آزادی برای خود، برچسب برای دیگران

هر بار که اندیشمندی از زاویه‌ای متفاوت به مسائل ایران می‌نگرد، بخشی از جریان مدعی روشنفکری، به جای آنکه به استدلال او پاسخ دهد، تلاش می‌کند ابتدا او را از دایره مشروعیت خارج کند. این شیوه، بیش از آنکه نشانه اعتماد به مبانی فکری باشد، حکایت از هراس از شنیده شدن صدای دیگر دارد.تناقض از همین‌جا آغاز می‌شود؛ جریانی که سال‌ها آزادی اندیشه، مدارا و گفت‌وگو را مهم‌ترین شعار خود معرفی کرده، در عمل کمترین تحمل را نسبت به اندیشه‌ای دارد که با مبانی لیبرالی و قرائت مطلوبش از سیاست و «امر ملی» همخوان نیست. در چنین فضایی، برچسب جای استدلال را می‌گیرد و شخصیت‌ها پیش از آنکه نقد شوند، محاکمه می‌شوند.
مسئله،الزاما دفاع از دکتر زرشناس و دکتر عبدالکریمی نیست. مسئله، دفاع از این اصل بدیهی است که اندیشه را باید با اندیشه پاسخ داد. اگر هر صدایی که روایت دیگری از ایران، هویت ملی یا نسبت ما با غرب ارائه کند، با عناوینی چون «افراطی»، «بنیادگرا» یا «ضد ملت» از میدان بیرون رانده شود، دیگر از آزادی اندیشه چیزی جز یک شعار سیاسی باقی نمی‌ماند.
جریانی که خود را معیار روشنفکری می‌داند، پیش از آنکه دیگران را به انحصارطلبی متهم کند، باید از خود بپرسد چرا تحمل شنیدن روایت‌های رقیب را ندارد. آزادی اندیشه، زمانی معنا پیدا می‌کند که شامل مخالفان نیز بشود؛ وگرنه آزادی برای خود و برچسب برای دیگران، نام دیگری جز انحصار فکری ندارد.
سید محمد رضا یکتامرام
16:54 - 22 تیر 1405

1 بازنشر2 واکنش
15٫1k بازدید