فریب توافق؛ چرا هر چه توافق می کنیم به بن بست می رسیم ؟
نمی توانیم جلوی تفسیر قراردادهای بین المللی رابگیریم. سوالی که می پرسیم ، چرا؟اگه دقیق آن را بنویسیم! توافق در سیاست بینالملل نه یک توافق بلکه ابزار قدرت است. تجربه برجام نشان داد که تفسیرپذیی، خلائی استراتژیک ایجاد میکند که در آن تفاوت معنای لغوی و برداشت سیاسی، باعث میشود ادعا بر حق غلبه کند.
توافقات بدون ضمانت اجرایی قدرتمند، تنها پوستهای برای بازیهای تفسیری است و هرمز بهترین ضمانت اجرایی
قدرتهای بزرگ از قابلیت تفسیر متن برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده و در صورت ناکامی زور نظامی، به فشار دیپلماتیک و ابهامات حقوقی متوسل میشوند. این امر ناشی از فقدان قاضی عادل و نهادهای بینالمللی مستقل است که عملاً تنها زمانی اقتدار دارند که تحت نفوذ قدرتهای بزرگ باشند.
بیاقتدار بودن نهادهای بینالملل به دلیل وابستگی به قدرتهای بزرگ
با توجه به تنشهای فزاینده روسیه-اوکراین و بحران دریای جنوبی چین، تمرکز و فرصتهای آمریکا در منطقه کاهش یافته است. با این حال، در جهانی که قیم یا داور نهایی، تنها قدرت است، تلاش برای دستیابی به توافقی کاملاً غیرقابلتفسیر، در برابر ماهیت ادعایی حقوق بینالملل، امری ناممکن به نظر میرسد.
مذاکره مستقیم با هدف تضمین حقوق غیرممکن است لذا باید به عنوان ابزاری تاکتیکی برای تجدید قوا و ایجاد استیصال در آمریکا به کار گرفته شود. در این میان، وابستگی افراطی آمریکا به اسرائیل، یک نقطه ضعف استراتژیک است که میتواند با نفوذ اعتراضات به لایههای مدیریتی واشینگتن را با بحرانی بیسابقه مواجه کند
13:41 - 20 ژوئن 2026