حکمرانی تربیتمحور؛ فراراهبردی دیدن تعلیم و تربیت
تربیت نباید به مدرسه و کلاس درس محدود شود؛ بلکه باید در جایگاه یک راهبرد فرابخشی، مبنای تصمیمسازی در عرصههای مختلف کشور قرار گیرد؛ رویکردی که از ضرورت شکلگیری «حکمرانی تربیتمحور» حکایت دارد. مجتبی همتی فر
مجتبی همتی فرپیام رهبری به مناسبت هفته دولت را دیدم، پر بود از نکات و تذکرهای مهم از چیزهایی که چهبسا در همههی فضای سیاستزده و مجازیبازی این ایام یادمان رفته بود؛ هم دولتمردان و هم نخبگان و فعالان و شاید حتی مردم. و رهبری اهمیتها و مهمها را متذکر شدند. یادمان آوردند که در نبردهای ترکیبی «نظامی، اقتصادی و فرهنگی» هستیم. باید «قویتر» باشیم. ساده نگیریم و ساده نباشیم...انتظارش را نداشتم در پیام هفته دولت و آن هم در شرایط جنگی، آقا این چنین برای فرهنگ و تربیت و امور اجتماعی مایه بگذارند.خیلی تذکر به جایی بود که در شرایط جنگی و فکر کردن به آینده به اصطلاح «پس از جنگ»، هم مسایل مهم و خیلی مهم یادمان نرود؛ به ویژه تعلیم و تربیت که «فراراهبردی» است و باید شاقول همه برنامهریزیها باشد!چه بسا یعنی هیچ کاری نکنید که ذهن و قلب و اراده مردم را ضعیف کند. هر کاری میکنید، باید ذهن و قلب و اراده مردم را بالاتر بالاتر بکشاند.بیشتر که تأمل کنیم، یعنی مثلاً اگر قرار است طرحی برای سیاست یا اقتصاد کشور تدبیر شود، ببینید چه نسبتی با راهبردهای تربیتی و فرهنگی کشور دارد؟ مردم را آگاهتر و منسجمتر و محکمتر میکند؟ آرمان را در دل و ذهنشان تثبیت میکند؟ امید به آینده و هویت و تعلق را در آنها رشد میدهد؟ آنها را مسئولیتپذیرتر میکند؟ عدالتخواهی را زنده میکند؟...
یا برعکس، راهبردهایی در سیاست و اقتصاد و ... اتخاذ میشود که خواسته و ناخواسته و آگاهانه و ناآگاهانه، دلها را میلرزاند و امیدها را ناامید میکند؟ ارادهها را متزلزل میکند؟ مردم را بدبین میکند و میرنجاند و از آرمانها و اهداف، به حاشیهها و شانه خاکی میکشاند؟...سوال مهم برایم این است که چطور میتوان شاقول فراراهبردی تربیت و فرهنگ را روی تصمیمسازی و تصمیمگیری راهبردی در همه امور گذاشت؟ کدام سند بالادستی و کدام اصول و کدام خطوط راهگشاست؟ کدام نگاهها چنین شایستگی را دارند؟ روی «پیشرفت و برنامهریزی تربیتمحور» و «حکمرانی تربیتمحور» باید فکر کنیم.البته تقلیل تعلیم و تربیت به کلاس درس و ساختن مدرسه و یاد دادن الفبا خطاست! وقتی همه جامعه مدرسه است! هر دولتمرد یک مربی خوب یا بد برای جامعه است...وقتی چنین شد، دغدغه دیگر از آموزههای روانشناسی فراتر میرود. سیاست ما باید تربیتی باشد! دولت و حاکمیت باید فرزانه و تربیتی باشد...در این نگاه حتماً خیلی چیزهای دیگر تغییر میکند. دیگر تعلیم و تربیت محصور در «مدرسهداری» نیست، هر چند مدرسه مهمتر میشود. معلم و معلمی در مدرسه و دانشگاه و خانه خیلی مهم میشود، هر چند دولتمردان هم باید مربیانه برای جامعه رفتار کنند.جایگاه و مسئولیت نهادهای تربیتی و فرهنگی هم مهمتر و بالاتر خواهد بود. دیگر نباید دلخوش فلان مناسبت و مراسم یک روزه آغاز سال تحصیلی باشیم. فکرها و دستها را باید در تراز فراراهبردی تنظیم کرد.پانوشت: بخشهایی از پیام رهبر عزیزمان در تاریخ 7/6/1405
«... و از جمله مسائل مهمّ دیگر، توجّه فراراهبردی به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت است. تعبیر فراراهبردی بهمعنی آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد. در این صدر توجّه به اقشاری که منبع اشاعهی فرهنگ مثبت و سازنده میباشند از قبیل معلّمین در آموزش و پرورش و دانشگاه و حوزه و همچنین پرستاران و اطبّائی که خود را وقف انجام وظیفه در نهادهای غیرخصوصی کردهاند، اهمیّت ویژهای دارد؛ همچنان که توجّه به نقش بانوان خانهدار که ظریفترین اجزاء نقش و نگار فرهنگ زیبا و مطلوب آینده را در حریم منازل به تک تک فرزندان این مرز و بوم میآموزند نیز واجد چنین اهمّیتی است.» و «از جمله مسائل و موضوعات مهمّ دیگر، بکارگیری فناوریها و نوآوریهای پیشنهاد شده توسّط نخبگان جوان است. گاه استفادهی بهموقع از این مزیّت و ترک روال معمول و عادتهای مرسوم در یک موضوع، جهشهای مؤثری در مسیر ترقّی و تعالی کشور صورت میدهد. این امر در انواع شُعبِ تولید قدرت اعمّ از کشاورزی و صنعت و فرهنگ و تربیت، امور ارتباطاتی و اجتماعی قابل تصوّر است.»و «و باز از جمله مسائل اساسی کشور که همیشه باید در مرکز توجّه دولت و دولتیان و همهی مسئولین و اجزای حکومتی قرار داشته باشد، رعایت وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی است. هر اقدام در هر یک از کلانعرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، و اقتصادی باید با ملاحظهی پیوست مربوط به انسجام اجتماعی صورت بگیرد...»روی این مضامین بیشتر و عمیقتر تأمل کنیم.
19:17 - 15 شهریور 1405