نماد مقاومت| ناگفته‌ای از گفت‌وگو با یک سرباز در فتح خرمشهر

رئیس هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی روایت ناگفته‌ای از گفت‌وگو با یک سرباز در جبهه نبرد آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس را نقل کرد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: سوم خرداد هر سال یادآور روزهایی است که رزمندگان اسلام توانستند با تلاش و رشادت‌های بسیار خرمشهر را از چنگال رژیم بعثی عراق آزاد کنند. عملیاتی که نیروهای بسیاری در آن نقش ایفا کرده‌اند و روایت‌های بسیاری از این نقش آفرینی‌ها موجود است. در این راستا، خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس با برخی از امرا و فرماندهان درباره روایت‌های میدانی از این عملیات گفت‌وگو کرده که در سلسله مصاحبه‌هایی منتشر می‌شود. دومین بخش از این سلسله گفت‌وگوها به امیر سرتیپ ناصر آراسته رئیس هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اختصاص دارد. او در دوران خدمتی خود فعالیت‌هایی همچون معاون و فرمانده آتشبار،‌ افسر رکن سه لشکر، افسر دیدبان و فرمانده یگان تکاور، رئیس بازرسی لشکر ۲۱ حمزه، جانشین و رئیس بازرسی نیروی زمینی ارتش، جانشین فرمانده کل ارتش، مشاور نظامی فرمانده کل نیروهای مسلح در امور زمینی و جانشین رئیس گروه مشاوران نظامی فرمانده کل قوا را در کارنامه‌اش دارد.امیر آراسته در دوران عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر)‌ افسر ش.م.ر لشکر ۲۱ حمزه بوده است و خاطراتی از آن دوران در قلب میدان نبرد به خاطر دارد.
فارس: امیر لطفاً در ابتدا قدری درباره عملیات بیت‌المقدس و اهمیت آن بفرمائید.امیر آراسته: در عملیات بیت‌المقدس در قسمت عملیات لشکر با درجه سروان به عنوان افسر ش.م.ر لشکر ۲۱ بودم؛ یعنی مسئول آموزش پدافند شیمیایی و همچنین؛ بازدید و آمادگی برای مقابله با سلاح‌های شیمیایی در صورت استفاده دشمن، که آن زمان عراق بود. فرمانده لشکر ما آن موقع سرهنگ حسنی سعدی بود، که حالا سرلشکر هستند.آن زمان من سروان بودم، بعد به نیروی زمینی رفتم، به‌عنوان جانشین، و سپس رئیس بازرسی شهید صیاد شدم تا پایان جنگ. به‌عنوان بازرس عملیاتی، منطقه جنگی را از دهانه فاو تا نهر خین و از آنجا تا مرز ایران و ترکیه در زمان جنگ طی کردم؛ دو بار با پای پیاده هنگام جنگ تحمیلی، در حملات خودی یا حملات دشمن.در عملیات بیت‌المقدس، چند قرارگاه تشکیل شد. بار عمده عملیات روی قرارگاه نصر و فتح بود؛ قرارگاه نصر شامل لشکر ۲۱ و یک لشکر از سپاه در آن ادغام شده بودند. قرارگاه فتح شامل لشکر ۹۲ زرهی و یک لشکر دیگر از سپاه می‌شد. قرارگاه‌های دیگر هم وجود داشتند مثل فجر، که باز هم ترکیبی از ارتش و سپاه بودند.
از رود کارون پنج پل زده بودند، هم برای لشکرهای پیاده و هم زرهی. تجهیزات و وسایلی مثل قایق، جی‌اس‌پی و ... وجود داشت تا از رود عبور کنیم. بعضی از رزمنده‌ها حتی از شوق عملیات با شنا از رودخانه گذشتند چون نمی‌خواستند معطل شوند تا پل خلوت شود. نیروهای بسیجی و سربازها با شنا از کارون عبور کردند و حدود ۲۳ تا ۲۷ کیلومتر پیاده طی کردند تا به جاده برسند و بجنگند.عملیات سه مرحله داشت. هدف اول تامین جاده بود. سپس حمله به سمت مرز آغاز شد. البته در میانه راه فشار ارتش بعث عراق آن‌قدر زیاد شد که مراحل عملیات تغییر کرد و چهار مرحله‌ای شد. در نهایت، عملیات به محاصره خرمشهر و نفوذ به داخل شهر انجامید. بسیار عملیات سختی بود به نحوی که در سه یا چهار روز اول همه فکر کردیم غیر از محاصره خرمشهر کار دیگری نمی‌شود، انجام داد و امیدی نمانده بود. وقتی امام (ره) بعد از فتح خرمشهر فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، ما واقعاً باور داشتیم، چون توان خودمان و توان دشمن را دیده بودیم.
