ماهیت دانش جوامع روستایی و نقش آن در آموزش و توسعه محلی - قسمت آخر

جوامع روستایی با تکیه بر بهره‌برداری از منابع طبیعی اطراف خود، دانش و تجربیات غنی و سنتی را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کنند. این دانش بومی، نقش اساسی در برنامه‌های آموزشی و توسعه‌ای این جوامع دارد و می‌تواند با تقویت روش‌های محلی، فرآیند توسعه را تسریع کند. خسرو سلجوقی
خسرو سلجوقیدر قسمت قبل، گفتیم که منظور از تعیین فرضیه، مشخص کردن مسیر و جهت گفتگو برای تحلیل مسئله و یافتن راهکار است. این فرآیند به تسهیلگر کمک می‌کند تا سؤالات حقیقت‌یابی را مطرح کرده و بحث را به طور موثر پیش ببرد، از جمله اینکه مسائل را به مشکلات مشخص تبدیل کند و مخاطب را به سمت یافتن راه‌حل‌های واقعی هدایت کند. در ادامه، به قسمت آخر یادداشت می پردازیم.

ماهیت دانش جوامع روستایی و ارتباط آن با آموزش این جوامع:

چه در روستاهای کشاورزی و چه در روستاهای ماهیگیری، جوامع روستایی بر پای بهره‌برداری از منابع طبیعی اطراف خود شکل‌گرفته و به این منابع وابسته‌اند. از این نظر اساساً وضع یا دورة گردآوری و شکل تغییری نکرده است.حتی در مواردی که یک روستا بر محور فعالیت تولید محصولات کشاورزی همراه با اسکان دائم شکل‌گرفته بازهم روستا از منابع طبیعی قابل‌بهره‌برداری اطراف خود استفاده می‌کند.
همان‌طور که به‌سادگی قابل‌تصور است، این نوع دانش، در بسیاری از موارد در جوامع محلی وجود داشته و اغلب به طور سنتی مورداستفاده قرار می‌گیرد. بهره‌برداری از منابع جدید که ره‌آورد توسعة علوم و دانش جدید محسوب می‌شود، در واقع چیزی نیست الا موارد افزوده‌شده به منابع علمی که از قبل وجود داشته است هماهنگ‌شدن ریتم روستاها نیز فرصتی برای یادگیری است: هنگامی‌که ما هم‌زمان با مردم چندین روستا این گردش و بررسی را در محیط اطراف انجام می‌دهیم. لزوماً همه در یک سطح نخواهند بود. معمولاً به دلیل شرایط مختلف به میزان پیشرفت کار از یک روستا به روستای دیگر متفاوت خواهد بود.در چنین شرایطی بهتر است از این تفاوت میزان پیشرفت، استفاده کنیم، یعنی اگر افراد یک روستا از بقیه جلوتر بوده و آموزش‌های آنان هم (بنا به تقاضای مردم) زودتر انجام می‌شود، آموزش مردم در روستاهای دیگر را به داوطلبین روستای اول بسپاریم. این باعث می‌شود آن‌ها تدابیر و روش‌های آموزش را هم یاد بگیرند.

از تقویت بر اساس استنباط و ذهنیات خود پرهیز کنید:

در مناطق روستایی کشورهای درحال‌توسعه، نظام تصمیم‌گیری سنتی تا مورد زیادی از گذشته به‌جامانده است. همچنین در بسیاری از موارد این نظام، کارایی خود را حفظ کرده است؛ بنابراین ما شاهد این هستیم که وقتی دستگاه‌های اداری خود این کشورها می‌خواهند برای انجام کاری وارد این روستاها شوند، نظام‌های تصمیم‌گیری جدید را نیز روی همین نظام موجود سوار می‌کنند.این امر به‌ویژه وقتی‌که از دهستان به روستا / ده می‌رویم، قوت بیشتری می‌گیرد.

