بازدارندگی ایران معادلات منطقه را تغییر داد
بازدارندگی چندلایه ایران در سالهای اخیر باعث شد معادلات امنیتی خاورمیانه وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که در آن الگوی تقابل بازیگران منطقهای، نحوه پاسخگویی به تهدیدات و چیدمان موازنه قدرت دستخوش تغییرات قابل توجه قرار گرفته است.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، تنش میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر طی بیش از چهار دهه گذشته یکی از پایدارترین و پیچیدهترین منازعات ژئوپلیتیکی در نظام بینالملل بوده است. این تقابل که ریشههای آن به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بازمیگردد، در دهههای گذشته عمدتاً در قالب جنگهای نیابتی، رقابتهای منطقهای، تحریمهای اقتصادی و تقابلهای اطلاعاتی و سایبری دنبال شده است.با این حال، تحولات سالهای اخیر و بروز درگیریهای مستقیمتر میان طرفها، این منازعه را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن عوامل ایدئولوژیک، رقابتهای منطقهای، امنیت انرژی و مسائل راهبردی در هم تنیده شدهاند.در همین زمینه خبرنگار فارس در کرمانشاه با شهرام فتاحی رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه گفتوگویی تفصیلی انجام داده است که در ادامه میخوانید.
فارس: مهمترین ریشههای تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی را در چه حوزهای میتوان جست
فتاحی: یکی از مهمترین ریشههای این منازعه در حوزه ایدئولوژیک قابل تحلیل است. جمهوری اسلامی ایران از ابتدای شکلگیری، هویت سیاسی خود را در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی و حمایت از جنبشهای ضد استعمار و ضد اشغالگری تعریف کرده است.در این چارچوب، مسئله فلسطین به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی ایران تبدیل شد و رژیم صهیونیستی نیز در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی به عنوان نماد اشغال سرزمین فلسطین مورد انتقاد جدی قرار گرفت.در مقابل، هویت امنیتی اسرائیل نیز تا حد زیادی متأثر از تجربههای تاریخی یهودیان در اروپا و رویدادهایی مانند هولوکاست و پراکندگی تاریخی یهودیان شکل گرفته است. در چنین چارچوبی، هرگونه تهدید بالقوه علیه موجودیت این رژیم به عنوان تهدیدی وجودی تعریف میشود.به همین دلیل گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی که مشروعیت اسرائیل را زیر سؤال میبرد، از سوی رهبران این رژیم تهدیدی بنیادین تلقی شده است. این تقابل ایدئولوژیک در طول چهار دهه گذشته به تدریج به رقابتهای امنیتی و نظامی نیز سرایت کرده و به شکلگیری یکی از پیچیدهترین معادلات امنیتی خاورمیانه انجامیده است.
فارس: این تقابل ایدئولوژیک چه تأثیری بر سیاستهای راهبردی طرفین داشته است؟
فتاحی: در چنین فضایی، روایتهای راهبردی متفاوتی شکل گرفته است. در برخی محافل سیاسی غربی و صهیونیستی از دهه ۱۹۹۰ به بعد، موضوعاتی مانند تغییر رفتار، تغییر ساختار سیاسی یا حتی تغییر رژیم در ایران مطرح بوده است.برای نمونه در برخی اسناد راهبردی آن دوره، از جمله گزارش معروف «کلین بریک»، بر ضرورت تضعیف دولتهایی که از گروههای مقاومت فلسطینی حمایت میکنند تأکید شده بود.در سوی مقابل، در گفتمان امنیتی ایران نیز ایالات متحده به عنوان قدرتی هژمونیک تلقی میشود که در پی مهار یا تضعیف جمهوری اسلامی است. در چنین شرایطی توسعه تواناییهای دفاعی و راهبردی، از جمله توان موشکی و فناوریهای پیشرفته دفاعی، در چارچوب افزایش بازدارندگی و تضمین امنیت ملی مورد توجه قرار گرفته است.
فارس: رقابتهای منطقهای چه نقشی در تشدید این تقابل داشتهاند؟
فتاحی: یکی از مهمترین ابعاد این رقابت در دهههای اخیر شکلگیری شبکهای از بازیگران همسو در منطقه بوده است. ایران با حمایت از گروههایی مانند حزبالله لبنان، حماس، جهاد اسلامی و برخی نیروهای مقاومت در عراق و سوریه تلاش کرده است نوعی عمق راهبردی برای خود ایجاد کند؛ رویکردی که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «دکترین دفاع پیرامونی» یاد میکنند.در مقابل، اسرائیل این شبکه را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود میداند و راهبردهای متعددی برای مقابله با آن طراحی کرده است. برخی تحلیلگران اسرائیلی این ساختار را به «دکترین اختاپوس» تشبیه کردهاند؛ به این معنا که ایران را مرکز فرماندهی و گروههای مقاومت را بازوهای عملیاتی آن میدانند.تحولات پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و درگیریهای پس از آن نیز باعث شد رژیم صهیونیستی رویکرد تهاجمیتری در برابر محور مقاومت اتخاذ کند که شامل مجموعهای از عملیاتهای نظامی، اطلاعاتی و ترورهای هدفمند در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بود.