فارس: شما در عملیات بیت‌المقدس از افسران میدانی و عملیاتی بودید. روایت ناگفته‌ای از این عملیات و بازدیدهای میدانی خود دارد؟امیر آراسته: در مرحله سوم عملیات، یک بار برای بازدید از خط رفته بودم. از بالای یک تپه که پایین آمدم، دیدم پشت خاکریز صف طولانی‌ای از شهداست و تفنگ‌ها کنارشان. خیلی متأثر شدم. جلو رفتم، دیدم نه، شهید نشدند، خوابشان برده! سه روز بدون خوابیدن جنگیده بودند. آن زمان سپاه و ارتش به صورت ادغامی فعالیت می‌کردند به نحوی که یک سرباز از ارتش و یک بسیجی در کنار او بود. با نوک پوتین زدم به انتهای پوتین یکی‌شان که فکر می‌کردم شهید شده، ولی بیدار شد. اصفهانی بود. گفتم: «پسر، خوابیدی؟ دشمن روبروته!» گفت: «اون هم خوابیده است! هر دومون بریدیم» و راست هم می‌گفت.یکی دیگرشان، بسیجی جوانی بود حدود ۱۶-۱۷ ساله. دلم نیامد بیدارش نکنم. با دست گذاشتم روی شانه‌اش، بلندش کردم. گفتم: «بلند شو وقت خوابت نیست.» گفت: «یه صلوات بفرست، برو بذار ما بخوابیم!» ولی به‌محض شروع دوباره آتش دشمن، همه‌شان بیدار شدند. در آن سه روز آخر، همه توان‌مان را به کار گرفتیم. دشمن هم همین‌طور.
وقتی عملیات تمام شد، اسرای عراقی آن‌قدر زیاد بودند که نمی‌شد روی زمین جمع‌شان کرد. شهید بزرگوار صیاد شیرازی گفت: «با هلیکوپتر بروید بالای سرشان، آن‌ها را به سمت جاده هدایت کنید.» تا تریلی و اتوبوس بیایند و آن‌ها را سوار کنند، تعداد اسرا بسیار زیاد بود. بعضی از آن‌ها هنوز تفنگ‌شان روی شانه‌شان بود و رزمنده‌های بسیجی و ارتشی می‌گرفتند. عملیات غرورآفرینی بود و نیروی هوایی بسیار تلاش فراوانی داشت، آن زمان پدافند هم بخشی از نیروی هوایی بود. نیروهای زمینی ارتش و سپاه هم حضور داشتند. عملیات ادغامی بسیار خوبی بود که بعد از عملیات فتح‌المبین انجام شد، زمان کمی برای آماده‌سازی داشتیم. عملیات فتح‌المبین دوم فروردین شروع شد و بعد بلافاصله بیت‌المقدس، سرعت عملیات باعث غافلگیری ارتش بعث عراق شد چون اصلاً انتظار نداشت ما بتوانیم به این سرعت نیروها را ۳۰۰ کیلومتر جابه‌جا کنیم.
فارس: نیروی هوایی ارتش در کنار سایر نیروهای حاضر در میدان نقش ویژه‌ای در عملیات بیت‌المقدس داشت. حضور عملیاتی نیروی هوایی ارتش چه تاثیری در روحیه نیروها داشت؟امیر آراسته: جنگنده‌های برد بلند و راهبردی نیروی هوایی ارتش مانند اف‌۴ عقبه دشمن را هدف قرار می‌دادند و پشتیبانی لجستیکی دشمن را قطع می‌کردند. وقتی عقبه، پالایشگاه‌ها یا نیروگاه‌های دشمن‌زده می‌شد، ما مطمئن می‌شدیم که دیگر گلوله توپخانه به جبهه نمی‌رسد و پشتیبانی قطع می‌شد.جنگنده‌های اف‌۱۴ ماموریت گشت هوایی را انجام می‌دادند و اگر نبودند، نیرو‌های زمینی نمی‌توانستند در زمین درگیر شوند.جنگنده‌های اف‌۵ هم پشتیبانی تاکتیکی می‌کردند. یعنی اگر من فرمانده گردانی بودم که روی زمین حرکت می‌کردم، هواپیما بالای سر من بود و چشمی بیناتر از من داشت و یگان‌هایی که تانک، پیاده‌نظام یا توپخانه دشمن با من درگیر بودند را می‌زد.
ما باید هم زیر آتش توپخانه دشمن پیشروی می‌کردیم، هم زیر آتش پشتیبانی هوایی خودمان که غالباً جنگنده‌های اف‌۵ بودند و جنگنده‌های اف‌4 می‌رفتند در عمق خاک دشمن، از تمام سامانه‌های پدافندی عراق رد می‌شدند تا منابع حساس دشمن را بزنند تا منجر به فروپاشی یگان‌های دشمن شود.هیچ عملیاتی بدون نیروی هوایی انجام‌پذیر نبود. هم نیروی هوایی ارتش، هم هوانیروز. وقتی می‌گوییم یگانی مستقل عمل کرد، این استقلال فقط مانوری و رزمایشی است، نه عملیاتی. امکان نداشت یگانی حرکت کند ولی توپخانه، جنگنده و هوانیروز پشتیبانی‌اش نکنند و موفق شود.نیروی هوایی عملیات‌های گشت و شناسایی هوایی انجام می‌داد، عکس‌برداری می‌کرد، شناسایی یگان‌های دشمن را انجام می‌داد. بدون عکس‌های هوایی اصلاً نمی‌شد دشمن را شناخت.پشتیبانی نزدیک، عملیات‌های راهبردی مثل حمله به الولید و اچ-۳ همه با نیروی هوایی بود. نیروی هوایی فضایی را برای عملیات زمینی باز می‌کرد.
فارس: از فرصتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار دادید، سپاسگزارم.امیر آراسته: من هم از تلاش‌های شما و همکارانتان در خبرگزاری فارس تشکر می‌کنم.
11:28 - 2 خرداد 1404

3 إعادة النشر5 التفاعل
65k من المشاهدات


1 الإجابة

‌حبیب الله زارع پور‌ صورة الملف الشخصي
@Habibzarepoor2 خرداد 1404
تعليقًا على
‌حبیب الله زارع پور‌ صورة الملف الشخصي
حبیب الله زارع پور

@Habibzarepoor  •  31 اردیبهشت 1404

خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ جمله‌ای پرمفهوم که همچنان در دل‌ها زنده است

"هجرت تبیینی کاروان سفیران شهدای زینبیون" "قبله‌داران صبر"در غرب استان مازندران مسجد جامع شهرستان عباس آباد
٤ MB

إظهار هذا الموضوع