مفهوم تهیه طرح اجرایی توسط جامعه روستایی:

منظور از توانایی توسعه بخشیدن به اقتصاد، عبارت است از توانایی بهره‌برداری از منابع برای انجام یک فعالیت اقتصادی، ضمناً چون بهره‌برداری از منابع ایجاب می‌کند فعالیت‌هایی صورت گیرد که منجر به باز تولید دائم این منابع شود پس این توانایی دو بعد دارد، یکی توانایی حفظ و توسعه منابع و دیگری توانایی ایجاد و انجام فعالیت‌هایی که منجر به بهره‌برداری بهینه از این منابع می‌شود.در مورد فعالیت‌های سنتی در روستا، معمولاً همة مردم تصویر ملموس از این فعالیت‌ها در ذهن داشته و وظیفه خود را می‌دانند. نوجوانان از همه چیز بی‌اطلاع‌اند و کافی است آنان هم‌ سال‌ها در کنار بزرگ‌ترهای خود کار کنند تا از آن‌ها یاد بگیرند. در اینجا نیازی به برنامه نیست، چیزی که لازم است انجام هماهنگی و ایجاد تمهیدات است. یک سرپرست یا رهبر محلی، هماهنگی‌ها را انجام می‌دهد و از همه مهم‌تر، مواد موردنیاز عموماً از همان روستا تهیه می‌شود.
تهیه طرح اجرایی نیز خود یک فن و مهارت است: تا تمرین کافی صورت نگیرد (طرح‌های متعدد تهیه نشود) افراد قادر به تهیة یک طرح خوب نخواهند شد.تهیه طرح اجرایی به‌نوعی از تهیه یک طرح، آسان‌تر است و منظور از تهیه طرح خواه در یک روستا یا یک سازمان کوچک، به معنای برنامه‌ریزی میان‌مدت است. هرچند به علت نبود تعریف مشخصی از میان‌مدت، ما می‌توانیم خودمان مدت آن را تعیین کنیم. به طور مثال ما می‌توانیم یک طرح یا برنامه ۳ساله تهیه کنیم هرچند... آن‌قدری... است.

ابعاد دوگانة اقتصاد در جوامع محلی:

وقتی از اقتصاد روستا صحبت می‌کنیم، دو بعد قابل‌طرح است. گفتیم که اقتصاد روستا برای انجام فعالیت تولیدی، بر پایه بهره‌برداری از منابع طبیعی افراد خود استوار است. روستاهایی که شغل مردم آن ماهیگیری است نیز در این زمره قرار می‌گیرند.این فعالیت تولیدی که با استفاده از منابع انجام می‌شود دارای دو جنبه است: یکی تولید برای خود مصرف و دیگری تولید به‌قصد فروش و کسب درآمد نقدی، حتی وقتی محصول فروخته می‌شود نیز معلوم نیست که این یک محصول فروشی (در مقابل خودمصرفی) بوده باشد، چراکه روستاییان گاهی مازاد محصول خودمصرفی را نیز به فروش می‌رسانند. بااین‌حال فروش مازاد محصول نیز بدون وجود اتحاد بازار و تفاوت قیمت مقدور نخواهد بود.

پیش از آنکه برای آن‌ها «تشکل» به ارمغان ببرید، باید سازمان‌دهی روستا را کاملاً درک کنید.

اساساً در جوامع سنتی، تشکیلاتی که بر اساس توان افراد، بین آنان تقسیم وظایف کرده باشد، وجود ندارد. البته این به این معنی نیست که در روستا بین مردم هیچ نقش یا وظیفه قابل تقسیمی وجود ندارد. بلکه در روستاها وضع ازاین‌قرار است که فرصت‌ها و موقعیت‌هایی که از او در آن به‌حسب وظیفه کارهایی را انجام می‌دهند، همان مراسمات و کارهای کارگری است که به‌صورت فصلی انجام شده و در هر سال با پایان‌یافتن فلان مراسم یا کار، افراد برای مدتی از این تقسیم وظایف و نقش‌ها فاصله می‌گیرند.

