بن‌بست هرمز برای ترامپ

چرا نبرد ۹ اسفند تنها پیش‌درآمدی برای یک رویارویی قطعی بود؟نبرد برق‌آسای ۹ اسفند ۱۴۰۴ که با حملات دقیق ایالات متحده و رژیم صهیونی اسرائیل به قلب ساختار قدرت در تهران همراه بود، اگرچه در کوتاه‌مدت توازن قوا را تغییر داد، اما از دیدگاه ناظران استراتژیک در نیویورک و واشینگتن، این تنها یک «جراحی موضعی» بر زخمی کهنه بود. برای وال‌استریت و سیاست‌گذاران پنتاگون، پرونده تنگه هرمز نه تنها بسته نشده، بلکه وارد خطرناک‌ترین فاز خود شده است.برندگان چندملیتی: ذینفعان نظم نوین امنیتی نبرد ۹ اسفند ثابت کرد که "امنیت" گران‌بهاترین کالای قرن بیست و یکم است. شرکت‌هایی که از این درگیری سود بردند، نه از روی شانس، بلکه به دلیل جایگاهشان در معماری جدید دفاعی جهان برگزیده شدند:1. کنسرسیوم‌های دفاعی (Lockheed Martin و Northrop Grumman): موفقیت در ترورهای دقیق و از کار انداختن پدافندهای پیچیده در ۹ اسفند، منجر به هجوم سفارش‌های جدید از سوی متحدان منطقه‌ای (عربستان و امارات) شده است. این شرکت‌ها اکنون با قراردادهای میان‌مدت ۱۰۰ میلیارد دلاری برای نوسازی سپرهای موشکی روبرو هستند.2. غول‌های شیل و LNG آمریکا (شرکت Cheniere Energy):هر موشکی که در هرمز شلیک شد، ارزش ذخایر انرژی در تگزاس و لوئیزیانا را دوچندان کرد. وال‌استریت گزارش می‌دهد که خروج موقت ایران از بازار، مسیر را برای تسلط کامل انرژی آمریکا بر اروپا و آسیا هموار کرده است.3. شرکت‌های امنیت سایبری و هوش مصنوعی نظامی (Palantir):این نبرد نشان داد که جنگ‌های آینده در سرورها برنده می‌شوند. شرکت‌های چندملیتی که زیرساخت‌های شناسایی هدف را فراهم کردند، اکنون به شرکای غیرقابل حذف دولت‌ها تبدیل شده‌اند. #آمریکا #ترامپ #نبرد_آخر
۱۶ MB
۸ MB
۴ MB

چرا کار آمریکا با ایران در تنگه هرمز تمام نشده است؟

هر چند که نبرد ۹ اسفند توانست ضربات جبران ناپذیری به جمهوری اسلامی ایران وارد کند، اما بدلیل فرد محور نبودن ماهیت وجودی حاکمیت در کنار تسلیم نشدن و عدم پذیرش شرایط ایالات متحده آمریکا در مذاکرات مختلف، «منطقِ تهدید» همچنان باقی است. قطعا و یقیتا به سه دلیل استراتژیک، وقوع جنگ دوم قطعی است:۱. شکست در بازدارندگی نهایی (The Deterrence Gap)اگرچه حمله ۹ اسفند ضربه سنگینی به بدنه سیاسی ایران وارد کرد، اما «توانایی نامتقارن» ایران در تنگه هرمز (شامل هزاران مین دریایی هوشمند و قایق‌های تندرو پنهان‌کار) کاملاً نابود نشده است. تا زمانی که ایران توانایی فنی «بستن شیر مجرای تنفسی اقتصاد جهان» را داشته باشد، ایالات متحده نمی‌تواند عقب‌نشینی کند. طبق منطق بازار، «تهدید معلق» بدتر از «جنگ قطعی» است؛ زیرا ریسک سرمایه‌گذاری را بالا نگه می‌دارد.
۲. ضرورت «جراحی کامل» برای نجات دلار اقتصاد آمریکا برای حفظ ارزش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، نیاز دارد که خلیج فارس یک «دریاچه امن تحت کنترل غرب» باشد. نبرد ۹ اسفند نشان داد که نیمه‌کاره رها کردن کار، باعث می‌شود بلوک شرق (چین و روسیه) از هرج‌ومرج برای نفوذ بیشتر استفاده کنند. برای جلوگیری از فروپاشی هژمونی اقتصادی، آمریکا ناچار خواهد شد در درگیری دوم، زیرساخت‌های نظامی هرمز را به طور کامل «غیرنظامی» (Demilitarize) کند. ۳. تله‌ی «زخمِ باز» کشته شدن مقامات ارشد در ۹ اسفند، انگیزه انتقام را در لایه‌های باقی‌مانده قدرت در ایران به یک «دکترین بقا» تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی ایران اکنون به سمت هسته‌ای شدن سریع یا حملات فرسایشی به نفت‌کش‌ها در حرکت خواهد کرد. این وضعیت، آمریکا را در موقعیتی قرار می‌دهد که «توقف» به معنای «شکست» است. لذا ایالات متحده برای تثبیت پیروزی اولیه خود، چاره‌ای جز ضربه نهایی و نهایی کردن کنترل بر شاهراه انرژی جهان ندارد. به سوی انفجار بزرگتر نبرد ۹ اسفند فقط یک «تست استرس» (Stress Test) برای سیستم بود. بازارها اکنون خود را برای درگیری دومی آماده می‌کنند که هدف آن نه ترور اشخاص، بلکه «تغییر کامل نقشه انرژی جهان» و حذف همیشگی تهدید هرمز از معادلات وال‌استریت است. جنگ دوم، نه یک انتخاب، بلکه یک "اجبار ساختاری" برای بقای نظم مالی جهانی تحت رهبری دلار است. #نبرد_نامتقارن #تنگه_هرمز #عهد_خون #سپاه_پاسداران #پنتاگون #وال_استریت #دکترین_شوک #المنتقم #المنصور #لبیک_یا_خامنه_ای #یدالله_فوق_ایدیهم #ایران_حرم_است #بعثت_خون #رهبر_شهید #یالثارات_الحسین #انی_اتقرب_الی_الله #انا_فتحنا_لک_فتحا_مبینا #تحلیل #اسرائیل #ایران #ایران_حرم_است #عاجل
13:41 - 5 خرداد 1405
نظامی و امنیتی
سیاست خارجی
آمریکا و اروپا