فارس: ائتلافهای منطقهای جدید چه تأثیری بر معادلات امنیتی خاورمیانه داشتهاند؟
فتاحی: یکی از تحولات مهم سالهای اخیر شکلگیری برخی ائتلافهای جدید در منطقه بوده است. گسترش روابط میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی در قالب توافقهایی که به «پیمان ابراهیم» مشهور شد، نوعی همگرایی امنیتی جدید در خاورمیانه ایجاد کرد.این روند تا حدی ساختار امنیتی منطقه را تغییر داد و رقابتهای ژئوپلیتیکی را پیچیدهتر کرد. در برخی موارد نیز پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه به عنوان مراکز پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی مورد استفاده قرار گرفتهاند که خود بر حساسیتهای امنیتی افزوده است.
فارس: از منظر اقتصادی و ژئواکونومیک، این منازعه چه ابعادی دارد؟
فتاحی: خلیج فارس یکی از مهمترین مناطق ژئواکونومیک جهان است. بخش قابل توجهی از ذخایر نفت و گاز جهان در این منطقه قرار دارد و بخش بزرگی از صادرات انرژی جهان نیز از مسیرهای دریایی آن عبور میکند.در این میان، تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود. برآوردها نشان میدهد حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت از این مسیر عبور میکند. به همین دلیل هرگونه تنش نظامی در این منطقه میتواند تأثیرات قابل توجهی بر بازارهای جهانی انرژی داشته باشد.افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و فشار بر اقتصادهای صنعتی از جمله پیامدهای احتمالی چنین تنشهایی است. به همین دلیل امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز همواره یکی از موضوعات مهم در معادلات امنیت بینالمللی بوده است.
فارس: برنامه هستهای ایران چه جایگاهی در این منازعه دارد؟
فتاحی: برنامه هستهای ایران یکی از محورهای مهم اختلاف میان ایران و غرب محسوب میشود. برخی تحلیلگران وضعیت کنونی این برنامه را در چارچوب مفهوم «وضعیت آستانهای» توصیف میکنند؛ مفهومی که به توان بالقوه یک کشور برای دستیابی به سلاح هستهای در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی اشاره دارد.رژیم صهیونیستی این وضعیت را تهدیدی جدی برای امنیت خود میداند و در سالهای گذشته تلاش کرده است از طریق ابزارهایی مانند عملیاتهای اطلاعاتی و سایبری روند پیشرفت این برنامه را محدود کند.در مقابل، ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هستهای آن ماهیتی صلحآمیز دارد و در چارچوب نیازهای علمی و انرژی کشور دنبال میشود.
فارس: در چنین شرایطی ایران چه ابتکاراتی برای مدیریت بحران و افزایش بازدارندگی به کار گرفته است؟
فتاحی: در سالهای اخیر مجموعهای از ابتکارات راهبردی در سیاست دفاعی و امنیتی ایران مشاهده میشود. یکی از این موارد تلاش برای مدیریت بحران در سطح منطقهای و افزایش عمق راهبردی است.از سوی دیگر، یکی از مؤلفههای مهم در این معادله، نقش افکار عمومی و انسجام اجتماعی در داخل کشور است. در بسیاری از موارد، حضور و مشارکت اجتماعی مردم در صحنههای مختلف به عنوان یکی از عناصر مهم قدرت ملی مورد توجه قرار گرفته است.همچنین در سطح نظامی نیز توسعه توان بازدارندگی، استفاده از ظرفیتهای بومی دفاعی و بهرهگیری از شیوههای جنگ نامتقارن از جمله مؤلفههایی بوده که در سالهای اخیر در راهبردهای دفاعی ایران دیده میشود.
فارس: در نهایت آینده این منازعه را چگونه ارزیابی میکنید؟
فتاحی: بررسی ریشههای تنش میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل نشان میدهد که این منازعه حاصل برهمکنش مجموعهای از عوامل ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و راهبردی است. موضوعاتی مانند مسئله فلسطین، رقابت برای نفوذ منطقهای، امنیت انرژی در خلیج فارس و برنامه هستهای ایران همگی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند.در این میان، جایگاه تنگه هرمز در اقتصاد جهانی اهمیت ویژهای به معادلات امنیتی منطقه بخشیده است و هرگونه تنش در این منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد.از منظر تاریخی نیز دفاع از سرزمین و تمامیت ارضی همواره جایگاه مهمی در فرهنگ سیاسی ایران داشته است. تجربههای تاریخی متعدد نشان میدهد که پیوند میان هویت ملی، حافظه تاریخی و مفهوم استقلال نقش مهمی در شکلگیری گفتمانهای مقاومت و حفظ حاکمیت ملی در ایران داشته است.به نظر میرسد تحولات اخیر بیش از آنکه به تغییر سریع موازنه قدرت در منطقه منجر شده باشد، زمینهساز مرحلهای تازه از رقابت راهبردی شده است؛ مرحلهای که در آن بازدارندگی متقابل، تحولات ژئوپلیتیکی و اهمیت امنیت انرژی همچنان از عوامل تعیینکننده در آینده امنیت خاورمیانه خواهند بود.
13:58 - 14 فروردین 1405