ارزیابی کاری است که شما هر روز آن را انجام می‌دهید:

هرچند ارزیابی واژه بزرگی است: فرض کنید از یک شیرینی‌فروش کیک می‌خرید. کیک را می‌خورید و چون خوشمزه است، با خود فکر می‌کنید که اگر بار دیگر از اینجا عبور کردم از این کیک می‌خرم، این کار شما چه با آگاهی بوده و چه ناخودآگاه بوده باشد، ارزیابی قرار دارد.

مفهوم بازخورد: استخراج نظر واقعی جامعه محلی

برخلاف ارزیابی جامعه از خودارزیابی فعالیت‌های صورت‌گرفته توسط سازمان‌های غیربومی، نباید با خود بین... این نوع ارزیابی، توسط طرف سوم صورت گیرد. پس از آنچه در اینجا پیش از هر چیز دیگر ضرورت دارد بازخورد دادن عکس‌العمل جامعه محلی به سازمان غیربومی است.

فقر یک پدیده است.

یکی از قوانین غیر قابل‌نقض فرا تسهیلگری این است: «انسان از تجارب دیگران درس نمی‌گیرد.» بلکه انسان ‌وقتی تجارب دیگران را تحلیل کرده و آن را به تجارب خود تشبیه می‌کند، تازه در این صورت احتمال درس‌گرفتن از این تجارب وجود دارد. در فرا تسهیلگری ما به افراد اعتماد داریم؛ اما از آن‌ها انتظار نداریم. به‌ویژه از آنان انتظارات واهی و بی‌پایه‌واساس نداریم. این یکی از اصول اساسی تسهیلگری است.وقتی صحبت از فقر می‌کنیم، این فقر، یک پدیده است و پدیده علامت بیماری است نه خود بیماری (پدیده = علامت بیماری)؛ بنابراین ما هرقدر مسکن به بیمار بدهیم، باز هم بیماری او خوب نمی‌شود. از آن بدتر، چقدر مضحک خواهد بود اگر پزشک به علت نداشتن داروی سردرد، به‌جای آن داروی دل‌درد را برای بیمار تجویز کند. متأسفانه باید بگویم بسیاری از پروژه‌هایی که سازمان‌های – حمایت‌کننده برای مردم به ارمغان برده‌اند، مثل همین داروها بوده است.

سه اصل رفتار در هنگام تسهیلگری:

1- انسان نمی‌تواند مسائل مربوط به خودش را به‌درستی درک کند و تمایل دارد بر اساس تفسیر و تعبیر به نفع خود، به دنبال راه‌حل ساده باشد > > > به کلام اعتماد نکنید؛ اما به فرد چرا.2- انسان با تحلیل تجربیات خود، یاد می‌گیرد > > > افراد را وادار به فکرکردن نکنید، کاری کنید به یاد بیاورند.3- چیزی را که خودم پیدا کنم، آن را به کار خواهم گرفت> > > باور داشته باشید و صبر کنید.انتهای پیام/از شما صاحبنظر گرامی در حوزه تعلیم و تربیت هم دعوت می کنیم، از نویسندگان، ممیزان و اعضای هیئت تحریریه پنجره تربیت باشید. برای ارسال مطالب و عضویت در هیئت تحریریه، از طریق ارسال پیام به تحریریه پنجره در بخش پیامهای محیط فارس، یا ایمیل FarsPanjarehTarbiat@gmail.com مکاتبه فرمائید.#توسعه_روستایی، #تسهیلگری، #فراتسهیلگری، #جوامع_محلی، #جوامع_روستایی، #دانش_بومی، #منابع_طبیعی، #آموزش_محلی، #توسعه_روستایی، #بهره‌برداری_پایدار
14:44 - 9 مرداد 1403

276 بازدید




1 پاسخ