فریاد «مامان…» از زیر آوار؛ روایت تلخ نجات دختر ۴ ساله
مادر جان باخته بود؛ اما فرزندش که یک دخترک ۴ ساله بود، زنده مانده بود. امدادگران کودک را در حالی که مدام فریاد میزد «مامان...» از آغوش مادر شهیدش بیرون کشیدند و بیرون آوردند.
محمداسماعیل توکلی، رئیس اورژانس تهران، در مصاحبهای تلویزیونی از 5 لحظه تلخ و شیرین در جنگ رمضان میگوید که با گذشت روزها هنوز از ذهن نیروهای عملیاتی اورژانس پاک نشده است.روایت میکند که در جریان مأموریتهای اورژانس طی «جنگ رمضان»، صحنههایی را دیدهاند که توصیف آنها نیز دشوار است؛ صحنههایی که هنوز پس از گذشت زمان، از ذهن نیروهای عملیاتی پاک نشدهاند.توکلی از مأموریتی میگوید که کودکی در اثر انفجار به شهادت رسیده و مادرش از او سراغ فرزندش را میگرفته است: «در یکی از عملیاتها، وقتی از میان ازدحام و آشفتگی صحنه عبور میکردم، ناگهان مادری جوان به من نزدیک شد و یقه لباسم را گرفت و پرسید: «بچه من کجاست؟»، در آن لحظه پاسخی نداشتم به مادر بدهم؛ چرا که فرزندش در میان جانباختگان قرار داشت و نیروهای عملیاتی اورژانس پیکر کوچک او را کاور کرده بودند. واقعا مواجهه با چنین لحظاتی برای نیروهای امدادی بسیار سنگین و طاقتفرساست.»
دخترکی که در آغوش مادر شهیدش زنده ماند
رئیس اورژانس تهران با اشاره به یکی دیگر از صحنههای تلخ میگوید: «زیر آوار، مادری پیدا شد که فرزندش را در آغوش گرفته بود. مادر جان باخته بود؛ اما فرزندش که یک دخترک ۴ ساله بود، زنده مانده بود. امدادگران کودک را در حالی که مدام فریاد میزد «مامان...» از آغوش مادر شهیدش بیرون کشیدند و بیرون آوردند.
کودک ۱۱ سالهای که از موج انفجار به بیرون پرتاب شد
وی در ادامه از حادثهای در شمالغرب استان تهران یاد میکند و درباره آن میگوید: «مأموریتی در ناحیه شمال غرب استان تهران به ما اعلام شد؛ جایی که کودکی ۱۱ ساله بر اثر موج انفجار از داخل منزل به بیرون پرتاب شده بود؛ واقعا صحنهای تلخ و استرسزا برای کارشناسان اورژانس بود. در آن مأموریت همکارانم مدام از وضعیت این دختر به من گزارش میدادند که ضربان قلب و تنفس کودک دوباره برقرار شده اس و... الآن الحمدلله به همت تیم اورژانس این دختر ۱۱ ساله به موقع به بیمارستان منتقل شد و الآن صحیح و سالم به زندگی بازگشته است. این یکی از تلخترین اما در عین حال شیرینترین مأموریتها بود که به تیم ما امید داد.»
۲ تولد در موشکباران
توکلی میگوید در همان روزهای دشوار، لحظات امیدبخشی نیز رقم خورده است و در بحبحه موشکباران از ۲ مأموریت خوب و شیرین یاد میکند: «در یکی از مأموریتها در جنوب تهران و مأموریتی دیگر در مرکز تهران، دو نوزاد، یکی پسر و دیگری دختر در داخل آمبولانس و همزمان با موشکباران متولد شدند. یکی از این تولدها در هفته نخست جنگ و دیگری در هفته سوم رخ داد؛ اتفاقی که در میانه ویرانی و اضطراب، نشانهای از تداوم زندگی بود و به نیروهای امدادی روحیه میداد.»پایان پیام/#جنگ_رمضان #موشکباران#شهدای_جنگ_رمضان 15:28 - 9 خرداد 1405