رمزگشایی امام شهید از راز «شروعِ پایان» آمریکا

افول یک هژمونی لزوماً با نابودی جنگ‌افزارها یا فروپاشی اقتصادی رقم نمی‌خورد؛ بلکه زنگ خطر زوال زمانی به صدا درمی‌آید که یک نظام سیاسی، قدرت اقناع و اعتبار خود را در چشم ملت‌ها از دست بدهد.
گروه اندیشه: بررسی منظومه فکری رهبر شهید انقلاب نشان می‌دهد که بحران‌های درهم‌تنیده امروز آمریکا، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه محصول روندی تاریخی است که با بیداری ملت‌ها و تکیه بر سنت‌های قطعی الهی، به نقطه بی‌بازگشت خود نزدیک می‌شود.
آمریکا در نگاه رهبر شهید انقلاب، تنها با کاهش قدرت نظامی یا بحران اقتصادی ضعیف نمی‌شود؛ افول واقعی زمانی آغاز می‌شود که یک نظام سیاسی قدرت اقناع، اعتبار و پشتوانه معنوی خود را از دست بدهد. در این نگاه، بحران‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی آمریکا نشانه‌هایی از یک فرسایش عمیق‌ترند؛ فرسایشی که ریشه‌های آن به تاریخِ رفتار این کشور بازمی‌گردد و با بیداری ملت‌ها و تقویت قدرت ملی آنان شتاب می‌گیرد.
افول واقعی از کجا شروع می‌شود؟برای فهم چرایی تأکید بر «افول آمریکا»، ابتدا باید معنای افول را در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب شناخت. در این نگاه، قدرت یک کشور را نمی‌توان فقط با تعداد تجهیزات نظامی، حجم اقتصاد یا گستره نفوذ سیاسی آن سنجید. یک نظام ممکن است در ظاهر قدرتمند باشد، اما اگر توان اقناع مردم و ارائه منطق قابل‌دفاع برای عملکرد خود را از دست بدهد، نشانه‌های افول آن از درون آغاز شده است؛ کمااینکه اندیشمندان غربی نظیر چامسکی، میرشایمر و زکریا نیز به این نگاه در خصوص افول قدرت آمریکا قائل هستند.
رهبر شهید انقلاب در دیدار جمعی از کارگران و معلمان (۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۳)، این نقطه آغاز را چنین تبیین می‌کنند:«برای یک نظام و یک رژیم سیاسی، ضعف حقیقی و افول قدرت وقتی شروع می‌شود که این رژیم و این نظام، استدلال سیاسی و قانع‌کننده‌ای برای کار خود، و حقانیت سیاسی خود را از دست بدهد.»
چهار بحران در یک قاباگر این تعریف را مبنا قرار دهیم، بحران آمریکا نیز تنها یک بحران اقتصادی نیست. در بیانات رهبر شهید انقلاب، مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته، تصویر کامل‌تری از وضعیت این کشور ارائه می‌کنند؛ بحران‌هایی که در اقتصاد، سیاست، جامعه و حتی قدرت نظامی خود را نشان می‌دهند.ایشان در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان (۱۲ آبان ۱۳۹۷)، درباره وضعیت آمریکا تصریح می‌کنند: «آمریکا دچار بحران است؛ بحران اقتصادی، بحران بین‌المللی، بحران سیاسی، بحران اخلاقی؛ خودش دچار بحران است.» در همان بیانات، مسئله تنها به بحران‌های سیاسی و اقتصادی محدود نمی‌شود و درباره قدرت نظامی آمریکا نیز تأکید شده است: «قدرت سخت آمریکا هم به‌شدت ضربه دیده. قدرت سخت، یعنی قدرت نظامی‌گری.» البته نشانه‌های افول قدرت نظامی آمریکا، پس از جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بیش از پیش نمایان شده است.در نتیجه، تصویری که از افول آمریکا ارائه می‌شود، مجموعه‌ای از بحران‌های منفرد نیست؛ بلکه هم‌زمانی و پیوند این بحران‌هاست که از فرسایش پایه‌های قدرت آمریکا حکایت می‌کند.
