مهندس ایرانی که شهرت جهانی دارد

از ساخت رصدخانه مراغه تا تربیت هلاکوخان، از مثلثات تا اخلاق ناصری؛ خواجه نصیرالدین طوسی، نابغه‌ای بود که هم آسمان را می‌شناخت و هم انسان را، و نامش از زمین تا ماه ماندگار شد.
خبرگزاری فارس_تبریز: در پنجم اسفند سال ۵۷۹ هجری خورشیدی، کودکی در شهر توس چشم به جهان گشود؛ کودکی که شاید تقدیر برایش مسیر دیگری نوشته بود. گمان می‌رفت فرزند «شیخ وجیه‌الدین محمد بن حسن» ــ عالم نامدار قم ــ در همان شهر علم‌پرور قم متولد شود، اما یک بیماری ناگهانی در سفر زیارتی پدر و مادرش، سرنوشت را به‌گونه‌ای دیگر رقم زد. توقفی ناخواسته در توس، آغاز راهی شد که تاریخ علم و اندیشه را دگرگون کرد.پدر با تفأل به قرآن، نام او را «محمد» نهاد؛ نامی که بعدها با لقب «نصیرالدین» و عنوان «استادالبشر» در تاریخ ماندگار شد. ما امروز او را با نام خواجه نصیرالدین طوسی می‌شناسیم؛ دانشمندی جامع‌الاطراف که مرزهای فلسفه، فقه، ریاضیات، نجوم، منطق، پزشکی، معماری و حتی شعر را درنوردید.امروز، زادروز او، روز مهندس نام گرفته است؛ روزی برای پاسداشت اندیشه‌ای که علم را با تعهد انسانی پیوند زد.
از توس تا بغداد؛ آغاز یک سفر بی‌پایانمحمد نوجوان، آموزش‌های ابتدایی را نزد پدرش در توس فراگرفت؛ از خواندن و نوشتن و قرائت قرآن گرفته تا زبان عربی و فارسی. سپس دایی‌اش، «نورالدین شیعی»، او را با ریاضیات، منطق و حکمت آشنا کرد. مدتی بعد، «نصیرالدین عبدالله بن حمزه» ــ دایی پدرش ــ با حضور در توس، آموزش‌های او را تکمیل کرد و لباس عالمان دین را بر تنش پوشاند؛ همان‌جا بود که لقب «نصیرالدین» بر او نشست.اما این تنها آغاز راه بود. عطش دانستن، او را از توس به نیشابور، ری، قم، اصفهان و سرانجام به عراق کشاند؛ سفری علمی که پایه‌های نبوغش را استوارتر کرد.میان شمشیر و اندیشه؛ نجات جان‌ها و کتاب‌هابا یورش مغولان به شرق ایران، آرامش از سرزمین علم رخت بربست. خواجه که نگران خانواده‌اش بود، خود را به توس رساند و از آن‌جا راهی قائن شد. اقامت کوتاه او در این شهر، سرآغاز دوره‌ای دشوار بود؛ دوره‌ای که با دعوت حاکم اسماعیلیه قهستان، به قلعه‌های آنان کشیده شد.اختلاف فکری و مشاهده ظلم‌ها، خواجه را واداشت تا از خلیفه عباسی یاری بخواهد؛ نامه‌ای که لو رفت و به بهای ۲۶ سال زندان در قلعه‌های الموت تمام شد. سال‌هایی سرشار از رنج و انزوا، اما نه خالی از علم؛ چراکه خواجه حتی در بند، قلم را زمین نگذاشت و رساله‌های علمی نوشت.با حمله هلاکوخان به قهستان و سپس الموت، ورق برگشت. خواجه با تدبیر و گفت‌وگو، حاکم قلعه را به تسلیم واداشت؛ تصمیمی که جان هزاران انسان را نجات داد و کتابخانه عظیم الموت را از سوختن رهانید.
اگر دقیق‌تر بنگریم، خواجه نصیرالدین طوسی نه فقط فیلسوف و متکلم بود، نه فقط فقیه یا منجم؛ او هم‌زمان مهندس و معمار، ریاضی‌دان و پزشک، عارف و شاعر و استاد اخلاق بود.در تاریخ مهندسی ایران، جایگاه او یگانه است؛ تا آن‌جا که از او به‌عنوان بنیان‌گذار علم مهندسی یاد می‌کنند. در ریاضیات، با مستقل‌کردن «مثلثات» از هندسه، سنگ‌بنای دانشی نو را نهاد؛ دانشی که کتاب‌هایش تا قرن‌ها بعد در دانشگاه‌های اروپا و آسیا تدریس می‌شد. در هندسه، کارهایی انجام داد که هنوز هم نبوغ‌آمیز خوانده می‌شود و در نجوم، تنها یکی از خدماتش ساخت رصدخانه مراغه بود؛ آن هم نه صرفاً یک بنا، بلکه مجموعه‌ای از ابزارهای دقیق رصدی و محاسبات نجومی پیشرو که علم ستاره‌شناسی را چند گام به جلو برد.