله میان نیاز خانواده و کمک در دسترس را به یکی از چالشهای اصلی تبدیل میکند.کارشناس مرکز میگوید شناسایی مادرانی که نیازمند همراهیاند و ایجاد مسیری روشن برای معرفی و پیگیری آنها، از نیازهای مهم طرح است.
راهاندازی سازوکار ارجاع از مراکز درمانی و نهادهای مرتبط، تشکیل بانک اطلاعاتی از ظرفیتهای حمایتی و تعیین مسئول هماهنگی پروندهها، از پیشنهادهایی است که برای منسجمتر شدن این مسیر مطرح شده است. حمایتها نیز میتواند از کمک معیشتی تا تهیه پوشاک و لوازم ضروری کودک را دربر بگیرد.
امیدی که از لابهلای تردیدها جوانه زد
در روایتهای مرکز، گاهی نگرانیای که ابتدا بیان میشود، تمام ماجرا نیست. پرونده مادر سهفرزندی که از خانه بیرون مانده بود، نمونهای از همین وضعیت است: گفتوگوها نشان داد نگرانی اصلی همسر، بیش از آنکه مسائل مالی باشد، هراس از آینده و توانایی خانواده برای پرورش فرزند دیگری است.این تجربه اهمیت شنیدن دقیق نگرانیها را نشان میدهد؛ اما پاسخ به چنین نگرانیهایی فقط با گفتوگو کامل نمیشود و ممکن است به حمایت عملی و پیگیری مستمر هم نیاز داشته باشد.مسئولان مرکز، مشکلات اقتصادی، محدودبودن حمایتهای اجتماعی و برخی نگرشهای فرهنگی را از عواملی میدانند که میتوانند در کنار یکدیگر بر تصمیم خانوادهها اثر بگذارند. گاهی والدین نگراناند که نتوانند شرایط مناسبی برای فرزند فراهم کنند یا او در آینده با دشواریهایی روبهرو شود. بنابراین، حمایت مؤثر باید متناسب با مسئله هر خانواده باشد، نه نسخهای یکسان برای همه.
معنایی تازه به زندگی
این همراهی گاهی پس از تولد نیز ادامه پیدا میکند. کارشناس مرکز از مادری میگوید که در دوران بارداری با آمدن فرزندش مخالف بوده و پس از تولد گفته است کاش زودتر فرصت ارتباط عاطفی با او را پیدا میکرد. این تجربه شخصی یک مادر است و نمیتوان آن را به همه خانوادهها تعمیم داد؛ اما نشان میدهد نگاه افراد به تجربه بارداری و فرزندآوری میتواند در گذر زمان تغییر کند.دکتر محمدعلی جهانی معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی بابل، از جلوگیری از ۴۱ مورد سقط ارادی با مداخله طرح نفس خبر داده است.
مادر دهه هشتادی
خانه پرجنبوجوش مادر دهه هشتادی با ۵ فرزند
رقیه غلامی، مادر جوان دهه هشتادی مازندرانی، با پنج فرزند کوچک که همه نامشان با «فاطمه» آغاز میشود، در خانهای پرجنبوجوش و پر از لبخند زندگی میکند. او میگوید پشت این تصمیم، نذری برای برکت زندگی و اعتقاد به ارزشهای دینی نهفته است.
نمایش گزارش
این مرکز از بهمنماه سال گذشته فعالیت میکند و دستاندرکاران میگویند شمار دقیق موارد تا پایان سال قابل پیشبینی نیست؛ زیرا نتیجه به شناسایی خانوادههای نیازمند همراهی و دسترسی آنها به مشاوره و حمایت مؤثر بستگی دارد.روایت «نفس» در بابل، فقط روایت یک عدد نیست؛ روایت خانوادههایی است که هرکدام با نگرانیهای متفاوتی روبهرو هستند. شنیدن بیقضاوت میتواند آغاز مسیر باشد، اما ادامه آن به حمایت عملی، پیگیری منظم و همکاری هماهنگ نهادهای مسئول نیاز دارد. در پرونده مادری که به خانه بازگشت، نقطه آغاز تغییر، گفتوگو درباره همان نگرانیای بود که در ابتدا دیده نشده بود: ترس از آینده.بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.#محمدعلی_جهانی#معاون_دانشگاه_علومپزشکی#مرکز_نفس#تولد_نوزاد#جمعیت#خبر_خوب#سقط_جنین 15:47 - 3 آبان 1405