شتابزدگی در انتصاب، بهترین سند ناکارآمدی مدیران ضعیف
کمی صبوری لازم است تا مدیران ناکارآمد بخصوص در ورزش خودشان را نشان دهند. نوع رفتار یک مدیر با یک استعفا، میزان تحصیلات عالیه و عمق درک مدیریتی او را عیان میکند، جایی که با تصمیم گیری اشتباه، بی سوادی و ناکارآمدی خود را فریاد میزند. مثل تصمیم گیری در مقابل استعفای یک مسئول کمیته در هیات ورزشی که زنگ خطری برای مدیر کاردان بوده، اما برای مدیر ناکارآمد فقط مزاحمتی است که باید هرچه سریعتر و بیسروصدا جمع شود.
در واقع، تاریخ هیاتهای ورزشی نشان داده است فقط مدیر ناکارآمد است که بهجای ریشهیابی استعفا، صورت مسئله را پاک میکند و با یک انتصاب عجولانه میکوشد ضعف خود را پنهان کند، غافل از اینکه همین شتابزدگی، بهترین سند ناکارآمدی اوست.حتی اگر فرد منصوبشده، شخصی شایسته، متخصص و قابل احترام باشد، تا زمانی که دلایل استعفای مسئول قبلی بهروشنی اعلام و بررسی نشود، این انتصاب نه نقطه قوت، بلکه دقیقاً سند ناکارآمدی و بیکفایتی مدیر مذکور است. در واقع حتی شایستگی فرد جدید هم نمیتواند ضعف مدیریتی را که از پاسخگویی فرار میکند، پنهان کند.وقتی حکم انتصاب عصر روز جمعه، در روز تعطیل و خارج از ساعت کاری صادر میشود، پیام آن روشن است: ترس از شفافیت. این رفتار نشانه اقتدار نیست، بلکه اعتراف به ناتوانی در مدیریت بحران و پذیرش مسئولیت است. مدیری که به عملکرد خود باور دارد، تصمیمش را در روشنترین زمان و با توضیح کامل اعلام میکند، نه در سکوت تعطیلی.مدیران ناکارآمد بلای جان ورزشاند، چون بهجای ریشهیابی مشکلات، لاپوشانی میکنند. بهجای اصلاح ساختار، افراد را قربانی میکنند که نتیجه این رویکرد چیزی جز فرسایش سرمایه انسانی، بیاعتمادی بدنه ورزش و تکرار چرخه شکست نیست.
ورزش با تصمیمهای شبانه، انتصابهای بیتوضیح و فرار از پاسخگویی ساخته نمیشود. تا زمانی که مدیران ناکارآمد بر مسند تصمیمگیری باشند، حتی بهترین و شایستهترین نیروها هم نمیتوانند ورزش را از این چرخه معیوب نجات دهند.
23:38 - 28 آذر 1404