در اخلاق، با نگارش کتاب ماندگار «اخلاق ناصری»، نمونه‌ای کم‌نظیر از حکمت عملی اسلامی را عرضه کرد؛ کتابی که در آن فلسفه، علم و دین در هم تنیده شده‌اند تا راهنمای زندگی انسان، خانواده و جامعه باشند.دانش و جامعیت او چنان بود که شاگردانش ــ که هر یک خود از بزرگان علم‌اند ــ لقب «استادالبشر» را برایش برگزیدند. شاگردانی چون علامه حلّی، ابن میثم بحرانی، قطب‌الدین شیرازی، ابن فوطی، مجدالدین مراقی و سید رکن‌الدین؛ نام‌هایی که هر کدام ستونی از بنای دانش اسلامی‌اند.
شاه را تربیت می‌کرد، نه قدرت رااما فراتر از همه این نبوغ علمی، یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: خودِ خواجه نصیرالدین چه‌گونه انسانی بود؟او در دربار هلاکوخان مغول، جایگاهی بلند داشت؛ مشاور و وزیر بود، اما نه برای قدرت، نه برای ثروت. خواجه، شاه را تربیت می‌کرد؛ خوی خشونت را مهار می‌زد و تهدید را به امنیت بدل می‌ساخت و از دل خطر، خدمت به مردم بیرون می‌کشید.این حقیقت را امام خمینی(ره) با بیانی روشن و ماندگار چنین توصیف کرده‌اند:«خواجه نصیر که در این دستگاه‌ها وارد می‌شد، نمی‌رفت وزارت کند؛ می‌رفت آن‌ها را آدم کند… می‌خواست آن‌ها را مهار کند تا آن اندازه‌ای که بتواند. کارهایی که خواجه نصیر برای مذهب کرد، آن کارهاست که خواجه نصیر را خواجه نصیر کرد؛ نه طب او و نه ریاضیات او… او رفت آن‌جا برای این‌که خدمت بکند به عالم اسلام و خدمت به الوهیت بکند.»و شاید همین جمله، خلاصه‌ترین توصیف از مردی باشد که هم علم را ساخت، هم اخلاق را، هم انسان را؛ مردی که مهندسی را نه فقط در بنا و ابزار، که در ساختن انسان و تاریخ معنا کرد.
رصدخانه‌ای برای آیندهنفوذ علمی و جایگاه خواجه در دربار هلاکوخان، فرصتی تاریخی پدید آورد. او توانست حمایت لازم برای ساخت رصدخانه‌ای بزرگ در مراغه را جلب کند؛ بنایی که در سال ۶۵۷ هجری قمری آغاز شد و به‌سرعت به یکی از بزرگ‌ترین مراکز علمی جهان آن روز بدل گشت.این رصدخانه تنها محل رصد ستارگان نبود؛ کتابخانه‌ای با بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب، قلب تپنده آن بود؛ کتاب‌هایی که بسیاری‌شان از آتش و ویرانی نجات یافته بودند. امروز از آن شکوه، تنها پی‌های بنا باقی مانده است؛ پی‌هایی که در دهه ۵۰ خورشیدی توسط باستان‌شناسان ایرانی شناسایی شد.
نامی بر ماه، یادی در کهکشانارج‌گذاری به خواجه نصیرالدین، تنها به زمین محدود نماند. یکی از دهانه‌های آتشفشانی ماه به قطر ۶۰ کیلومتر، «نصیرالدین» نام گرفت و در سال ۱۹۷۹ نیز سیارک شماره ۱۰۲۶۹، به افتخار او «طوسی» نام‌گذاری شد؛ گواهی بر آن‌که اندیشه، مرز نمی‌شناسد.خواجه نصیرالدین طوسی، تنها یک دانشمند نبود؛ او نماد عقلانیتی بود که در دل آشوب، جان انسان‌ها را نجات داد، کتاب‌ها را حفظ کرد و آینده علم را ساخت.پنجم اسفند، روز تولد او، یادآور این حقیقت است که مهندسی، پیش از آن‌که ساختن سازه‌ها باشد، ساختن فرداست.