داستان افول از امروز شروع نشده استاما چرا این بحران‌ها را نمی‌توان صرفاً پیامد یک دوره ریاست‌جمهوری یا یک تصمیم سیاسی خاص دانست؟ پاسخ را باید در «تاریخی بودن» این روند جست‌وجو کرد.رهبر شهید انقلاب درباره ریشه‌های این وضعیت می‌گویند: «عوامل افول آمریکا هم مربوط به امروز و دیروز نیست که حالا یکی بخواهد بیاید علاجش کند؛ مربوط به طول تاریخ است.» بنابراین، در این روایت، افول آمریکا محصول یک حادثه ناگهانی نیست؛ نتیجه مسیری است که طی سال‌ها شکل‌گرفته است. سیاست‌های سلطه‌گرانه، مداخله در امور ملت‌ها و اتکا به‌زور، در چنین تحلیلی به‌تدریج هزینه‌های خود را در قالب کاهش اعتبار و اعتماد نشان می‌دهد.
وقتی «زور» جای «منطق» را می‌گیرددر این میان، یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال میان «قدرت» و «افول»، مسئله اعتبار است. قدرتی که برای پیشبرد اهداف خود بیش از اندازه به‌زور متکی باشد، ممکن است در کوتاه‌مدت قدرتِ تحمیل داشته باشد، اما در بلندمدت با فرسایش سرمایه اعتباری مواجه خواهد شد.رهبر شهید انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران (۱۴ بهمن ۱۳۹۰)، با اشاره به پیامدهای رفتار آمریکا می‌فرمایند: «این، اعتبار آمریکا را بیش از آنچه که تاکنون شکسته است، در چشم ملت‌ها و در چشم ملت خودش خواهد شکست؛ این همان چیزی است که سرنوشت رژیم‌ها را معین می‌کند.» این جمله، یکی از کلیدی‌ترین نقاط این تحلیل را روشن می‌کند: اعتبار، بخشی از قدرت است؛ بنابراین وقتی اعتبار یک نظام در نگاه مردم خودش و ملت‌های دیگر فرسوده شود، حتی قدرت سخت آن نیز نمی‌تواند به‌تنهایی مانع روند افول شود.
بیداری ملت‌ها؛ حلقه مکمل افول آمریکااما افول یک قدرت هژمونیک فقط به اتفاقات درون آن کشور وابسته نیست. در این نگاه، ملت‌ها نیز بخشی از معادله قدرت هستند. هرچه ملت‌ها نسبت به سازوکارهای سلطه آگاهی بیشتری پیدا کنند و توانایی‌های خود را بهتر بشناسند، امکان مقاومت در برابر قدرت مسلط افزایش می‌یابد.از همین منظر، «روشنگری» و «بیداری ملت‌ها» به یکی از عناصر مهم این روند تبدیل می‌شود. مسئله صرفاً شناخت ضعف‌های آمریکا نیست؛ بلکه شناخت ظرفیت‌های خود ملت‌هاست. در این چارچوب، تقویت قدرت ملی، خودکفایی و افزایش اعتماد به توان داخلی، می‌تواند وابستگی به قدرت‌های مسلط را کاهش دهد. در منظومه فکری امام شهید تأکید شده است: «تنها قدرت ملی و مردمی است که توان ایستادن در مقابل استکبار دارد.» در نهایت، وقتی مجموعه این مؤلفه‌ها کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، معنای گزاره «آمریکا رو به افول است» روشن‌تر می‌شود. رهبر شهید انقلاب صریحاً می‌گویند: «آمریکا رو به افول است؛ همه این را بدانند.» افول در این چارچوب به معنای فروپاشی ناگهانی یک قدرت نیست؛ بلکه فرآیندی تدریجی است که از فرسایش اعتبار و قدرت اقناعی آغاز می‌شود. البته قطعی بودن حرکت رو به افول آمریکا متکی به قطعی بودن زوال باطل در سنت‌های الهی است و این نگاه امام شهید از بطن همین اعتقاد راسخ برمی‌آید.
10:19 - 6 شهریور 1405

0 بازدید