فریب، تجربه و مذاکره

در تحلیل‌های اخیر، رویکردی مطرح شده است که معتقد است برای اثبات ماهیت فریبکارانه آمریکا به نسل‌های جدید، باید اجازه داد تا فرآیند مذاکره تکرار شود و ملت از طریق تجربه کردن نتایج منفی آن، به بی‌اعتمادی برسد.
در تحلیل مذکور آمده است:«گاهی ناگزیریم به خواسته‌های نسلی که آن دوران را درک نکرده میدان بدهیم تا خودشان به یک تجربه ملموس دست پیدا کنند. این اجازه بارها به نسل‌های پس از نهضت سراسری داده شده و نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد که همواره پس از تجربه مذاکره، درصد بی‌اعتمادی مردم به آمریکا به‌شدت افزایش پیدا می کند؛ در حالی که با ایجاد وقفه‌های زمانی طولانی، مجدداً ضرورت مذاکره یا تنش‌زدایی در نظرسنجی‌ها پررنگ می‌شود.»
این استدلال که «تجربه کردن ضرر، راهی برای اقناع افکار عمومی است»، از منظر عقلانیت سیاسی و واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل، نه تنها یک استراتژی موثر نیست، بلکه یک «خطای راهبردی» و نقض اصول مدیریت بحران است. در سیاست ملی، دولت‌ها وظیفه دارند از وقوع بحران جلوگیری کنند، نه اینکه برای اثبات یک فرضیه، کشور را به آستانه بحران سوق دهند.بی‌آنکه نیازی به آزمودن دوباره باشد، تاریخ گواه آن است که خصومت رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی، امری ذاتی و ساختاری است. از تجربه دوران دکتر مصدق تا تجربه تلخ برجام و مذاکرات خسارت‌بار، همگی نشان‌دهنده خوی هژمونی و ماهیت استکباری رژیم آمریکاست. انتظار از دشمنی که با وعده‌های دروغین، کودتاها و تحریم‌ها شناخته می‌شود، به معنای «آزمودن خطا» نیست، بلکه به معنای «پذیرش شکست پیشاپیش» است.
باید هوشیار بود که رژیم آمریکا در حال حاضر تلاش می‌کند آنچه را که در میدان جنگ از آن ناتوان است، در میز مذاکرات دیپلماتیک به دست آورد.
سید محمد رضا یکتامرام
14:50 - 16 مه 2026

4 بازنشر6 واکنش
48٫3k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌احمد حاجی زاده‌
@ahmad_hajizadeh4 ساعت پیش
در پاسخ به
تشکر از پاسخ کامل و زیبای شما. باید به آقایانی که این توجیهات را می آورند گفت اگر اینطور است که باید اختیار کشور و جامعه و مردم را بدهیم دست افراد کم سن و کم تجربه. بگذاریم هر فرد کم سن و کم تجربه خودش برود تجربه کند و برود تا سرش به سنگ بخورد. کشور هم از هم پاشید و نابود شد اشکالی ندارد.