خارجی‌ها هم قدرش را فهمیدندمراغه، به برکت حضور خواجه، دیگر یک شهر معمولی نبود؛ به دانشگاهی بزرگ می‌مانست که دانشمندان از نقاط مختلف گرد آن جمع شده بودند. کتابخانه عظیمی که او پایه‌گذاری کرد، چنان شهرتی یافت که نامش در تاریخ ماند.دامنه نفوذ علمی خواجه اما از مرزهای ایران و جهان اسلام فراتر رفت. دانشمندان غربی نیز ــ اگر اهل دانش بودند ــ قدر این نابغه ایرانی را دانستند. فرانسوی‌ها، زودتر از دیگران، کتاب مثلثات او را در قرن شانزدهم میلادی ترجمه کردند تا به راز نبوغش پی ببرند.آوازه خواجه تنها به آن‌سوی زمین نرسید؛ تا آسمان هم رفت. نام او بر یکی از دهانه‌های برخوردی بزرگ در نیم‌کره جنوبی ماه نقش بست؛ دهانه‌ای که در نقشه‌های نجومی جهان با نام Nasireddin شناخته می‌شود.
اساتید خواجه نصرالدین طوسی خواجه نصیر الدین از محضر اساتیدی که از محضرشان بهره مند گردیده است عبارتند از:1 از محضر دایى بزرگوارش (نور الدین على بن محمد شیعى) .2 از محضر ریاضى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) کسب فیض نموده است.3 آخرین استادى که خواجه در طوس پیش او تلمذ نمود (عبدالله بن حمزه) دایى پدرش بوده است.4 _ درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر امام سراج الدین کسب علم نمود.5_ فرید الدین داماد نیشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود که خواجه در حضور این استاد اشارات ابن سینا را آموخت.6 کتاب قانون ابن سینا را از قطب الدین فرا گرفته و در نهایت از محضر عارف نامور شیخ عطار نیشابورى بهره مند گردید.7 ابو السادات اسعد بن عبد القادر.8 _ خواجه نصیر علم فقه را از محضر (معین الدین سالم) فرا گرفته است.9 در موصل از محضر (کمال الدین موصلى) نجوم و ریاضى را آموخت.شاگردان خواجه نصرالدین طوسی شاگردان بسیاری از محضر خواجه کسب علم نموده اند که معروف ترین آنان را می توان : علامه حلی و ابن فوطى یکى از شاگردان حنبلى مذهب را نام برد.
آثار خواجه نصیرالدین طوسیآثار علمى و قلمى فراوانى از خواجه به یادگار مانده که به برخى از آنها اشاره مى گردد.1 تجرید العقاید2 شرح اشارت بو على سینا3 قواعد العقاید4 اخلاق ناصرى5 آغاز و انجام6 تحریر مجسطى7 تحریر اقلیدس8 تجرید المنطق9 اساس الاقتباس10 ذیج ایلخانى11 آداب البحث12 آداب المتعلمین13 روضه القلوب14 اثبات بقاء نفس15 تجرید الهندسه16 اثبات جوهر17 جامع الحساب18 اثبات عقل19 جام گیتى نما20 اثبات واجب الوجود21 الجبر و الاختیار22 استخراج تقویم23 خلافت نامه24 اختیارات نجوم25 رساله در کلیات طب26 ایام و لیالى27 علم المثلث28 الاعتقادات29 شرح اصول کافى
06:42 - 4 اسفند 1404
استان ها
آذربایجان شرقی

9 بازنشر18 واکنش
66٫4k بازدید


3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌9**5443‌
@user17091000729900597964 اسفند 1404
در پاسخ به
دانشمندان ایرانی افتخار این سرزمین عزیز

@user1752457817234 اسفند 1404
در پاسخ به
علوم دینی و قرآنی و نیز ادبیات فارسی و تاریخ در سوح مختلف در تمام رشته ها باید الزامی شود. شرافت اولین انتطارجامعه از دانشگاه است.

@hossein_doost5 اسفند 1404
در پاسخ به
کاش با کارهای هنری مانند فیلم و سریال و پویانمایی این اعجوبه های بی ادعا به ما ایرانیان به ویژه کودکان و نوجوانان معرفی میشدن؟